حلیه صبورنژاد

ایده زیبایی، به‌عنوان یک برساخته اجتماعی، در رفت و برگشت میان عاملیت افراد و سازوکارهای اجتماعی شکل می‌گیرد. از روزگار شکل‌گیری رسانه‌های جمعی تا امروز، همواره نگرانی منتقدان فرهنگی این بوده که تعریف زیبایی هر روز بیش از دیروز، دستکاری ‌شود؛ به این معنی که رسانه با مداخله‌ در زندگی اجتماعی، مختصات زیبایی را تعیین کند. نزدیک‌ترین سوژه این تعیین‌کنندگی رسانه به ما، بدن‌هایمان است. از زمان تولد صنایع فرهنگی تاکنون، روند عرضه معیارهای ارزیابی بدن از رسانه به جامعه هرگز متوقف نشده است اما نمی‌توان تغییرات ناشی از فراگیری «رسانه‌های اجتماعی» را در این میان نادیده گرفت. به نظر می‌رسد جامعه ایران نیز بر اثر عوامل مختلف در حال تجربه چالش‌هایی جدی درخصوص مفهوم زیبایی است که در ادامه از بعد رسانه‌ای-ارتباطی به این چالش می‌پردازیم.

سفر صنعت مد

به واسطه جهانی شدن ارتباطات و از جمله کاربری جهانی رسانه‌های اجتماعی، صنعت مد، به‌عنوان جزئی از یک کلیت اجتماعی، از بستر اجتماعی خود جدا می‌شود و در جوامع مختلف مکان‌یابی می‌کند. بدین ترتیب جوامعی که تا پیش از این هرگز در آنها صنعت مد شکل نگرفته بوده در معرض بدیع‌ترین و گاه آوانگاردترین دستاوردهای این صنعت قرار می‌گیرد. از طرفی، یکی از اقتضائات این عصر آن است که در افراد نوعی «تمنای اتصال به آنچه جهانی است» شکل گرفته است. بنابراین افراد با دخل و تصرف در بدن خود، با حجیم کردن لب‌ها، بالا بردن نوک بینی و گونه و ابرو، خود را به چیزی جهانی پیوند می‌زنند که در ذهن آنها، معیارهای جهانی زیبایی است. شاید چنین برداشتی سوءتفاهم زیبایی‌شناسانه ناشی از رسانه باشد که آنچه «رسانه‌ای-نمایشی» است را برای مخاطبش «جهانی» جلوه می‌دهد. رسانه همواره با نمایش رسانه‌ای بخشی از واقعیت این‌گونه القا کرده است که در حال نشان دادن ذات و کل واقعیت است.

مصرف بدن در بازار نمایش

امروز گردانندگان صنایع زیبایی جهان، بیش از رسانه‌های جمعی، دلبسته رسانه‌های اجتماعی هستند. آنان با بهره بردن از رسانه‌های اجتماعی موجی پدید آورده‌اند که خود آن را «انقلاب صنعت زیبایی» می‌نامند و بابت آن، سپاسگزار «نسل سلفی» هستند. صنعت زیبایی تا پیش از این با هیچ رسانه توده‌ای، نتوانسته است تا این حد توده‌ها را در مدها و منافع خود درگیر سازد. در واقع امروز در عمل بسیاری از مردم بیش از آنچه مالک بدن خود باشند، به اشتراک‌گذارنده آنند و در چنین شرایطی برد با صنایع زیبایی است. شبکه‌های اجتماعی و به‌طور خاص شبکه‌های اجتماعی عکس‌محور، بستری هستند که به تمرکز بر مصرف بدن دامن می‌زنند. می‌خواهید بدانید چطور بدن سوژه مصرف می‌شود؟ به فرآیند به اشتراک‌گذاری عکس‌ها در شبکه‌های اجتماعی نگاه کنید. همه‌چیز شبیه فرآیندی است که در یک کارخانه شکل می‌گیرد. عکسی از بدن گرفته می‌شود که بدن برای آن عکس حکم ماده خامی که از طبیعت استخراج می‌شود را دارد. بدن اینجا دیگر یک کل واحد نیست و در شرف تغییر، تعدیل و گاه حتی تجزیه (در مواردی که عکس پا یا دست به تنهایی به اشتراک گذاشته می‌شود) قرار دارد. این ماده خام بنابر قواعد بازار (که در اینجا هنجارها و مدهای تکنولوژیک عکاسی در شبکه‌های اجتماعی هستند) و با ابزارهای دخل و تصرف (ابزارهای ادیت عکس و فیلترها) از شکل اولیه خود خارج می‌شود و به‌عنوان یک کالای تولیدشده در شبکه اجتماعی (بازار) عرضه می‌شود و با معیارهایی همچون لایک و کامنت مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

