به‌منظور کالبدشکافی مشکلات موجود در این صنعت با مهندس سیامک حاج سید جوادی به گفتگو نشستیم.  در حالی که بسیاری از فعالان این حوزه راه‌نجات صنعت سنگ را اعطای وام‌های ارزان قیمت به این صنعت می‌دانند اما حاج سید جوادی در یک چهارچوب مبتنی بر ادبیات اقتصادی معتقد است، صنعت سنگ نیازمند ایجاد یک زنجیره تامین مناسب و تعامل ساختار‌یافته بین فعالان این حوزه است. حاج سید جوادی شکاف بین معدن‌داران و کارخانه‌داران را از جمله عوامل مهم در کاهش قدرت رقابت‌پذیری این صنعت در عرصه جهانی می‌داند. او می‌افزاید نزاع بر سر کسب سود بیشتر بین این دو گروه، در نهایت به قیمت‌شکنی و خروج ارزش افزوده از چرخه صنعت سنگ و اقتصاد کشور منجر شده است. همچنین هدف‌گذاری تسهیلات باید در نرخ واقعی و تنها شامل کارآفرینان حقیقی و شایسته در عرصه صادرات باشد نه انگیزه‌هایی که تنها بر بازار داخلی و کسب سود بیشتر متمرکزند.

برای شروع بهتر است به بحث صادرات بپردازیم، یکی از راه‌کارهای ورود صنعت سنگ به بازارهای جهانی حضور در نمایشگاه‌های بین المللی است، به نظر شما وضعیت سنگ کشور در این زمینه چگونه است؟

از جمله مزایای حضور در نمایشگاه برقراری ارتباط مستقیم با متقاضیان حجم بالا برای محصولات، همچنین شناسایی و استخراج تقاضای کشورهای دیگر برای انواع سنگ است. رکن اصلی حضور در نمایشگاه‌ها شناسایی بازار مقصد است. اگر اطلاعات مربوط به بازار به درستی ارزیابی شود ما می‌توانیم هر بازار را متناسب با مزیت نسبی خود هدف بگیریم. حضور در نمایشگاه‌هایی که در آن مزیت نسبی و به‌عبارتی توان رقابتی نداریم به‌لحاظ اقتصادی عملا صرفه‌ای نخواهد داشت. استخراج این اطلاعات به دو صورت امکان‌پذیر است یا باید بدانیم طی سال‌های گذشته در این بازار بیشترین حجم مبادلات مربوط به کدام نوع سنگ بوده است؛ سپس بررسی شود که محتوای تولیدی کشور با تقاضای موجود سازگاری دارد یا خیر؟و درنهایت تصمیم برای حضور در نمایشگاه گرفته شود. در روش دوم ما می‌توانیم بازارهای رقبای بین‌المللی خود را رصد کرده و ما نیز برای صادرات به آن‌ها تلاش کنیم. برای مثال اگر ترکیه سنگ‌های مشابه کشور ما را به برخی کشورهای خاص صادر می‌کند ما نیز این کشورها را به‌عنوان مقصد انتخاب کنیم.

چه سیاست‌های کارآمدی در زمینه تشویق صادرات سراغ دارید؟ اگر مثالی از کشورهای دیگر دارید برای ما توضیح دهید.

شاید پر بیراه نباشد اگر بگویم تاکنون سیاست تشویق صادراتی مناسب نداشته‌ایم. صادرکننده در حقیقت نماینده کشور برای معرفی محصولات وطنی، کسب سهم بازار برای کشور و نهایتا ارزآوری به سیستم اقتصادی است. برای این امر کشور باید حداقل تسهیلات لازم برای مثال هزینه سفر، اجاره غرفه و هتل را برای او فراهم کند تا او با فراغ بال بر هدف خود که فروش است متمرکز شود. در کنار این موضوع، توزیع چنین تسهیلاتی باید شایسته محور نیز باشد برای مثال اگر قرار است در بازاری سنگ تراورتن را معرفی کنیم باید خبره‌ترین و موفق‌ترین صنعتگر کشور در این حوزه راهی بازار بین‌المللی شود. در کشور ما چنین تسهیلاتی در اختیار صادرکنندگان قرار نمی‌گیرد ولی وقتی به کشور رقیب برای مثال ترکیه نگاه می‌کنیم حداقل می‌توان این سیگنال اقتصادی را به تصمیم‌سازان داد که این رویه کارآمد بوده است. دولت ترکیه در نمایشگاه‌ها غرفه‌های یکپارچه با تعداد کافی برای صنعتگران سنگ خود اجاره کرده، مترجم در اختیارشان می‌گذارد، مشاور بانکی آن‌ها را در نمایشگاه‌همراهی می‌کند و همه‌هزینه‌های سفر و اسکان را به آن‌ها ارائه می‌دهد. این امر موجب می‌شود صنعتگران تنها بر وظیفه و تخصص خود که‌همان امر بازاریابی است، متمرکز شده و به‌طبع عملکرد بهتری نیز داشته باشند یا کشوری مثل ایتالیا اتاق بازرگانی‌ای با تعامل و پویایی قوی دارد که ضمن شناسایی بازارهای هدف تعداد محدودی از بهترین تولیدکنندگان خود را به کشورهای مقصد معرفی و حمایت همه‌جانبه‌ای برای انعقاد قرارداد از آن‌ها به‌عمل می‌آورد.

