واقعیت آن است که مهاجم ملی‌پوش ایرانی وضع چندان خوبی در لیگ ستارگان ندارد. آمار گلزنی او پایین است و به الغرافه که روی پله هفتم جدول ۱۲ تیمی قطر قرار دارد، کمک چندانی نکرده است. نمایش‌های ضعیف طارمی این اواخر صدای کارشناسان فوتبال قطر را هم درآورده؛ طوری‌که یکی از آنها گفته بود: «ما در فوتبال خودمان بهتر از طارمی زیاد داریم!» اگرچه طارمی هنوز یک نیم‌فصل دیگر با الغرافه قرارداد دارد، اما فراموش نکنیم قطری‌ها فوق تخصص فسخ قرارداد هستند و اگر در میانه‌راه احساس کنند آب‌شان با یک بازیکن یا مربی توی یک‌جوی نمی‌رود، به راحتی به همکاری دو طرفه خاتمه خواهند داد. نمونه تاریخی در این مورد، فسخ قرارداد علی کریمی با باشگاه السیلیه و بازگشت او به پرسپولیس در سال ۸۷ است. مجموعه این مسائل در کنار پایان قریب‌الوقوع محرومیت پرسپولیس از یارگیری باعث شده شایعه بازگشت طارمی به‌جمع سرخپوشان جدی‌تر از هر زمان دیگری به نظر برسد؛ آنچه شاید دل برخی را بلرزاند، اما در مورد سودمند بودنش برای پرسپولیس تردیدهای فراوانی وجود دارد.

طارمی از روزی که در پرسپولیس چهره شد و اسمی برای خودش دست‌وپا کرد، مترصد خروج از این باشگاه بود. تابستان ۹۳ او با موهای بلند و بالا زده، با هیجانی زایدالوصف و لباسی به شدت ساده که با روزگار فعلی‌اش توفیر زیادی دارد، در خیابان شیخ‌بهایی حضور یافت و با پرسپولیس قرارداد رسمی امضا کرد. درست یک سال بعد اما، در تابستان ۹۴ شایعه پیوستن طارمی به باشگاه القادسیه کویت سر زبان‌ها افتاد و البته به نتیجه نرسید. تابستان ۹۵ او بدون اطلاع باشگاه با ریزه‌اسپور ترکیه قرارداد بست و بعدا به تیم برگشت، تابستان ۹۶ هم طارمی همه زورش را زد تا شخصا مبلغ یک میلیون دلار لازم برای فسخ قراردادش با پرسپولیس را جور کند و برود، اما به نتیجه نرسید و به‌عنوان آخرین بازیکن تیم دست از پا درازتر به تمرینات پیش‌فصل بازگشت.

آن همه عطش عجیب طارمی برای جدایی اما، چندان هم بی‌هزینه نبود و محرومیت یک ساله این تیم را به دنبال آورد. عجیب اینکه حتی با وجود تحمیل چنین بهای هنگفتی به باشگاه، باز هم طارمی از صرافت کوچ نیفتاد و عاقبت در اوج تهی‌دستی برانکو و پرسپولیس، خودش را در دامان شیوخ قطری انداخت. حالا او چرا باید برگردد؟ برگردد که چه بشود؟ که باز چهار ماه دیگر زمین و زمان را به هم بدوزد که می‌خواهم بروم؟ اصلا این مدت که او نبود، غیبتش چه لطمه‌ای به پرسپولیس زد؟ این تیم در تکرار قهرمانی لیگ برتر به مشکل خورد؟ آقای گل نداشت؟ در آسیا بالا نرفت؟ پرسپولیس فعلی چه کم و کسری دارد که طارمی باید برگردد و رفعش کند؟ راستی چرا؛ این تیم بدون مهاجم بوشهری یک چیز بزرگ کم دارد؛ یک نفر که رودرروی هوادار خسته بایستد، زل بزند توی چشمش و به او «هیس» نشان بدهد. اگر دلتان تنگ شده، بسم‌الله!

کانال‌های هواداری پرسپولیس می‌نویسند بین دو نیم‌فصل قرار است اسم ماهینی مصدوم از فهرست پرسپولیس خارج شود و به‌جای او نام طارمی را اضافه کنند. می‌گویند گرشاسبی دارد برانکو را راضی می‌کند که کوتاه بیاید. مهم نیست که چنین شایعه‌ای چقدر به واقعیت نزدیک است؛ چه اینکه اصلا شاید خود طارمی میل به بازگشت نداشته باشد. با این همه، گله اصلی از خود این هواداران است که دوباره درحال پهن کردن فرش قرمز پیش پای ستاره جفاکار هستند. طارمی به اندازه تک‌تک گل‌هایی که برای پرسپولیس زد، مسابقاتی که در این تیم انجام داد و حتی جلسات تمرینی که پشت سر گذاشت برای باشگاه حاشیه ساخت، سر مردم منت گذاشت و ساز جدایی کوک کرد. حالا چرا دل ملت باید برای او تنگ شده باشد و به شایعه بازگشتش دامن بزنند؟

شما فکر کنید اگر در اروپا یک نفر چنین کاری با باشگاهش می‌کرد، هواداران چطور از او پذیرایی می‌کردند؟ یادتان باشد پیراهن امروز پرسپولیس بر تن یکی مثل محمد انصاری است که در طول مدت محرومیت بارها پیشنهادهای رسمی و چشمگیر برای ترانسفر به اروپا و آسیای شرقی داشت، اما ماند و دست تیم را در بحبوحه محرومیت گرفت؛ آن هم درحالی‌که مطمئن نبود مثلا مشتری دست به نقد چینی‌اش دو سال دیگر هم پای کار باقی مانده باشد. عین این قصه برای علی علیپور و حتی علیرضا بیرانوند هم وجود داشت. این بچه‌ها، این ۱۲ نفر یا کمی بیشتر، ماه‌ها باغیرت و بی‌منت جنگیده‌اند و با دست‌های خالی دارند بزرگ‌ترین رویای تاریخ باشگاه را محقق می‌کنند. حالا شما بگویید آیا انصاف است که پیراهن اینها را بر تن امثال طارمی و رضاییان بپوشانید؟