آزاده خرمی مقدم دانشگاه و صنعت دو سازمان مهم در بحث توسعه هستند، چراکه آموزش و تولید کالا و خدمات از مولفه های رشد و توسعه پایدار به شمار می‌آیند. در کشورهای توسعه یافته این دو سازمان رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و پیشرفت و ترقی عملکرد هر یک به شدت به دیگری وابسته است. اما در ایران شکاف بسیار زیادی بین این دو سازمان وجود دارد و تعامل بین تولیدکننده علم و مصرف کننده آن ضعیف است. این یادداشت در صدد یافتن دلایل عدم نیازمندی دانشگاه و صنعت در ایران است.
دانشگاه ها کانون اصلی تربیت نیروی انسانی متخصص و توانمند محسوب می شوند که به نظر می رسد ایران از نظر تعداد نیروی انسانی تحصیل کرده و تعدد دانشگاه ها به ظاهر از وضعیت مناسبی از حیث آموزش برخوردار است. اما متاسفانه به جرات می توان گفت که خیل عظیم فارغ التحصیلان دانشگاهی مهارت مورد نیاز اشتغال را کسب نکرده اند. حتی به گفته برخی کارشناسان، در ایران عطش حاضر برای ارسال مقالات علمی منجر به «تورم علمی» -به معنای تورمی که تنها باعث افزایش آمارهای کمی می شود و کمکی به کیفیت تولید علم در کشور نمی‌کند- شده و عملا کارنامه عملکرد دانشگاه ها با توجه به میزان وقت و هزینه ای که صرف آموزش این نیروی انسانی می‌شود، درخشان نبوده است. این نتایج خود، به ادامه روند موجود دامن می زند. زیرا انگیزه تلاش و سخت کوشی دانشجویان و اساتید را کمرنگ ساخته و این باور را تقویت می کند که حضور در دانشگاه صرفا به منظور دریافت مدرک تحصیلی است و چاپ مقالات صرفا ارتقای شغلی و مالی را در بردارد، نه چیز دیگر.
از سوی دیگر، واحدهای تولیدی در بخش صنعت نیازی به ارتباط با منابع پژوهشی احساس نمی کنند و بی دغدغگی مسئولان و صنعت‌گران به نوعی در این امر دیده می شود. استفاده از نیروی علمی تحصیل کرده نه تنها برای کارفرمایان مزیت چندانی ندارد بلکه هزینه بیشتری نیز دربرداشته و متخصصان در سطح محدودی به ادامه کار می پردازند.
اگرچه نمی توان گفت هیچ ارتباطی بین دانشگاه و صنعت وجود ندارد، اما پل ارتباطی بین این دو ضعیف و متزلزل است. با کیفیت بودن یک پروژه علمی، تحویل به موقع و استفاده کاربردی از آن در بخش صنعت مستلزم عبور از موانع زیادی است که چه بسا با گذر تمام این مراحل، پاداش و ارتقای چندانی نصیب محقق نمی شود و نتیجه‌، چیزی جز بازی باخت-باخت دانشگاه و صنعت نخواهد بود.
برای تعامل هرچه بیشتر این دو سازمان باید تدابیر ویژه ای در رابطه دانشگاه و صنعت صورت گیرد. حمایت های مالی و نظارت دقیق تر بر پروژه های علمی و تحقیقاتی، حمایت از نخبگان و تشویق شایسته سالاری و حتی تدوین قوانین کاراتر در جهت حمایت از مالکیت فکری و حقوق معنوی از جمله مواردی هستند که نه تنها منجر به انگیزه و تلاش بیشتر در انجام پروژه ها و مقالاتی می شود که پاسخگوی مشکلات اند بلکه بودجه دانشگاه ها متاثر از کاربردی بودن درآمدهایشان به صنعت خواهد بود نه پول نفت.
حضور پررنگ قشر تحصیل کرده در ایران مزیت بزرگی است به شرط اینکه این قشر، توانمند و با مهارت به بار آید. استعداد و توانمندی جوانان و اساتید دانشگاهی ایران بدون شک بالاست اما نیازمند تغییر محیط نهادی و ایجاد انگیزه برای عملکرد مناسب در جهت اعتلای زندگی ایرانی هستیم.
می توان با بهبود فضای موجود و به‌کارگیری موثر از
توانمندی ها و تخصص ها حلقه مفقوده بین دانشگاه و صنعت را یافت و در جهت بهبود عملکرد هر دوی آنها بهره برد. در نهایت اینکه نتیجه بازی را می‌توان به نحوی تغییر داد در که علم و ثروت به‌گونه ای در تعامل باشند که یکدیگر را باز تولید کنند.