هنرمند: شقایق سیروس قصد بر این است که از این هفته در این بخش هنرمندان جوانی را که طی سال‌های اخیر با فعالیت‌های هنری خود، جلوه‌ای تازه از نگاه و اندیشه نسل امروز را در ایران و خارج از ایران ارائه کرده‌اند معرفی کنیم.
اولین باری که آثار او را دیدم فراموش نمی‌کنم، اسفند هشتاد و شش در خانه طراحی گاوزن بود. آثارش را روی زمین چیده بود. پنج یا شش اثر بودند. در تمام آثار پیرمرد خموده‌ای را می‌دیدی که مثل «جوکیان هندوستان» عبایی به تن داشت و کیسه‌ای بر دوش و مرا بی‌درنگ به یاد پیرمرد «خنزر پنزری» بوف کور می‌انداخت. اما چه چیز آن پیرمرد تصویرش را در ذهن من ماندگار کرد؟ لباس و نقش و نگار ایرانی کیسه‌اش. این آغاز آشنایی من با هنرمندی بود که به ایران و نگاره‌هایش با نگاهی امروزی می‌اندیشید. در آخرین روزهای حضورش در ایران در تابستان ۸۹ نمایشگاهی در مکان قدیمی گالری «ایست» در درکه گذاشت و در آن‌جا زنان ایرانی را که طی سال‌ها مطالعه از دل نگارگری سبک اصفهان و شیراز و هرات و نقاشی دوره قاجار استخراج کرده بود، با نگاهی طراحانه و خلاق تصویر کرد. من در آن زمانی یادداشتی با عنوان «زندگی رنگ‌ها» برای آن نمایشگاه نوشتم. شقایق هنرمندی است که با رنگ‌های ایرانی می‌اندیشد و زندگی می‌کند چه دیروز در ایران و چه امروز در وال نوت کریک کالیفرنیا. آخرین پروژه این هنرمند ترکیبی از نقاشی و پرفرم-اجرا- بود ، او طرح‌هایی مدرن از فرش‌های ایرانی را بر روی پارچه بوم‌هایی در قطع قالی نقاشی کرد و این فرش-بوم‌ها را در مکان‌های عمومی شهر قرار داد و با دوربین عکاسی لحظاتی از برخورد انسان‌های متفاوت با این اثر ایرانی را ثبت کرد. اما این اثر فقط به جغرافیای زندگی او ختم نشد. او فرش-بوم خود را به تهران فرستاد ونقاش دیگری به نام سامان اسطلخی آن را به شیراز و اصفهان برد و پروژه را در فضاهای تاریخی این دو شهر ادامه داد.