محمد علایی کشورمان ایران با بحران آبی گسترده، شدید و فزآینده‌ای روبه‌رو است. سطح آب زیرزمینی کاهش می‌یابد و حجمی از آب‌خوان‌های زیرزمینی، از راهبردی‌ترین سرمایه‌های ملی، نابود می‌شود. آبدهی قنات‌ها، چشمه‌ها و چاه‌ها کمتر و شوری آب بیشتر می‌گردد. دریاچه ارومیه و تالاب‌های کشور در شرف خشک شدن است و دریاچه بیش از نیمی از سدها خالی است. روند آلودگی آب با انواع آلاینده‌های خطرناک نیز رو به افزایش است. در این شرایط آب در کشاورزی، شرب و بهداشت شهرها و روستاها بیمارگونه اسراف می‌شود و هدر می‌رود.
ایران در ۶ دهه گذشته تحولات اجتماعی بسیار زیاد و شگرفی را تجربه کرده است. رشد سریع جمعیت، افزایش درآمدهای نفتی، مهاجرت گسترده روستائیان به شهرها، تغییر فرهنگ، اخلاق و شیوه زندگی مردم، انقلاب اسلامی، شتاب توسعه ملی، دفاع مقدس و... هرکدام از این پدیده‌ها می‌تواند بر مدیریت آب اثر تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. به باور نویسنده تغییر فرهنگ، اخلاق و نقش مردم در مدیریت آب تاثیر بیشتری بر ایجاد بحران آب داشته که در این نوشته به آن پرداخته می‌شود. در مدیریت آب ایران دو دوره وجود دارد:
1- پیش از بحران آب: از حدود 10 هزار سال پیش که نیاکان‌مان بذر تمدن کاشتند و تمدن پرافتخاری آفریدند تا حدود 6 دهه گذشته. نیاکان‌مان به درستی دریافته بودند که در سرزمین خشکی زندگی می‌کنند که در آن آب کیمیا و کیمیا آب است. ارزش آب همسنگ زندگی و شرط بقا سازگاری با خشکی است.
در طول آن قرن‌ها، مدیریت آب با مردم بود و آب اصلی‌ترین دارایشان به حساب می‌آمد. منابع آبی آن دوران « قنات، چشمه، آب رودخانه» با محیط زیست همخوان بود. در ترسالی‌ها، که آب بیشتر می‌شد، بیشتر و در خشکالی‌ها کمتر می‌کاشتند. الگوی کشت، گیاهان و درختان کم‌آب طلب بود و مصرف‌کننده بهای آب را به نرخ روز می‌پرداخت. از چاه غیرمجاز و اضافه برداشت، سدهای نیمه پر و گاه خالی، شور و آلوده شدن آب، نشست و ترک خوردن زمین و بحران آب خبری نبود.
2- بحران آب: با کودتای ننگین سال 1332 بذر بحران آب نیز کاشته شد.
به هر میزان تولید و قیمت نفت بیشتر می‌شد از قدر و قیمت آب کاسته می‌گردید. صرفه جویی، مصرف بهینه و پرهیز از آلودگی آب که حکم خدا و دستور عقل بود از سکه افتاد.
در واقع آب از عرش خدا به فرش دولت نزول کرد، از آن قداست‌زدایی گردید و مدیریت و مالکیتش به دولت سپرده شد تا دولت با دلارهای نفتی و بدون مردم آن را مدیریت کند و آب را، نه به میزان نیاز که برای اسراف بیمارگونه تامین نماید و با بهای اندک و حتی رایگان به مسرفان ببخشد.
بدون برنامه مدونی که در آن حجم آب تجدیدپذیرکشور، توسعه ملی، نیازهای آبی و اولویت‌های آن مشخص باشد برای تامین آب بیشتر به جان زمین افتادند. هر جا که در زیر سطح زمین آبی جمع شده بود چاهی حفر شد و بر هر دره تنگی که آبی از آن می‌گذشت، بی‌توجه به پیامدهایش، سدی بنا گردید.
وقتی از آب قداست زدایی شد و شیوه زندگی، فرهنگ و اخلاق مصرف از بومی به بی قیدی تغییر کرد، حرمت شرعی و اخلاقی اسراف و آلوده کردن آب و برداشت آب غیر به کناری نهاده شد و مالکیت و مدیریت آن از مردم به دولت واگذار گردید، شیرازه کارها از هم گسست و رقابت بر سر غارت منابع اندک آب آغاز شد.
۳- راهکارهایی برای مدیریت بحران مصیبت بار کمی و کیفی آب در ایران با تاکید بر ویژگی‌های فرهنگی و اخلاقی:
الف- بپذیریم که خداوند آب، مائده بی‌نظیر و بی‌بدیل، را به میزان معینی نازل می‌فرماید و تنها راه زیستن سازگاری با محیط است. توهم فراوانی و پایان ناپذیر بودن آب، اسراف، آلوده کردن و تجاوز به آب دیگران (فرد یا جامعه)، دزدی، گناه و نشستن بر سر شاخه و بن بریدن است. آب بستر توسعه است و توسعه‌ای که همخوان با محیط نباشد، هدر دادن زمان و سرمایه و ایجاد سرابی است محکوم به نابودی.
ب- انحصار دولت در مدیریت و مالکیت آب، بحران آب و هزاران فساد و تباهی در پی دارد و پایین نگه داشتن بهای آن با یارانه، تشویق برای اسراف بیشتر آب است.
در اجرای اصل 44 قانوب اساسی باید تصدی‌گری‌ها در مدیریت آب را به مردم سپرد و احساس مالکانه آنها بر آب را زنده نمود. آنها بازار آب که بوی نفت خفه اش کرده است را احیا و پرونده اسراف، حفر چاه غیرمجاز، اضافه برداشت و آلوده کردن آب را برای همیشه خواهند بست. مردم چند هزار سال بدون نفت چرخ زندگی خود و دولت‌ها را به درستی چرخاندند ولی مدیریت و مالکیت انحصاری دولت در 6 دهه با درآمدهای سرشار نفتی، بحران مصیبت‌بار کمی و کیفی آب را
به دنبال داشت.
پ- در اجرای اقتصاد مقاومتی با افزایش بازده آب در کشاورزی به 75 درصد و حذف ضایعات کشاورزی، تهیه و اجرای الگوی کشت همخوان با محیط زیست و استفاده از نمونه‌های با ارزش افزوده بیشتر و کم‌آب طلب، کاهش هدر رفت آب در شبکه‌های توزیع آب شرب و بهداشت شهرها و روستاها و کاهش سرانه مصرف آب شرب و بهداشت، جلوگیری از آلوده کردن آب و مصرف چندباره و بازچرخانی آن می‌توان با میانگین حجم منابع آب تجدیدپذیر کشور بحران آب را مدیریت کرد. این کار، تکلیفی مذهبی رسالتی ملی و وظیفه ای قانونی است.