هر چه هست این روزها انبوهی از نام‎‌‎های گوناگون به‌عنوان گزینه سرمربیگری تیم‌ملی ایران مطرح می‌شود که عمدتا هیچ تناسب و سنخیتی هم با هم ندارند. آغاز گمانه‌زنی‌ها در این مورد، حضور فان مارویک هلندی روی نیمکت تیم کشورمان بود که البته محقق نشد و این مربی موفق سر از تیم‌ملی امارات در آورد. پس از آن نوبت به یورگن کلینزمن رسید و حتی برخی گفتند هواپیمای حامل او پنج‌شنبه (امروز) در تهران به زمین خواهد نشست،‌ اما بلافاصله ابهامات متعدد مربوط به اصالت این گزینه برشمرده شد؛ از اینکه کلینزمن مقیم آمریکا است و با توجه به تحریم‌ها هر بار حضور او در کشورمان با دردسر همراه خواهد بود تا اینکه یورگی حتی برای تیم‌ملی کشورش یعنی آلمان هم مربی پروازی بود و قبل از جام‌جهانی ۲۰۰۶ این تیم را به‌صورت تلفنی(!) تمرین داد.

دیروز اما در ادامه کنجکاوی‌های رسانه‌ای نوبت به طرح اسم خوان لوپتگی رسید؛ سرمربی سابق تیم‌ملی اسپانیا که دو روز به آغاز جام‌جهانی به‌خاطر افشای خبر توافقش با رئال‌مادرید، به شکل مفتضحانه‌ای اخراج شد. لوپتگی در رئال هم نتایج ضعیفی گرفت و به سرعت کنار گذاشته شد. همزمان با این هرج‌ومرج کامل، همچنان از هروه رنارد فرانسوی به‌عنوان گزینه قطعی تیم‌ملی ایران یاد می‌شود و می‌گویند او بعد از پایان جام ملتهای آفریقا در خردادماه، نیمکت تیم‌ملی مراکش را به قصد کار در تهران رها خواهد کرد. بامزه می‌شود اگر بدانید اخیرا برخی رسانه‌ها از الکساندر نوری و جواد نکونام هم به‌عنوان گزینه احتمالی نام برده‌اند! آنچه مسلم است اینکه فدراسیون فوتبال برای پیدا کردن یک مربی خوب خارجی کار دشواری دارد که بخشی از این سختی به تحریم‌ها و مسائل اقتصادی مربوط است. همزمان شکایت کی‌روش از فدراسیون به خاطر مطالبات معوقه‌اش هم که بازتاب بسیار گسترده‌ای در سراسر جهان داشته، یک مشکل جدید به‌وجود آورده و این مساله به‌طور حتم گزینه‌های طرف مذاکره ایران را نگران دریافت حق و حقوق خودشان در آینده خواهد کرد.