آخرین نفری هم که از این خانواده به جرگه مربیان پیوست، مهدی رحمتی بود. سنگربان پیشین استقلال و تیم‌ملی، اواخر فصل گذشته از سوی سهراب بختیاری‌زاده، سرمربی شهرخودرو اخراج شد، اما کمی بعد جای خود او را روی نیمکت تیم مشهدی گرفت! امروز رحمتی اولین تجربه دوران مربیگری‌اش را در یک بازی دوستانه مقابل پرسپولیس در تهران پشت‌سر خواهد گذاشت؛ هرچند او هنوز خودش را از دروازه‌بانی بازنشسته نکرده است.

همین حالا غیر از بختیاری‌زاده که سنگین‌ترین تاوان را بابت اخراج رحمتی داد و رسما خانه‌نشین شد، مربیان استقلالی دیگری مثل فرهاد مجیدی، امیر قلعه‌نویی، جواد نکونام، علیرضا منصوریان، محمود فکری و مهدی پاشازاده در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی کشور مشغول به‌کار هستند و جالب اینکه همه آنها هم در آرزوی سرمربیگری در استقلال به سر می‌برند. امسال جواد نکونام با فولاد خوزستان سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا را کسب کرد. سال گذشته از او نقل قولی منتشر شد که در آن صراحتا از هدایت استقلال به‌عنوان آرزوی بزرگش یاد کرده بود. همچنین محمود فکری هم بعد از کرونا عملکرد بسیار خوبی روی نیمکت نساجی مازندران داشت و به نوعی برای سرمربیگری در تیم محبوبش خط و نشان کشید. فکری همین اواخر گفته بود زمانی سرمربی استقلال خواهد شد که به پختگی کامل رسیده باشد. داستان مهدی رحمتی هم غیر از این نمی‌تواند باشد. همبازیانش بارها تعریف کرده‌اند که رحمتی در طول دوران بازی هم علاقه به کوچ کردن تیم داشت و گهگاه نقش مربی داخل زمین را برای آنها ایفا می‌کرد.

حضور این همه مربی استقلالی در لیگ جذاب است. اوج حساسیت هم مربوط به زمانی است که این نفرات با تیم‌های‌شان رودرروی استقلال قرار می‌گیرند و واکنش‌های هیجانی نشان می‌دهند. در لیگ هفتم، زمانی که امیر قلعه‌نویی سرمربی مس کرمان بود، شادی او بعد از نتیجه‌گیری برابر استقلال سروصدای بسیار زیادی به پا کرد و هنوز هم اگر اسم این مربی را در کنار عبارت «مشت گره کرده» جست‌وجو کنید، گوگل بلافاصله تصویر همان لحظه را نشان‌تان خواهد داد. سیزده سال از آن زمان گذشته و در این مدت هزاران تصویر جدید از قلعه‌نویی ثبت شده، اما موتور جست‌وجوگر هم در جریان حساسیت آن تصویر هست! همین امسال هم خوشحالی سهراب بختیاری‌زاده بعد از متوقف کردن استقلال در مشهد خیلی جنجال به پا کرد و به مذاق هواداران خوش نیامد. هر چه هست بازیکنان بزرگ و چهره‌های کاریزماتیک استقلال در دو دهه گذشته به تدریج قبای مربیگری به تن می‌کنند؛ آنچه برای این باشگاه هم فرصت است و هم تهدید. شاید از بین این جماعت یکی پیدا شد که بهترین نتایج ممکن را گرفت و یک دوره درخشان را ساخت (شبیه کاری که یک دوره امیر قلعه‌نویی انجامش داد)‌ شاید هم منافع باشگاه در کشمکش‌های آشکار و نهان این مدعیان قربانی شد. بله؛ این یک شمشیر دو دم است.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند