سعیده فراهانی

روزنامه نگار

پیشینه تاریخی استفاده از لوازم آرایش در ایران به سال‌های بسیار دوری برمی‌گردد. به‌عنوان مثال، آرایش چشم از حدود ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در ایران رواج داشته است. در کتاب تاریخ باستانی ایران نوشته ریچارد نلسون آمده است که زنان ایرانی از قرن ها پیش به ایران از «هفت قلم آرایش» استفاده می‌کردند: سرمه، حنا، سرخاب، سفیداب، وسمه، زرک و خال1. عدد هفت در کیش زرتشتی سمبل کمال بود، کسی که هفت قلم آرایش می‌کرد به مثابه این بود که نهایت تلاش خود را در جهت زیبا سازی انجام داده است. در حفاری‌های به عمل آمده در قبرستان«تبرک» که متعلق به قرن سوم و چهارم هجری است، مشخص شد که زنان ایرانی آن قدر به زیورآلات و لوازم آرایش علاقه‌مند بودند که حتی پس از ورود اسلام نیز با آنها به خاک سپرده می‌شدند.2چنین علاقه‌ای به آراستگی و زیبایی فقط متعلق به آن دوره نبوده و امروزه نیز شاهد وابستگی زنان ایرانی به لوازم آرایش هستیم. گواه آن نیز رتبه هفتم کشور ما در جهان در مصرف لوازم آرایش است.

اما با این تفاوت که امروزه مصرف بیش از حد لوازم آرایش، امر طبیعی زیبایی و آراستگی را تبدیل به یک مساله کرده است. مصرف بیش از حد لوازم آرایش می‌تواند دلایل مختلف روانشناختی و جامعه شناختی داشته باشد که در این نوشتار به صورت مختصر به آن می‌پردازیم.از منظر روانشناختی می‌توان گفت که نیاز انسان به خودنمایی و زیبایی می‌تواند دلیل استفاده از لوازم آرایشی باشد. الکساندرماری، در طبقه‌بندی بیست گانه نیازها، «نیازبه خودنمایی» را مطرح و آن را این‌طور تعریف می کند: «نیاز به خودنمایی یعنی خود را طرف توجه قرار دادن، روی دیگران تاثیر گذاشتن، دیگران را تحریک کردن، کنجکاوی آنها را برانگیختن و آنها را سرگرم کردن»3.

بنابراین می‌توان گفت انسان به‌طور طبیعی این نیاز را دارد که با آراستن، خود را در منظر دیگران زیبا جلوه بدهد. اما برطرف ساختن بیش از حد این نیاز، خود زمینه ساز مسائل دیگری می‌شود. اکثر مصرف‌کنندگان لوازم آرایش بر این باورند که بدون آرایش اعتماد به نفسی ندارند و از خود حقیقی شان راضی نیستند. در حقیقت فرد ممکن است ابتدا با مصرف لوازم آرایش، اعتماد به نفس پیدا کند، جسارت صحبت کردن در خود ببیند، رضایت بیشتری از ظاهر خود داشته باشد و درنهایت شاداب‌تر باشد اما به مرور درمی‌یابد که بدون لوازم آرایش هیچ کدام از این احساسات خوب را نسبت به خود، ندارد.اما از منظر جامعه شناختی برای این مساله می‌توان دلایل مختلفی بیان کرد. معمولا قوانین اجتماعی ایران درخصوص حجاب به‌عنوان اولین دلیل استفاده بی‌رویه از لوازم آرایش معرفی می‌شود. زنان ایرانی به این دلیل که حجاب دارند و فقط صورتشان مشخص می‌شود، بیشترین آراستگی و آرایش را در صورت خود به‌کار می‌برند. اما این تنها دلیل نمی‌تواند باشد. اگر بخواهیم نگاهی کلی‌تر داشته باشیم باید بگوییم که جامعه ایران جامعه‌ای مصرف گرا است. در چنین جامعه ای، مقولاتی مانند الگو و فرهنگ مصرف، سبک زندگی و مُد، با روش‌های مختلفی به افراد تزریق می‌شود. در تبلیغات تلویزیونی،
رسانه ها، فیلم و سریال ها، همواره انسان زیبا اعم از زن و مرد، به‌عنوان فردی معرفی می‌شود که همه استانداردهای زیبایی را در چهره و اندامش داشته باشد و همچنین از میزان زیادی از آرایش برخوردار باشد. انتقال این باورها به مردم، در جریان صنعت فرهنگ سازی اتفاق می‌افتد. در این صنعت، کالاهای فرهنگی خاصی برای استفاده مردم تولید می‌شود. بخشی از این کالاها لوازم آرایشی است. در اصل فرهنگ نیز چون دیگر کالاها مصرف می‌شود و سود اقتصادی بسیاری برای گردانندگانش به همراه می‌آورد. به‌عنوان مثال مراسم دختر شایسته یا ملکه زیبایی را می‌توان به‌عنوان یکی از مصادیق صنعت فرهنگ سازی در زندگی زنان معرفی کرد. در این مراسم که هر سال انجام می‌شود کالاهای لوکس از جمله لوازم آرایش به زنان عرضه می‌شود که به دنبال آن سود کلانی عاید سرمایه داران این صنعت می‌شود.

دلیل دیگر می‌تواند این باشد که امروزه نوعی ریاکاری، فریبندگی و عدم هماهنگی بین ظاهر و باطن به وجود آمده است و علت آن مانند بسیاری از رفتارهای دیگر ما ریشه در عدم صداقت و ظاهربینی مفرطی دارد که در اخلاق و رفتار همه افراد جامعه آشکار شده است. در جامعه‌ای که راستگویی نمی‌تواند در رسیدن افراد به آرزوهایشان تاثیری داشته باشد، نمی‌توان از افراد انتظار داشت که صورت صادقانه‌ای داشته باشند. درچنین جامعه‌ای که همه چیز مانند کالا خرید و فروش می‌شود و منزلت اجتماعی افراد بر اساس قدرت خرید و مصرف آنان ترسیم می‌شود و امر معنوی و طبیعی خریدار ندارد، دیگر پدیده آرایش بی‌رویه زنان امر تعجب آوری به‌شمار نمی‌رود. در آخر باید گفت که دلایل متعددی جامعه ما را از نیاز طبیعی به آراستگی و زیبایی به سمت پدیده بی هویتی و مصرف بیش از حد لوازم آرایش سوق داده است. این پدیده نمایانگر این است که کماکان پرداختن به ظاهر، بیشتر از کسب علم و آگاهی در جامعه ما دارای اهمیت است و تا زمانی که شاهد چنین جریانی باشیم، نمی‌توان انتظار پیشرفت در عرصه فرهنگ و متعاقب آن در دیگر عرصه‌ها را داشت.

منابع:

۱- نلسون، ‌فرای ریچارد، تاریخ باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب نیا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۳.

۲- محمودآبادی، سیداصغر، پژوهش‌هایی در تاریخ و سیاست ایران باستان، ‌انتشارات مهزیار، ‌اهواز، ‌۱۳۸۳.

۳- رحیمی نیک، اعظم: «تئوری‌های نیاز و انگیزش»، تهران، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۷۴.