در بخش تولید برق، احداث و بهره‌برداری از نیروگاه‌های مقیاس‌بزرگ علی‌رغم داشتن مزایایی همچون تولید به صورت یکجا و با ظرفیت بالا، معایبی نیز بر آن مترتب است که از آن جمله می‌توان به صرف زمان طولانی و منابع مالی هنگفت اشاره کرد. بنابراین به منظور جبران بخشی از کمبود برق در دوره پیک مصرف ناگزیر به استفاده از روش‌های کارآمدتر دیگری هستیم. یکی از راهکارهای اساسی برای عبور از پیک تابستان، استفاده از نیروگاه‌های موبایل است. نیروگاه‌های موبایل (سیار)، نیروگاه‌های مقیاس‌کوچکی هستند که با مخارج بسیار کمتر و در زمان کمتری نسبت به سایر نیروگاه‌ها، نصب و در مدار قرار می‌گیرند. ویژگی مهم این نیروگاه‌ها انعطاف‌پذیری به معنی جابجایی سریع آن است که علاوه بر رفع فوری نیاز برق، امکان انتقال آن به نقاط دیگر نیز وجود دارد. بنابراین استفاده از نیروگاه‌های موبایل علاوه بر صرفه اقتصادی، راه حل مناسبی جهت تامین برق مورد نیاز بخش وسیعی از مناطق کشور و عبور از پیک مصرف در کوتاه مدت است. شایان ذکر است که در حال حاضر دو واحد نیروگاه سیار ساخت گروه مپنا در شهرستان بهشهر و نوشهر استان مازندران نصب و راه‌اندازی شده‌اندکه در زمان پیک مصرف کمک شایانی برای تامین برق پایدار و کاهش خاموشی شبکه می‌نمایند. راهکار دیگر در خصوص جبران کمبود برق در کوتاه مدت، استفاده از روش‌های نو برای ارتقای ظرفیت نامی و افزایش تولید برق در نیروگاه‌های کشور است که از آن جمله می‌توان به طرح جدید و خلاقانه‌ای که اصطلاحاً فناوری «آی.جی.وی.پلاس» نامیده می‌شود، اشاره داشت. در این طرح، به واسطه تنظیم حجم هوای ورودی از طریق دریچه هوای کمپرسور، کارایی توربین افزایش و نهایتاً ظرفیت تولید برق در نیروگاه‌ها افزایش می‌یابد. با سرمایه‌گذاری و استفاده از این طرح نیز همچون نیروگاه‌های موبایل می‌توان در کوتاه‌مدت و با سرمایه‌گذاری به مراتب کمتر برای جبران کمبود برق تلاش کرد.

 در بخش شبکه انتقال و توزیع، تلاش‌ها برای کاهش تلفات باید مثل گذشته و با جدیت بیشتری انجام گیرد. استفاده از سامانه‌های هوشمند توزیع و اصلاح شبکه کمک قابل توجهی به کاهش تلفات می‌نماید که البته طی چند سال اخیر و به‌ویژه در سال گذشته اقدامات قابل تقدیری نیز در این بخش به انجام رسیده است.

 در حوزه مصرف نیز نباید نقش تعیین الگوهای استاندارد در مدیریت مصرف برق توسط مشترکین نادیده گرفته شود. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که اصطلاح مدیریت مصرف برق لزوماً به معنی مصرف کمتر آن نیست؛ در واقع در مکاتب اقتصادی تقاضا محور، اعتقاد بر آن ا‌ست که تقاضا، عرضه را بوجود می‌آورد و مادامی که تقاضا برای کالا یا خدماتی وجود دارد عرضه آن نیز ادامه خواهد داشت اما مسئله مهم در این میان قیمت و نرخ عرضه آن محصول است. بدون شک قیمت‌گذاری صحیح و منطقی کالا و خدمات باعث ایجاد تعادل و توازن در چرخه عرضه و تقاضا خواهد شد؛ به عبارت ساده‌تر تا زمانی که تقاضای استفاده از کالا یا خدماتی وجود دارد بهای آن نیز باید به درستی پرداخت شود. با توجه به ارزان فروشی برق به عموم مشترکین علی‌رغم هزینه بالای تولید آن، لزوم نظارت دقیق‌تر بر مصرف مشترکین پرمصرف، دریافت قیمت واقعی برق و حتی مبالغی بالاتر از آن (با حاشیه سودی منطقی) متناسب با میزان مصرف این دسته از مشترکین به‌ویژه در دوران پیک بار شبکه سراسری بسیار ضروری است. هرچند طی سال‌های اخیر اصلاحاتی در قبوض مشترکین پرمصرف و افزایش پلکانی قیمت آن انجام شده اما به نظر می‌رسد این اقدامات موثر نبوده و به نوعی نه تنها هدف اصلاح الگوی مصرف(تحت دیدگاه سنتی آن) محقق نشده، بلکه برق بیشتری با قیمت ارزانتر در اختیار این گروه قرار گرفته است بطوریکه در حال حاضر تفاوت معنی‌دار و قابل توجهی در پرداختی‌ مشترکین کم مصرف با مشترکینی که با آگاهی از عدم پرداخت بهای واقعی تولید برق در مصرف آن زیاده روی می‌کنند، وجود ندارند.