آیا به طور کلی اراده‌ای ساختار یافته و منسجم برای شناسایی بازارهای هدف برای صنعت سنگ وجود دارد یا تنها تلاش‌های فردی یا گروهی فعالان این صنعت در ابعاد کوچک در حال تحقق است؟

هر چند فعالیت‌های معدنی در کشور ما، کاری فوق‌العاده دشوار با بهره اقتصادی کم است، اما به طور کلی اراده‌ای ساختار یافته و منسجم برای شناسایی بازارهای هدف برای صنعت سنگ وجود ندارد، فعالیت‌ها در این بخش تنها با تلاش‌های فردی و گروهی فعالان سنگ در ابعاد کوچک تحقق می‌یابد. کشور ما با داشتن تقریبا یک درصد جمعیت جهان، یک درصد مساحت جهان، تقریبا معادل ده درصد مواد معدنی جهان را دارد، ما بالقوه کشور ثروتمندی هستیم ولی با کمال تاسف، نقش این مواد معدنی و این ثروت بالقوه در تولید ناخالص داخلی، هیچ‌وقت به یک درصد هم نرسیده است، بخش معدنی سنگ‌های ساختمانی، بخش کوچکی از این یک درصد را تشکیل می‌دهد و جای چندانی در برنامه‌ریزی‌های ملی ندارد تا اراده‌ای ساختار یافته و منسجم برای شناسایی بازارهای هدف برای این صنعت سنگ به وجود آید.

 به عنوان یک خبره راه کار اصلی در بهبود وضعیت صادرات این صنعت و ورود به بازارهای خارجی را در چه می‌دانید؟

واقعیت آن است که در کشور ما وجود مالیات‌های بالا، نرخ بالای‌سود تسهیلات، بهره‌های بانکی، عدم دسترسی به تکنولوژی روز، عدم دسترسی به ماشین‌آلات معدنی، نبود ساختارهای مناسب حمل و نقل، گران بودن کرایه انتقال محصولات به مراکز فرآوری و در نهایت سیاست‌های غلط ضد تولیدی موجب شده تا قیمت تمام شده محصولات معدنی ما بالا بوده و قابلیت رقابت ما را در بازارهای جهانی از بین برده است. درست است که ما به خاطر دارا بودن ذخایر معدنی مناسب، مزیت اقتصادی داریم، ولی این مزیت به تنهایی نمی‌تواند سهمیه از دست رفته را باز پس بگیرد. ما با تجارت بین‌المللی و الزامات آن آشنایی نداریم، این بازار بزرگ و پر اهمیت را با مدیریت سنتی اداره می‌کنیم، مبادلات مستقیم ارزی و ریالی نداریم، دسترسی مستقیم به بازارهای عمده مصرف نداریم، و نمی‌توانیم از امکانات این بازار استفاده کنیم، نمایشگاه‌های معدنی ما در دیگر کشورها بی‌سروسامان و بی‌نظم هستند این امر باعث می‌شود نتوانیم در بازار بین‌المللی صاحب سهم شویم، بخش عمده‌ای از ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی ما استاندارد نیست، به تکنولوژی خط تولید تمام خودکار برای فرآوری هوشمند دسترسی نداریم، در محصولات تولیدی کنترل فرآیند و کنترل کیفیت نداریم، استانداردهای جهانی را در فرآیند تولید رعایت نمی‌کنیم، نیروهای کاری ما آموزش فنی کافی ندارند، اغلب از طریق شاگردی و استاد کاری رشد می‌کنند،

آیا در شرایط فعلی تزریق سرمایه به معادن یا کارخانه‌ها اقدامی‌گره‌گشا است یا ابتدا باید تقاضای موثر ایجاد کرد و سپس به تجهیز این بخش‌ها پرداخت؟

در تزریق سرمایه باید الزامات آن را هم در نظر گرفت، یکی از این الزامات تعیین نرخ بهره است، با نرخ‌های امروزی برای ایجاد یک کارگاه متوسط فرآوری سنگ قریب به پنج میلیارد تومان سرمایه لازم است، اولا اگر این پول را در بانک سپرده‌گذاری کنند، بدون دردسرهای قانون کار، بیمه، مالیات تهیه سوخت و پرداخت هزینه‌های جاری، قریب هفتاد میلیون تومان در ماه بهره دریافت می‌کنند، این کار، عملی بسیار ضد تولیدی است، حالا اگر فردی به دلایل شخصی و علاقه وافر به تولید و کارآفرینی، تمامی‌مشکلات گفته شده را به جان بخرد برای تامین و تهیه سرمایه مورد اشاره شما، چه مقدار بهره باید پرداخت کند؟ در حال حاضر دستگاه‌های اداری ما هماهنگ نیستند، در یک طرف سازمان مسوول معدنی را داریم که در بسیاری از موارد کاملا پشتیبان کارهای معدنی است و در طرف مقابل، مجموعه‌های بزرگی را داریم که اصلا دغدغه یا وظیفه شنیدن مشکلات تولیدی را ندارد، اگر با ادامه این وضع بخواهید تزریق سرمایه کنید، بعید است که به نتیجه مطلوب برسید.