در چنین فرآیندی، بدن تبدیل به کالایی نمایشی می‌شود. تبدیل بدن به کالایی نمایشی، یک انتخاب است که تکنولوژی به افراد می‌دهد و اینکه ایشان تا چه حد در این امر پیش می‌روند معلول شرایط اجتماعی و فردی آنان است. بنابراین پیش از آنکه تکنولوژی را پای میز محاکمه بکشانیم باید تمام آنچه را در فرهنگ و جامعه در حال رخ دادن است تحلیل کنیم.

زیبا شدن به مثابه یک موفقیت

رسانه‌های اجتماعی، پشت صحنه صنایع زیبایی را همگانی کرده‌اند و پیش چشم کاربران گذاشته‌اند. این یعنی حالا مردم می‌دانند هنرپیشه‌ای که تا پیش از این اسطوره زیبایی‌ به حساب می‌آمده، بدون گریم و قبل از جراحی‌های زیبایی چندان زیباتر از آنها نبوده است. آنها همچنین در ویدیوهای آموزشی می‌بینند که چطور یک صورت ساده با گریمی سنگین زیبایی زائدالوصفی کسب می‌کند. دانستن چنین حقایق به ظاهر کم اهمیتی این تصور را در ذهن مخاطب به وجود می‌آورد که زیبا شدن در درجه اول یک موفقیت و دستاورد و در درجه دوم قابل دسترس است. به این ترتیب و با تعریف زیبایی به‌عنوان یک هدف، افراد عادی بیشتری درگیر در خدمات و کالاهای زیبایی می‌شوند و همواره فشار بیشتری برای پیوستن به این جریان ایجاد می‌شود. حتی در سال‌های اخیر شاهد هستیم که مردان نیز بیش از گذشته به خدمات زیبایی روی آورده‌اند و دیگر این یک عرصه کاملا زنانه نیست. یکی از عوامل ایجاد فشار اجتماعی برای کسب زیبایی، تحریفی است که شبکه‌های اجتماعی عکس در واقعیت انجام می‌دهند؛ افراد در این شبکه‌ها با عکس‌هایی از صورت‌هایی بدون نقص مواجه می‌شوند که این بی نقصی ناشی از تکنیک‌های عکسبرداری و ویرایش عکس است اما مخاطب به‌طور ناخودآگاه فشاری در مسیر کسب چنین بی‌نقصی ظاهری‌ای احساس می‌کند. از سوی دیگر، تبلیغات صنایع زیبایی به مخاطبان خود می‌گویند: «زیبایی، ذاتی است نزد ما که شما فاقد آن هستید. زیبایی را کسب کنید. زیبایی را بخرید.» گاه این پیام‌ها آن‌قدر تکرار می‌شوند که «سالم ماندن» زیر سایه «زیبا شدن» قرار می‌گیرد، «مدیریت بدن» با «مدیریت زیبایی بدن» اشتباه گرفته می‌شود و خریداران خدمات زیبایی تصور می‌کنند از طریق مبارزه با چین و چروک‌های صورتشان در حال پیشگیری از پیر و بیمار شدن هستند.

رسانه‌های اجتماعی، یک جزء از نظام اجتماعی

درست در همین دقایقی که این یادداشت در حال خوانده شدن است، حساب‌های بانکی کلینیک‌های زیبایی به سرعت در حال پر شدن هستند و در همین حال جوک‌های زیادی درخصوص افراط ایرانیان در جراحی‌های زیبایی و آرایش و... در حال دست به دست شدن. شاید در همین لحظات یکی از ستاره‌های سینما در حال انکار جراحی‌های زیبایی اش باشد یا همین حالا یک دستگاه چندین میلیونی انجام خدمات زیبایی از گمرک ترخیص شود. میان همه اینها چیزی که نباید فراموش شود این است که تمام آنچه در حال اتفاق افتادن است در یک نظام اجتماعی روانشناختی پیچیده روی می‌دهد که به سختی می‌توان عوامل در هم تنیده آن را از یکدیگر جدا کرد. آنچه از نقش رسانه و به‌طور خاص رسانه‌های اجتماعی در این پدیده گفته شد، در چنین نظام پیچیده‌ای در حال عمل کردن است و برای تحلیل دقیق باید سایر عوامل اجتماعی- فرهنگی را در کنار عامل رسانه بگذاریم و سعی کنیم به فهمی اجتماعی ارتباطی دست یابیم.