صنعت فولاد علاوه بر صنعتی‌ کردن کشورهای غربی و بلوک شرق سابق، در توسعه کشورهای شرق آسیا نیز نقش محوری، بازی کرده است. در این میان، کشورهای بدون منابع طبیعی و مواد اولیه لازم برای ایجاد صنعت فولاد نیز به استقرار این صنعت در کشور خود مبادرت ورزیده اند. برای مثال ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم، توسعه خود را بر آهن و فولاد بنا نهاد و اکنون اساس صنایع شیمیایی و صنایع سنگین این کشور بر صنعت فولاد تکیه دارد. کره جنوبی همانند ژاپن بدون داشتن مواد اولیه و منابع انرژی و حتی بازار داخلی مناسب برای توسعه خود به این صنعت روی آورد. تولید سالانه حدود780 میلیون تن فولاد توسط چین و رشد اقتصاد این کشور حتی در شرایط بحرانی اقتصاد جهان، نمونه‌هایی از نقش محوری صنعت فولاد در توسعه صنعتی است.
با توجه به این شواهد، سیاست‌های صنعتی کشورهای توسعه‌یافته به خصوص نقش سیاست‌های صنعتی ژاپن و آسیای شرقی و چین، درس‌های جدیدی برای توسعه محسوب می‌شوند. از نکات مهم مورد توجه در تجربه توسعه کشورهای شرق آسیا، این است که در این کشورها هم نقش دولت توسعه‌گرا و هم نقش اقتصاد آزاد و بخش خصوصی بر جسته است.
گرچه یکی از عوامل مهم توسعه شرق آسیا، به کارآیی دولت‌های آن‌ها نسبت داده می‌شود و نقش مهم دولت توسعه‌گرا در توسعه مطرح است، اما محور تفکر جدید این است که عملکرد بازارها و بخش خصوصی دارای بهترین عملکرد بوده و برای توسعه صنعت و رشد، کارا‌تر عمل می‌کند.البته نباید فراموش کرد که تحقق توسعه صنعتی توسط بخش خصوصی، بدون تقبل انجام سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و ایجاد زیرساخت‌ها توسط دولت امکان‌پذیر نیست. بلکه پیشگامی‌دولت‌ها در فراهم‌آوردن این زیرساخت‌ها و هدایت و برنامه‌ریزی آن‌ها برای تکمیل حلقه‌های مفقوده توسعه و تعالی جوامع عقب مانده از ضروریات است.
مساله دیگری که در توسعه این کشورها حائز اهمیت است، جذب و پذیرش سریع تکنولوژی فولاد از کشورهای پیشرفته است که در رقابت نقش مهمی‌ایفا می‌کنند.
در تمامی‌کشورهای در حال توسعه، پروژه‌های فولادسازی به صورت مجتمع، به عنوان پروژه‌های دولتی اجرا می‌شوند، زیرا کارخانه‌های فولادی مجتمع نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه بسیار بالا دارند که هیچ عامل دیگری جز دولت توان تحمل ریسک بالای چنین سرمایه‌گذاری عظیمی‌را ندارد. در این کشورها نیز روند احداث مجتمع‌های فولاد‌سازی ابتدا با مالکیت دولت آغاز و سپس به بخش خصوصی واگذار یا با اتخاذ سیاست آزاد‌سازی، بخش خصوصی وارد ایجاد صنایع فولادی در کشور شد.
امروز اگر بخش خصوصی توانسته است در صنعت فولاد موفقیت‌هایی کسب نماید، مرهون حمایت‌ها و پشتیبانی یک سازمان توسعه ای بنام ایمیدرو است.
تجربه کشورها نشان می‌دهد وقتی ملتی مصمم به ایجاد تحول و توسعه باشد و شرایط فکری و ذهنی و انگیزشی فراهم و مدیریت صحیح، جاری باشد، هیچ مشکل وکمبودی حتی فقر منابع طبیعی و مادی، نمی‌تواند سد راه مسیر توسعه شود. انسان و عزم و اراده‌اش و مدیریت صحیح، محور توسعه است. نقش صنعت فولاد در توسعه صنعتی چنانچه دیگر عوامل توسعه، خللی در روند توسعه ایجاد نکنند می‌تواند نقش بی‌بدیلی باشد. هم بخش دولتی، هم بخش خصوصی می‌توانند کارآمد بوده و لازم است هدفمند در روند توسعه نقش ایفا کنند. نمونه بارز این نقش آفرینی در شرکت فولاد مبارکه متبلور و متجلی می باشد.