در صورت ایجاد تقاضای موثر در صنعت سنگ آیا ساختار تولیدی کشور یا به دیگر بیان زنجیره تولید نیز باید مورد بازنگری قرار گیرد؟

تقاضای جهانی یقینا وجود دارد، آمارها نشان می‌دهد سهم جهانی صادرات سنگ ایران کمتر از نیم درصد است، در حالی که قاره آسیا بیش از نیمی‌از سنگ‌های مصرفی جهان را تولید می‌کند، یقینا سهم ما در بازار جهانی به تناسب حضورمان در آسیا بیش از نیم درصد است، برای رسیدن به مقادیری بیش از نیم درصد، بازنگری در تمام زنجیره حاکم بر تولید، نه فقط زنجیره تولید، الزامی‌است.

در صورت توسعه این صنعت، چشم‌انداز اقتصادی آن از بعد اشتغال و درآمد ملی چگونه ارزیابی می‌شود؟

ذخایر کشف شده سنگ‌های ساختمانی کشور ما در حدود پنج میلیارد تن برآورد شده است، از این مقدار در بهترین شرایط، ما سالانه در حدود پانصد هزار تن را صادر کرده‌ایم، این مقدار هم کمتر از نیم درصد مصرف جهان هست، یعنی ظرفیت بالقوه عظیمی‌در کشورمان وجود دارد که می‌تواند نقش مهمی‌در اقتصاد ملی و کسب ثروت ایفا کند. در حدود بیست هزار نفر در معادن سنگ تزیینی کشور ما اشتغال به کار دارند، اگر با یک هدف‌گذاری معقول و منطقی این تعداد به دو برابر افزایش یابد و با رعایت اصول فنی و استانداردها، کیفیت محصولات افزایش یابد، مطابق آمارهای سازمان بین‌المللی کار، به دنبال هر اشتغال به کار معدنی، قریب بیست نفر دارای شغل خواهند شد.هر چند این اعداد تقریبی است اما ملاحظه می‌کنید اثر بی‌نظیری در تولید ناخالص داخلی، ورود ارز و رفع بخشی از مشکل بیکاری خواهد شد.

آیا می‌توان در شناسایی و بهره‌برداری معادن داخلی از سرمایه‌گذاران خارجی استفاده کرد؟ به بیان دیگر یکی از راه‌های ورود به بازار جهانی از این کانال شکل بگیرد؟

بله قوانین بالادستی ما این اجازه را می‌دهد؛ اما این اقدام مستلزم فراهم آوردن شرایط مناسب برای جذب سرمایه‌های خارجی و تامین مالی است، در حال حاضر به علت تغییرات مداوم اقتصادی، وضع قوانین و تعرفه‌های یک باره، اعتماد سرمایه‌گذاران جلب نمی‌شود. مناسب نبودن اوضاع مراودات مالی، عدم گشایش اسناد اعتباری و عدم دریافت بهای مواد معدنی از طریق متداول جهانی، مزید بر علت است، در تمام دنیا برای جلب سرمایه امتیازهایی در نظر می‌گیرند، کشور ما هم می‌تواند در قالب قوانین و مقررات این گونه رفتار کند تا زمینه ورود و خروج سرمایه و سود مشروع حاصل از فعالیت‌های معدنی فراهم شود.

تجارب موفق خود در زمینه اکتشاف و صادرات را تبیین کرده و راهکارهایی که در این زمینه موجب بهبود وضعیت صنعت سنگ کشور می‌شود را بیان کنید؟

با همراهی و حمایت فعالان شناخته شده صنعت سنگ موفق شده‌ایم معادن مختلفی را در مناطق محروم کشور کشف کرده و پروانه‌ها و گواهینامه‌های آن را چه به نام شخصی و چه به نام شرکت‌های محل فعالیت،ثبت کنیم.

 راه‌حل‌های بهبود وضعیت به‌کارگیری تکنولوژی در معادن و ارتقای سطح فناوری در صنعت سنگ را چه می‌دانید؟

ببینید دولت در قامت حاکمیت باید حکمرانی کند، شرایط بین‌المللی را فراهم، نسبت به شناسایی پتانسیل‌های معدنی کشور اقدام کرده و آن را در قالب محدوده‌های معدنی و به صورت مزایده‌ای واگذار کند، در این صورت بخش خصوصی با اطمینان بیشتر و با علم و اطلاع از این که وارد چه کاری می‌شود، کار را شروع خواهد کرد، از طرفی الزامات منطقی برای تامین سرمایه با نرخ بهره مناسب را دولت باید فراهم کند، در حال حاضر، نرخ بهره وام بانکی مستقل از نوع فعالیت است، برای پرداخت بهره وام، معدنچی معدن دور افتاده‌همان بهره‌ای را پرداخت می‌کند که تاجر خیابان‌های پر زرق و برق در شهرهای بزرگ می‌پردازند، اگر شرایط مناسب برای فعالیت بخش خصوصی و ورود سرمایه خارجی فراهم شود، یقینا فعالیت‌های معدنی ایران شکوفا خواهد شد.