ایسنا: زردیش چشم را می‌نوازد و قدرت مالی اش تفاخر را به همراه دارد. این قصه، قصه امروز نیست. شعاع طلایی این قصه در طول تاریخ کشیده شده، از میوه‌های طلا ساخت، تاج و گوشواره تا کمربندها و دسته‌های شمشیر که در دست مردان مبارز، نشان از جایگاهشان داشته است. طلا فلزی گرانبها که در کنار بهایش اثری هنری از آن خلق می‌شود اگر سری به موزه‌های تاریخی بزنیم نقوش و طرح‌هایی را خواهیم دید که در هر زمان به شکلی آذین بخش زندگی انسان بوده است و بر زیبایی و ابهتش افزوده‌اند و اصفهان، یکی از قطب‌های ایران در تولید طلا به عنوان یک پوشش شناخته می‌شود. شلوغی و همهمه آن‌قدر زیاد است که نمی‌گذارد. صدای آبنمای اول بازار به گوش برسد .از ابتدا تا انتهای بازار پر از مغازه‌های کوچکی است که ویترینشان کمی به‌هم‌ریخته آذین‌شده است اینجا حرف از قیمت و بورس و طلا است و انگار همه به نوعی عجله دارند، سریع خرید می‌کنند عمده خرید می‌کنند و در این میان هستند خانم‌هایی که به آرامی راه می‌روند و چشم به ویترین‌ها می‌دوزند تا آنچه می‌خواهند پیدا کنند.

اینجا بازار طلا میدان نقش‌جهان است، بازاری که به گفته قدیمی‌ها، ۶۰ سال پیش به دست بازاری‌ها بازسازی‌شده و طلاسازها در آن شروع به کارکرده‌اند. می‌گفتند قبلاً در همین مغازه‌ها طلا ساخته می‌شد ولی حالا کارگاه‌های طلاسازی بار خود را از مغازه‌ها جمع کرده‌اند و به‌صورت شرکت‌های مختلف در این بازار مشغول به کارند. اینجا بیشتر رنگ و بوی بورس دارد تا رنگ طلایی، گویی مردان اینجا هستند تا برای یک مغازه دیگر عمده خرید کنند. اما آیا هرکدام از این آدم‌هایی که در بازار می‌دوند می‌دانند که طلا سازی هنری است که دستان یک هنرمند را می‌طلبد. هرچند که مغازه‌داری در بازار می‌گوید « دیگر بیشتر طلاها را با دستگاه می‌سازند و حتی از کشورهای اروپایی وارد می‌کنند اما شرکت‌هایی هم هستند که طلا را طرح می‌زنند و می‌سازند و به آن طرف مرزها نیز صادر می‌کنند.»

ویترین های با زرق و برق هنر

از بازار که خارج شوید، شعاع طلایی آفتاب چشمتان را می زند. باید کمی پیاده‌روی کنید تا به بازار هنر برسید بازاری که از ابتدا تا انتهای آن پر است از مغازه‌های زیبا و ویترین‌هایی پر از سرویس‌های مجلل که با استفاده از علم بصری چشم بیننده را به خود جلب می‌کند. اینجا همه آرام قدم برمی‌دارند انگار می‌خواهند هر جور شده است تمام بازار را حتی برای دیدن هم ازنظر بگذرانند در این بازار هنر طلا فریاد می‌زند .جواهرات انگار می‌خواهند رخ بنمایند و بگویند کار دست یک جواهرساز هستند. بازاری که به گفته کهنه‌کاران آن، روزی انبار تنباکو بوده اکنون پر است از طلاهایی که به دست هنرمندان تولید شده‌اند. همه ما این بازارها را برای یک‌بار هم که شده ازنظر گذرانده‌ایم اما آیا به‌جز قیمت و سود طلا به چیز دیگری فکر کرده‌ایم .آیا با خود اندیشیده‌ایم که یک شمش چگونه به یک النگوی ظریف یک جفت گوشواره زیبا و یا حلقه پر از نگین تبدیل‌ شده است و یا فکر کرده‌ایم طرح یک سینه‌ریز از ذهن کدام طراح بیرون آماده است.

هنری پوشیدنی

احمد رئوفی استاد طراحی اولیه طلا به خبرنگار ایسنا می گوید: اگر طلا را به‌عنوان یک فلز خاص نگاه نکنیم و آن را یکی از فلزهایی که می‌توان از آن اشیا تزیینی تولید کرد دسته‌بندی کنیم درنتیجه از محدوده طلا خارج می‌شویم و وارد حوزه هنرهای تزیینی خواهیم شد. استاد طراحی اولیه طلا ادامه می دهد: هنرهای تزیینی ازجمله هنرهایی است که کارکرد تزیینی دارند و می‌توان آن‌ها را پوشید. آلیاژ آهن و سپس برنز و بعضاً برنج به‌عنوان ابزار تزیینی استفاده می‌شوند. وی با اشاره به قدمت اشیا تزیینی در ایران می گوید: در کشور ما دوران مختلفی برای تولید اشیا تزیینی عنوان شده است اما قدیمی‌ترین آن‌که بتوان به آن توجه کرد به اشیا تزیینی لرستان بازمی‌گردد که در اشیا مختلفی نقوش باستانی به‌کاربرده شده است این اشیا علاوه بر اینکه کارکرد خاصی داشته‌اند نوعی تزیین را در خود جای‌داده‌اند.

رئوفی می افزاید: با پیشرفت تمدن‌ها چه ازلحاظ صنعتی و مالی امکان تولید اشیا بزرگ‌تری فراهم شد که از جنس طلا هستند. البته ساخت اشیا تزیینی و ساخت اشیایی که در قسمتی از آن طلا به‌کاررفته است در تمدن‌های بین‌النهرین سابقه داشته است و حتی در شمال کشور ما نیز دیده‌ شده است درهرصورت وقتی از هنر طلا سخن به میان می‌آوریم بهتر است آن را در دسته هنرهای تزیینی پوشیدنی طبقه‌بندی کنیم. طراح طلا با اشاره به اینکه جنبه هنری طلا سازی به علت با ارزش بودن ماده اولیه آن قوی‌تر است، می گوید: طلا به‌عنوان بخشی از اقتصاد حساب می‌شود و سرمایه‌گذاری در حوزه طلا یک کار جهانی است اما آنچه مردم استفاده می‌کنند بخشی از انگیزه آنها را به سرمایه‌گذاری اختصاص می‌دهد و بخش عمده انگیزه مرم برای پوشیدن و استفاده از این هنر است. وی بابیان اینکه طلا هم هنر و هم صنعت است، ادامه می دهد: نمی‌توان صرفاً به یک جنبه این محصول نگاه کرد چراکه طلا باید تولید و به بازار عرضه شود و به فروش برسد تا کارکرد اقتصادی آن مشخص شود و تا قبل از آن جنبه اقتصادی آن قطعاً موفق نخواهد بود به همین منظور یک طراح باید به ذائقه مخاطب نگاه کند و بداند که در حال حاضر چه طرحی مورد توجه است و سپس طراحی کند تا به تولید برسد.

رئوفی با اشاره به اینکه ایده طرح‌ها نباید کپی باشد، می گوید: امروزه با کارگاه‌هایی مواجه هستیم که نیاز به طرح‌های جدید دارند و این موضوع برای آن‌ها اهمیت بسیاری دارد و طرح جدید نیاز به خوراک دارد بدین معنا که طراح‌هایی هستند که بدون داشتن دانش و بینش هنری و فقط تجربه‌ای در بازار اصول و موازین تولید و طراحی را می‌آموزند و بر آن اساس طرح می‌زنند. استاد طراحی اولیه طلا می افزاید: اگر بخواهیم طرح‌هایی استفاده کنیم که رنگ و بوی کشور ما را داشته باشد باید از ریشه‌های فرهنگی در آن بهره ببریم یعنی نقش‌مایه‌ها و موتیف‌های ما جدید و به روز باشند نه اینکه از کشورهای دیگر کپی شوند زمانی که ما بتوانیم طرح‌هایی برای کشور خود به وجود آوریم می‌توانیم یک قدم به جلو بگذاریم و در عرصه‌های بزرگ قدم بگذاریم. وی با اشاره به اینکه اصفهان به دلیل داشتن بازارهای بزرگ قطب بزرگی در طلا محسوب می‌شود، می گوید: اصفهان در همه گزینه‌های طلا موفق نیست و فقط در ساخت النگو پیشرو است و اولین بازار تولید النگو کشور را دارا است. در بازارها ممکن است حجم داد و ستدی وجود داشته باشد و یا حجم طلا ذوب‌شده‌ای درون شهر باشد، اما این تعیین‌کننده این نیست که طرح‌هایی که ارائه می‌شود، چقدر می‌تواند جدید و پیشرو باشند.

سرای نو در سکوت طلاسازان

می‌گویند سرای نو ولی دیوارهای کاه‌گلی و پله‌های بلندش خبر از نو بودن نمی‌دهد، درختان انگار سال‌هاست که اینجا صدای دستگاه‌ها را شنیده‌اند و حال انگار بازار خواب است که نه طلایی آب می‌شود و نه نقشی بر جان هیچ طلایی به دست هنرمندی زده نمی‌شود «سرای نو» که درون خودکار گاه‌های طلاسازی را جای‌داده است این ساعت از روز و سال انگار کاری برای انجام ندارد که در سکوت فرورفته است. اینجا کارگاه رسول مشایخ است و او همان‌طور که در میان دستگاه‌های خاموش قرار می‌گیرد، کار ساخت طلا را چنین توضیح می‌دهد: هنگامی‌که طلاهای دست‌دوم از طلافروشی به دست ما می‌رسد در کوره آب می‌کنیم سپس آن‌ها را درون ریچه می‌ریزیم و بعد آن را وارد چرخ می‌کنیم تا طلا به‌صورت یک تسمه بلند شود و بتوانیم آن را تبدیل به النگو کنیم بعد از آن‌که به‌صورت ابعاد مورد نیاز برش دادیم تنظیم و پاکسازی می‌کنیم و در آخر برای نقش آن را به تراش می‌سپاریم. وی ادامه می دهد: طلا سازی یک هنر است و هر چه در آن از دست استفاده شود ارزش هنری بیشتری دارد و حتی می‌توان گفت که جزء صنایع‌دستی محسوب می‌شود اما امروزه با پیشرفت خوبی که در صنعت شده است کمی از هنرهای دستی فاصله گرفته و دارای کیفیت بهتری نیز شده است اما این امر دلیلی برای از بین رفتن بعد هنری این کار نمی‌شود چراکه هنوز هم بسیاری از کارهای ظریف را باید با دست انجام داد.