گزارشگر خوب و مسلط بازی را قشنگ‌تر می‌کند و همینطور کارگردان تلویزیونی باهوش و ماهر، لذت تماشای مسابقه را بالا می‌برد. اولی را که الان کلا نداریم. اینکه عادل فردوسی‌پور کجاست، همچنان پرسشی بی‌پاسخ است، مزدک میرزایی هم رفته و نسل جدید گزارشگران نیز به شکل عجیبی از کمبود مهارت و استعداد رنج می‌برند. در مورد کارگردانی هم انبوهی از مشکلات اساسی وجود دارد. به جرات می‌توان گفت کارگردانی تلویزیونی مهم‌ترین مسابقات لیگ برتر که در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود و روی آنتن شبکه سه می‌رود (این یعنی سقف امکانات موجود در کشور) بسیار اسفبار است. مگر می‌شود گل دوم پرسپولیس به ماشین‌سازی در شرایطی پخش شود که هیچکس نفهمد پاس گل را چه کسی داد؟ مگر می‌شود در دربی تهران اشتباه کمال کامیابی‌نیا روی ثبت گل اول استقلال اصلا مورد توجه کارگردان قرار نگیرد؟ سال‌هاست در لیگ برتر انگلستان تقریبا صحنه آهسته تمام گل‌ها از لحظه لو رفتن توپ و تغییر مالکیت پخش می‌شود تا بیننده کاملا در جریان کار قرار بگیرد. کارگردان تلویزیونی نه‌تنها باید دانش فوتبالی کافی داشته باشد، بلکه باید اخبار روز را هم دنبال کند و در جریان حواشی قرار بگیرد. او باید بداند دیروز چه کسی علیه چه کسی مصاحبه کرده و این یعنی اگر مثلا یک طرف جنجال گل زد، دوربین بلافاصله باید طرف دوم را به تصویر بکشد.

فرمول کارگردانی تلویزیونی در فوتبال ایران اما ساده است؛ بازی را روی آنتن ببر، صحنه آهسته اتفاقات مهم را از هفت ثانیه عقب‌تر نمایش بده، با همکارانت خداحافظی کن و خوشحال و خندان به خانه برگرد! ارتباط تلویزیون و فوتبال در ایران یک جاده کاملا یکطرفه است. حق پخش پرداخت نمی‌شود، سیما در حال مکیدن شیره جان فوتبال است و از سوی دیگر پخش مسابقات هم با انبوهی از اشکالات و ایرادات انجام می‌گیرد. مخصوصا حالا که به دلیل شیوع ویروس کرونا هیچ تماشاگری حق حضور در ورزشگاه را ندارد، ضرورت پخش استاندارد مسابقات افزایش می‌یابد. در ایران اما خبری از این داستان نیست و مطابق معمول هیچ انتقادی هم شنیده نمی‌شود.

 

این مطلب برایم مفید است
13 نفر این پست را پسندیده اند