در دهه هفتاد سرمایه‌گذاری چند صد میلیون دلاری برای خرید دانش فنی و استقرار نظام مدیریت در این شرکت برای اکثر مدیران بخش‌های صنعتی آن زمان توجیه پذیر نبود، لیکن امروز این سرمایه‌گذاری به بار نشسته و شاهد اثرات مثبت آن در توسعه این صنعت در کشور می باشیم.
این موضوع مبین این نکته است که مدیران باید با چراغ روشن حرکت کنند و ضمن آینده‌نگری به نگاشت آینده مطلوب نیز بپردازند تا از طریق خود تنظیمی به موقع در هنگام بروز ناملایمات و موانع بیرونی غافلگیر نشوند.
شرکت فولاد مبارکه نزدیک به ۵۰ درصد فولاد کشور را تامین می نماید و می توان گفت که این شرکت بزرگترین تولید کننده ورق‌های فولادی در خاورمیانه است و با ظرفیت تولید سالیانه ۱۲ میلیون تن آهن اسفنجی بزرگترین شرکت تولید کننده آهن اسفنجی در جهان است. در حال حاضر حدود ۲۸۰۰ تامین کننده کالا و خدمات در زنجیره تأمین شرکت فعال هستند و محصولات تولیدی این مجموعه بزرگ صنعتی به صورت مستقیم حدود ۱۰۰۰ کارخانه و کارگاه و به صورت غیر مستقیم بالغ بر ۳۰۰۰ کارخانه و کارگاه را تغذیه می‌کند.
محصولات فولاد مبارکه اصفهان به لحاظ کیفی از استاندارهای بین‌المللی برخوردارند و خوشبختانه فولاد مبارکه در همین شرایط سخت رقابتی و با وجود تحریم‌های بین المللی تکیه بر دانش نیروهای متعهد و کار آزموده و بهره گیری از تجهیزات مدرن توانسته ضمن حفظ کمیت و کیفیت محصولات تولیدی در بالاترین سطح و تأمین بخش عمده‌ای از نیاز صنعتگران و تولیدکنندگان داخلی در سال 92 بیش از یک میلیون تن محصولات فولادی خود را به اقصی نقاط جهان صادر کند و بازارهای مهمی را در اروپا، جنوب شرق آسیا، منطقه خاورمیانه و کشورهای جنوب خلیج فارس تصرف کند.
بزرگترین رقبای فولاد مبارکه اصفهان دقیقاً در همان کشورهائی هستند که هم اکنون استقبال قابل توجهی نسبت به خرید محصولات کیفی فولاد مبارکه از خود نشان می‌دهند و اینکه شرکت فولاد مبارکه می تواند محصولات خود را علیرغم بعد مسافت و افزایش هزینه حمل به این کشورها بفروشد نشانه رقابت پذیری محصولات ما محسوب می‌شود. امیدواریم این رقابت پذیری در تمامی صنایع کشور روز به روز بهبود یابد.
همانگونه که اشاره شد، هر زمان که توسعه صنعتی هدفمند در کشور رخ داده است، رد پایی از سازمان‌های توسعه‌ای به چشم می خورد، سازمان‌های توسعه ای ابزار اصلی دولت‌ها در در توسعه و گسترش صنعت و فنآوری، توسعه مدیریت و عملیات، گسترش تجاری و توسعه صادرات، شبکه گستری و به هم رسانی کسب و کار‌ها، گسترش سرمایه‌گذاری، گسترش و جذب سرمایه‌های مستقیم خارجی محسوب می شوند و همواره در این عرصه‌ها با هدف توانمندی بخش خصوصی نقش آفرین بوده و با توجه به افق‌های جدید حمایت‌های دولت، در آینده نیز شاهد ایجاد طرح‌های بزرگ و تحول آفرین توسط این سازمان‌ها خواهیم بود.