اهمیت فولاد مبارکه در اقتصاد ایران را از دو منظر صنعت استانی و صنعت ملی باید در نظر گرفت. تعریفی که برای راه‌اندازی فولاد مبارکه وجود داشت این بود که بتواند تحولاتی را برای کشور ایجاد کند. در آن زمان ما ذوب‌آهن را با سیستم قدیمی‌و گذشته داشتیم اما با آمدن فولاد مبارکه نگرش مسئولان و مردم نسبت به فولاد کشور تغییر کرد. در بحث مدیریت ساخت فولاد مبارکه باید از کسانی که آن را اداره کردند تشکر کرد که این مجتمع بزرگ را به بهره‌برداری رساندند و توجه ویژه را به این صنعت جلب کردند.
فعالیت فولاد مبارکه از نظر زیست‌محیطی نیز با گذشته بسیار متفاوت شده و این مجتمع به سمت صنعت سبز حرکت کرده است.
از سوی دیگر این مجتمع اشتغالزایی زیادی را ایجاد کرده که نعمت بزرگی برای استان است.
فولاد مبارکه در بخش صادرات هم امروز یکی از افتخارات ایران است؛ این در حالی است که برنامه‌های توسعه بسیار مدون و زمان‌بندی شده‌ای دارد.
در همین راستا راهبری و راه‌اندازی واحدهای فولاد را از دیگر استان‌ها در دستور کار دارد.بر همین اساس از نظر کمی‌تولیدات فولاد مبارکه به چند میلیون تن رسیده است و طرح‌های توسعه‌ای بسیاری دارد که می‌تواند آینده فولاد کشور را تضمین کند. حضور اجتماعی فولاد در استان بسیار خوب است. این مجتمع همچنین از نظر آموزش و ورزش نیز باعث افتخار کشور شده و هرگز نسبت به هزینه‌های ورزش کوتاه نیامده است. به نظر من در مجموع فولاد مبارکه دین خود را نسبت به مردم ادا کرده و انتظارات مردم را به ویژه در بحث رفاه کارگران تا حد ممکن پاسخ می‌دهد.
به عنوان نماینده جامعه صنعتی و معدنی و به عنوان یک صنعتگر که مشکلات صنعت را می‌دانم باید اذعان کنم این شرکت مدیریت خوبی دارد و مدیریت‌های خوبی را هم تجربه کرده است.
تمام مدیران این مجموعه با دانش به روز و قوی در سیستم، بحث آموزش را دنبال می‌کنند.