* اینکه مدیران فوتبال کشورمان با اعتماد به نفسی ستودنی ایران را نامزد میزبانی از جام‌ملت‌های ۲۰۲۷ کردند قابل تقدیر است، اما کاش این خیزرویایی، تناسبی با واقعیت داشت. قطر که میزبانی از جام‌ملت‌های آسیا در سال ۲۰۱۱ را بر عهده داشت، درحالی نامزد تکرار این اتفاق در سال ۲۰۲۷ شده که شرایطش از هر نظر عالی و مثال‌زدنی است. برای کشوری که پنج سال پیش از این رویداد قرار است جام‌جهانی فوتبال را میزبانی کند، برگزاری جام‌ملت‌ها راحت‌ترین کار دنیاست. امروز تیم‌های ایرانی آنجا هستند و به وضوح شرایط را می‌بینند. در این مورد غیر از اردوی الهلال که کرونا را از عربستان با خودش به قطر برد، حتی یک مورد کرونای مثبت‌شده در اردوی تیم‌های دیگر نداشتیم. این در حالی است که تنها در یک سفر کاروان استقلال به اهواز برای بازی با فولاد، نیمی از تیم کرونا گرفتند؛ برخی آن را گردن هواپیمای شلوغ انداختند و برخی هم داستان را به فلافل‌فروشی‌های اهواز ربط دادند! با این شرایط چطور قرار است ما با این کشورها در کسب میزبانی رقابت کنیم؟ تمام اعضای اعزامی تیم‌های ایرانی به قطر به شکلی پررنگ درحال تمجید از امکانات این کشور هستند؛ کاری که چندی پیش دیوید بکام انگلیسی هم انجام داد و بعد از بازدید از ورزشگاه‌های این کشور برای جام‌جهانی ۲۰۲۲ گفت: «حسرت می‌خورم که چرا نمی‌توانم در چنین ورزشگاه‌هایی به میدان بروم.»

* ایران پیش از این دو بار، در سال‌های ۱۹۶۸ و ۱۹۷۶ میزبان جام‌ملت‌های آسیا بوده است. حالا سوال اینجاست که امروز اگر یک ایرانی هم رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا بود، دوباره میزبانی را به ما می‌داد؟ با برخی محدودیت‌های عرفی و فرهنگی کاری نداریم، اما انصافا از نظر مدیریتی و سخت‌افزاری در چه مرحله‌ای هستیم؟ دو سال است که قرار شده سیستم کمک داور ویدئویی در ایران راه‌اندازی شود. چه شد؟ چه دورنمایی برای آن متصور هستیم؟ واقعا چند سال دیگر ممکن است لااقل ورزشگاه‌های لیگ برتری ایران به همین یک قلم مجهز شوند؟ آیا بهتر نیست به‌جای کاندیداتوری چشم‌بسته، ابتدا دنبال رفع عیوب باشیم؟

 

این مطلب برایم مفید است
19 نفر این پست را پسندیده اند