اینکه حضور شیری در تیم‌ملی عادلانه است یا نه یک بحث دیگر است و نهایتا هم سرمربی تیم‌ملی باید در این مورد تصمیم بگیرد. با این حال آنهایی که اعتقاد دارند روی شیری فشار بیش از حد آمده و این انتقادها منصفانه نیست، نباید فراموش کنند که این خاصیت شهرت است. دنیای فوتبال همین است و شما باید شهرت را با همه ابعادش بپذیرید. بخشی از داستان هم همین اغراق‌ها و موج‌سازی‌هاست. هفت سال پیش شرایطی بسیار دشوارتر از این برای هاشم بیک‌زاده پیش آمد. وقتی قرعه‌کشی جام‌جهانی ۲۰۱۴ برگزار شد و تیم‌ملی به آرژانتین خورد، همه شروع کردند به جوک ساختن در مورد تقابل هاشم با لیونل مسی. آنقدر فضا سنگین شد که طبق معمول گروهی ضدموج زدند و کلی نثر حماسی در دفاع از بیک‌زاده نوشتند. آخرش هم هاشم مصدوم شد و اصلا به جام‌جهانی نرسید. تازه اگر اینجا منتقدان به غیبت دو دفاع راست برتر استناد می‌کنند، آنجا گناه هاشم فقط این بود که ایران در قرعه‌کشی به آرژانتین خورد! خلاصه که نباید سخت گرفت. همه جای دنیا این بحث‌ها هست و اگر اسکوچیچ واقعا شیری را قبول داشته باشد، تا آخر پای او می‌ایستد؛ مثل برانکو که پای ربیع‌خواه ایستاد.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند