واقعیت آن است که رابطه برانکو و پرسپولیس کاملا دوسویه و خدمات این دو به هم، متقابل و شانه به شانه بود. پروفسور، پرسپولیس را به دوران اوجش برگرداند و تیم ایرانی هم باعث شد برند مربیگری دستیار سابق بلاژویچ دوباره احیا شود. در نتیجه برانکو امروز با قراردادی بسیار بهتر راهی الاهلی شده و رسانه‌های عربستانی هم در توصیف شکار این مربی، رو به استفاده از تعابیر حماسی و مبالغه‌آمیز آورده‌اند. یک روزنامه‌نگار مطرح عربستانی در روز معرفی برانکو به‌عنوان سرمربی الاهلی نوشت: «الاهلی برانکو را از دست پرسپولیس ربود.» طبیعی است که مربی کروات در پرسپولیس به چنین جایگاهی برگشت، وگرنه او ماه‌های قبل از حضورش در ایران را به‌خانه‌نشینی گذرانده بوده و هر باشگاهی، از جمله همین الاهلی عربستان می‌توانست بدون نیاز به «ربایش»، او را جذب کند.

ماموریت احیا

حالا مارک ویلموتس و آندرا استراماچونی در ایران هستند و اوضاعی شبیه ۵۰ ماه پیش برانکو دارند. هر کدام از آنها بعد از مدتی خانه‌نشینی پیشنهاد کار از ایران را پذیرفته‌اند و انتخاب هر دوی آنان نیز انتقادهایی را به‌دنبال آورده است. با وجود این باید امیدوار باشیم سرمربیان خارجی جدید نیز به همان شکل احیا شوند؛ هم ویلموتس که به تازگی روی نیمکت تیم ملی نشسته و در گام‌های اول توانسته با عطش و اشتیاقش دل مردم را گرم کند و هم استراماچونی که می‌تواند استقلال پرشور را به‌عنوان سکوی پرتاب دوباره‌اش ببیند. شاید باید امیدوار باشیم آنها طوری کار کنند که ۴ سال بعد وقتی یک مشتری مثل الاهلی عربستان پیدا شد و با پول بیشتر این مربیان را از چنگ‌مان ربود، همه افسوس از دست دادن‌شان را بخوریم! چه بسا به‌خاطر شرایط خاصی که الان کشور ما با آن روبه‌روست و البته محدودیت شدید منابع مالی، درحال‌حاضر استخدام مربیان درجه یک و روپا برای تیم‌های ایرانی سخت‌تر از هر زمان دیگری باشد. در این شرایط ممکن است فرمول استقبال از مربیان افول‌کرده و دادن فرصت بازسازی حرفه‌ای به آنها، شیوه مناسبی برای استفاده از دانش وارداتی در فوتبال به حساب بیاید. پس خوش آمدید آقای استراماچونی.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند