اگر چه دوران پیک مصرف در تابستان حدود ۱۰۰ روز است، اما صنعت برق کشور با وجود محدودیت منابع مالی خود بخش قابل‌توجهی از آن را برای پاسخگویی به نیاز مصرف در این۱۰۰ روز هزینه می‌کند. پس از فروکش کردن دما و به‌تبع آن کاهش مصرف برق، بخشی از ظرفیت‌های ایجاد شده برای تولید برق بلااستفاده می‌ماند که در صورت نیاز همسایگان مقداری از آن صادر یا نیروگاه‌ها با ظرفیت کمتری اقدام به تولید می‌کنند. می‌توان با تدوین یک برنامه جامع که دربرگیرنده حوزه‌های فنی، اجرایی و فرهنگی و اطلاع‌رسانی باشد، علاوه بر مهار رشد مصرف برق، صرفه‌جویی قابل‌توجهی در هزینه‌های توسعه آن به عمل آورد. در بخش فنی این برنامه، صنعت برق باید با تداوم تلاش‌های خود در افزایش بهره‌وری تاسیسات و کاهش تلفات فنی و غیرفنی از نقطه تولید تا توزیع و با روزآمد کردن تجهیزات و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، همچنین بازنگری در طراحی شبکه متناسب با شرایط اقلیمی مناطق مختلف کشور و افزایش تاب‌آوری آن بسترهای لازم برای بازدهی بیشتر تاسیسات و تجهیزات و تامین برق پایدار در شرایط سخت فراهم آورد.

باید اذعان کرد در این زمینه اقدامات خوبی انجام شده یا درحال اجراست که می‌تواند به پایداری شبکه کمک موثری کند. در بخش اجرایی که به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین وجه این برنامه است باید با هماهنگی و جلب مشارکت دستگاه‌ها و نهادهای مربوط فضای مناسب و مسیر همواری را برای مدیریت مصرف برق ایجاد کرد. بازنگری در قوانین موجود خصوصا قوانین مرتبط با اقتصاد انرژی برق و نگاه واقع‌بینانه دولت و مجلس به مسائل اقتصادی صنعت برق وکم کردن میزان شکاف بین قیمت تمام شده و نرخ فروش تکلیفی آن امر مهمی است که می‌تواند رشد بی‌رویه مصرف را با ابزار اقتصادی کنترل کند.

برق ارزان انگیزه‌ای برای منطقی کردن مصرف آن ایجاد نخواهد کرد و سایر تلاش‌ها در این زمینه را کم‌اثر می‌کند. ضرورت دارد نهادهای برنامه‌ریز و قانون‌گذار با نگاهی غیراحساسی موضوع اقتصاد انرژی برق را با جامع‌نگری مورد واکاوی قرار داده و گره مشکلات این صنعت را با تصمیمی منطقی حل کنند. مورد مهم دیگر در این بخش مجاب کردن صنایع کشور به تولید تجهیزات برقی پربازده است. اکنون که ورود لوازم و تجهیزات برقی از خارج با محدودیت‌هایی مواجه است، شایسته است صنایع داخلی با ابزار قانونی و نظارتی ملزم شوند، محصولات خود را با بهترین کیفیت و کمترین مصرف انرژی برق تولید و روانه بازار کنند. همچنین ممانعت از ورود تجهیزات کم‌بازده در خط تولید صنایع بزرگ و انرژی‌بر که به‌دلیل ارزان بودن آن و قیمت پایین انرژی برق در کشور اقدام به خرید و ورود آن به کشور می‌شود و نبود سازوکار کافی قانونی و اهتمام لازم در برخورد با مصارف بالای انرژی برق در سازمان‌ها و دستگاه‌های دولتی و ... از جمله زمینه‌های مهار رشد بی‌رویه مصرف برق در کشور است. باید گفت برنامه‌های فرهنگی و اطلاع‌رسانی به‌عنوان شاخه سوم این برنامه، بدون تحقق موارد پیش‌گفته، فاقد کارآیی لازم خواهد بود. با این حال به‌نظر می‌رسد متولیان امر در حوزه فرهنگ‌سازی و آگاهی‌بخشی به مردم باید با شناخت کافی از مخاطبان و روش‌های تاثیرپذیری آنها، بهره‌مندی از ظرفیت‌های متعدد و متنوع موجود از جمله مراکز فرهنگی، آموزشی و پرورشی، رسانه‌های گروهی، فضای مجازی، تبلیغات محیطی، تشکل‌های مردم نهاد، استارت‌آپ‌ها، تریبون‌های عمومی و... با ارائه طرح‌های نو و هنرمندانه متناسب با ویژگی‌های مخاطبان هدف و دسته‌بندی آنها به تلاش خود ادامه دهند. این برنامه‌ها باید از پشتوانه مطالعات علمی در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و جامعه شناختی کافی برخوردار بوده و با رویکردی اقناعی و ترغیبی تهیه و عرضه و میزان تاثیرگذاری آن به‌صورت مستمر و علمی پایش شود.

 

این مطلب برایم مفید است
19 نفر این پست را پسندیده اند