ادبیات اقتصاد، پرداخت وام‌های ارزان قیمت به بخش‌های تولیدی برای بهبود تکنولوژی، افزایش بهره‌وری و توسعه آن‌ها را رد می‌کند. نظر شما در این زمینه چیست آیا پرداخت این قبیل تسهیلات می‌تواند به توسعه ابعاد این صنعت کمک کند؟

خیر بنده با این رویکرد کاملا مخالفم. اگر هدف، توسعه صادرات است باید تسهیلات در نرخ‌های منطقی و توجیه شده و در راستای صادرات ارائه شود. یک طرح توجیهی فنی باید قادر باشد بازده نهایی حاصل از وام اخذ شده را احراز کند. تسهیلات در نرخ‌های معقول و بدون سوبسید همانند رقبا (برای مثال ترکیه) باید در اختیار کارآفرینان حقیقی قرار گیرد. اگر کارنامه تولیدکننده‌ای در زمینه صادرات نشان می‌دهد او فرد شایسته‌ای است می‌تواند هدف اصلی وام با نرخ واقعی قرار گیرد. دادن وام‌های ارزان قیمت بدون هدف جز هرز منابع و ترویج رفتار سودجویی از بازار داخلی حاصلی نخواهد داشت. این امر انجام تولیدات برای بازار داخلی را ترویج می‌دهد چون بیشتر اوقات سود بازار داخلی به مراتب بیشتر از صادرات است (گاهی حتی سودهای بالای ۱۵۰ تا ۲۰۰ درصد نیز عاید تولیدکنندگان می‌کند) .بنابراین اگر هدف توسعه صادرات است رویکرد در این زمینه باید تغیر کند.

برای بهبود این صنعت، چگونه می‌توان صنعت سنگ را به تکنولوژی روز دنیا مجهز کرد؟

در صنعت سنگ، ما تکنولوژی روز دنیا را داریم ولی حجم آن کم است. از بین ۶۰۰۰ واحد تولیدی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ واحد مجهز به تجهیزات پیشرفته‌هستند. بهبود تکنولوژی این صنعت از مجرای معادن ما می‌گذرد. هدف اصلی در این زمینه باید معدن‌داران کشور و ارائه راه‌کاری برای تجهیز آن‌ها باشد. در کشورهای دیگر به‌طور خاص ترکیه این صنعت‌گران هستند که صاحب معادنند. این سیاست حلقه گم شده در صنعت سنگ کشور است. تعامل این دوبخش بر اساس سازوکار نظام‌یافته‌ای نیست، هر وقت بحث صادرات مطرح است این دو گروه با هم تعارض دارند. کارخانه‌دار می‌خواهد بیشترین سود ممکن را کسب کند و سنگ را ارزان بخرد و معدن‌دار نیز همین قصد را دارد و می‌خواهد قیمت سنگ خود را افزایش دهد، بنابراین این دو وارد چالش می‌شوند. باید معدن‌های مجهز را با کارخانه‌ها یکپارچه کرد تسهیلات به‌گونه‌ای ارائه شود که معادن مجهز به ماشین‌آلات پیشرفته، در اختیار کارخانه‌داران قرار گیرد. این همان اهرمی‌است که صنعت سنگ را قادر به رقابت در عرصه بین‌المللی می‌سازد. زیرا تولیدکننده سنگ به راحتی می‌تواند در مورد قیمت سنگ خود تصمیم‌گیری کند. هدف اصلی تسهیلات در نرخ‌های واقعی باید کارخانه‌دارانی باشند که خودشان نیز معدن دارند، این امر هم توسعه تکنولوژی را در مسیر صحیحی قرار می‌دهد هم توسعه صادرات کشور را میسر می‌کند

بنابراین شما اعتقاد دارید مشکل اصلی در صنعت سنگ کشور، زنجیره تامین مناسب است؟

پاشنه آشیل صنعت سنگ کشور فقدان تکنولوژی مناسب در بخش معادن است که موجب ایجاد اخلال در زنجیره تولید این صنعت شده است. ترمیم این بخش اراده دولت در قالب عرضه تسهیلات هدفمند را می‌طلبد. تسهیلات نه در قالب وام‌های ارزان قیمت بلکه به‌صورت کاملا جهت‌دار در فرم ارائه تجهیزات و ماشین‌آلات باید به صنعت سنگ کشور تزریق شود. در این میان اولویت‌های اهدای وام در جهت توسعه صادرات باید معدن‌دارانی را هدف بگیرد که پتانسیل لازم برای حضور در بازارهای جهانی را داشته باشند. تقویت بخش معدن کشور قدرت صنعت سنگ در تامین مواد اولیه مناسب را ارتقاء داده و در صورت اتصال به کارخانجاتی با درجه فرآوری بالا، بهبود کلی وضعیت صنعت سنگ را میسر می‌سازد. به دیگر بیان گام اول در ارائه تسهیلات باید تجهیز معادن به تکنولوژی و ماشین‌آلات مناسب باشد و در مرحله بعد کارخانجات فرآوری باشد.