او در این سال‌ها به یکی از استادان گل کردن ضربات ایستگاهی تبدیل شده و غیر از این، در جریان بازی هم شوت‌های غیرمنتظره و مهمی می‌زند. پس از آنکه لئو با یکی از زیباترین گل‌های سال‌های اخیر دروازه منچسترسیتی را باز کرد، دو گل پشت محوطه هم به اوئسکا زد؛ اولی با یک شوت ناگهانی و قدرتمند که رفت زیر طاق و دومی با یکی از همان ضربات زمینی و فنی‌اش که کنج دروازه آرام می‌گیرند. ۱۵ سال است مسی به عرض می‌زند و از کوچک‌ترین روزنه به همین شکل دروازه را باز می‌کند. ۱۵ سال است که همه می‌دانند او قرار است همین کار را انجام بدهد. ۱۵ سال است که هیچ تیمی نمی‌تواند مقابل این حربه او مقاومت کند. آیا این تعریف «نبوغ» نیست؟

بسیاری بر این باورند که تازه بعد از بازنشستگی لیونل مسی و وداع او با میادین ارزش‌های واقعی این بازیکن مشخص خواهد شد. این نسل، نسلی که هر هفته یک یا دو بار فرصت تماشای مسی را دارد، شاید متوجه ارزش‌های نایاب او نباشد. وقتی رفت و هر بازی بارسلونا به یک نمایش معمولی، بدون سورپرایزهای جاودانه تبدیل شد، تازه همه خواهند فهمید خداحافظی او چه فقدان بزرگی است. شاید آن روز حتی جای پاس‌های قطری و هوشمندانه لئو هم بدجوری خالی به نظر برسد. این نکته را اولین بار کارلس پویول، کاپیتان پیشین بارسلونا گفت. به هر حال اما گذر زمان برای همه دنیا وجود دارد و هیچ‌کس در این مورد استثنا نیست؛ حتی کسی که برخی او را بهترین فوتبالیست همه دوران می‌دانند. بازی برابر اوئسکا، حضور شماره ۷۶۷ لیونل مسی در پیراهن بارسلونا بود و او را همراه با ژاوی هرناندس در این زمینه تبدیل به برترین بازیکن تاریخ باشگاه کرد. مسی در این ۷۶۷ بازی، رکورد خیره‌کننده ۶۶۱ گل و ۲۶۰ پاس گل را به ثبت رسانده است. لئو یکی از معدود غنایم سال کرونازده بود. از او لذت ببرید، زمان زیادی باقی نمانده است.

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند