خالد الفالح، وزیر انرژی این کشور با انتشار بیانیه‌ای این اخبار را شایعه خواند و گفت عربستان همچنان برنامه واگذاری سهام آرامکو را دنبال می‌کند اما آن را تا فرا رسیدن «بهترین زمان ممکن» به تعویق خواهد انداخت.  اظهارات اخیر الفالح هرچند رد گمانه‌های «توقف کامل عرضه سهام آرامکو» را دنبال می‌کرد اما در واقع به شکل رسمی خبر از «تعلیق آن تا زمانی نامعلوم» می‌داد و نشان از تغییر در برنامه‌های شاهزاده محمد داشت. محمد بن سلمان، ولیعهد کنونی عربستان سعودی ژانویه ۲۰۱۶ خبر از خصوصی‌سازی بخشی از غول نفتی این کشور، آرامکو داد. این طرح مهم‌ترین بخش از برنامه او با عنوان سعودی ۲۰۳۰ بود که رویای عدم وابستگی عربستان به درآمدهای نفتی را دنبال می‌کرد.  حال سوالات بسیاری پیش‌روی آینده عربستان وجود دارد. آیا تعلیق واگذاری سهام آرامکو برنامه سعودی ۲۰۳۰ را نیز مسکوت می‌گذارد؟ سعودی‌ها از چه اقدامات جایگزین می‌توانند استفاده کنند؟ چرا عربستان از عرضه سهام آرامکو عقب‌نشینی کرد؟  

تاوان رویا‌پردازی سعودی‌ها

تعلیق عرضه سهام آرامکو  اقدامی است که به عقیده کارشناسان به تردید سرمایه‌گذاران خارجی  برای  سرمایه‌گذاری در این کشور منجر خواهد شد. چراکه مقامات عربستان سعودی بارها و بارها اعلام کرده بودند که عرضه سهام آرامکو طبق برنامه در نیمه دوم سال ۲۰۱۸ انجام خواهد شد، در ماه‌های اخیر نیز احتمال انجام آن در اوایل سال ۲۰۱۹ را مطرح کرده بودند. اما اظهارات خالد الفالح حداقل نشان می‌دهد که هیچ زمان و ضرب‌الاجلی برای عرضه سهام آرامکو وجود ندارد و عملی شدن آن را به یک بازه زمانی نامحدود موکول می‌کند. بلومبرگ بر این باور است که این موضوع نشان می‌دهد در شرایطی که در عربستان قدرت در دستان بن‌سلمان است، پیش‌بینی مسائل تا چه میزان غیرممکن است. جیمز‌ ام. دورسی محقق موضوعات خاورمیانه نیز در این خصوص می‌گوید: «تعلیق عرضه سهام آرامکو یک ضربه روانی و نمادین به اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی است. شاهزاده در خلق انتظارات بسیار خوب عمل می‌کند اما قادر به مدیریت شرایط نیست.»

ماجرا به آنجا باز می‌گردد که عرضه اولیه سهام آرامکو تا همین چند ماه پیش محور اصلی بسیاری از مذاکرات عربستان با متحدان خود بوده است. دونالد ترامپ در نوامبر سال ۲۰۱۷ شخصا از عربستان خواست که بورس نیویورک را به‌عنوان بازار اصلی عرضه اولیه سهام آرامکو انتخاب کند. نخست‌وزیر انگلیس نیز در سفری که به ریاض داشت پیشنهاد مشابهی به سعودی‌ها داد و دولت بریتانیا حتی پیشنهاد کرد که قوانین پذیرش شرکت در بورس لندن را تغییر دهد تا عرضه اولیه سهام آرامکو با مشکلات کمتری انجام شود. تلاش‌های مشابهی از سوی بورس شانگهای، کره‌جنوبی و ژاپن نیز انجام شد.

در ضمن ظرف بیش از دو سال گذشته ده‌ها بانک سرمایه‌گذاری بین‌المللی تلاش کردند که در روند آماده‌سازی عرضه سهام آرامکو نقشی ایفا کنند تا علاوه بر دستیابی به دستمزدهای کلان، بتوانند در سرمایه‌گذاری‌های آتی عربستان اختیارات بیشتری به دست آورند. اما حال تمام این مذاکرات و این اقدامات به پایان رسیده، بدون آنکه غالب این بانک‌ها برای تمام کارهایی که انجام داده‌اند دستمزدی دریافت کنند. چراکه مادامی که عرضه سهام انجام نشود معمولا پولی نیز عاید مشاوره‌ها و کارگزاری‌هایی که اقدامات اولیه و زیرساخت‌ها را آماده می‌کنند، نخواهد شد. این در حالی است که پیش از این نیز نشانه‌هایی از کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی برای سرمایه‌گذاری در عربستان دیده می‌شد. بر اساس کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد، عربستان در سال ۲۰۱۷ حدود ۸۱ درصد کاهش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را تجربه کرده است. حال تعلیق مجدد در برنامه‌های عربستان می‌تواند تا حدود زیادی به اعتماد سرمایه‌گذاران ضربه بزند.

اما بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران، آینده برنامه سعودی ۲۰۳۰ را نیز مبهم می‌کند چراکه سعودی‌ها قصد داشتند با خصوصی‌سازی از اقتصاد وابسته به نفت فاصله بگیرند. اما در شرایط کنونی رشد بخش خصوصی در اقتصاد این کشور چندان ممکن به نظر نمی‌رسد. نیک پاتریک، پژوهشگر مسائل عربستان در این باره می‌گوید «عربستان در تلاش است درهای اقتصاد خود را به روی سرمایه‌گذاران بگشاید، با این حال آنها می‌خواهند این کار را با حداقل ریسک سیاسی موجود انجام دهند. اما خطر بزرگ‌تر این است که آنها نمی‌توانند در میان‌مدت تناقضات بین «کنترل سیاسی» و «اقتصاد دولتی» خود را حل کنند و بخش خصوصی در اقتصاد این کشور رشد نخواهد کرد.»

اقدامات جایگزین

هرچند چشم‌انداز برنامه‌ سعودی ۲۰۳۰ مبهم شده است، اما این کشور همچنان می‌تواند از مسیرهای دیگری سرمایه لازم برای تحقق برنامه‌های خود را به دست آورد. یکی از برنامه‌های جایگزینی که عربستان در نظر دارد انتشار اوراق قرضه در بازارهای بین‌المللی است که احتمالا بخش قابل توجهی از آن به خرید سهام سابیک (شرکت دولتی پتروشیمیایی عربستان) توسط آرامکو به ارزش ۷۰ میلیارد دلار اختصاص خواهد یافت. پول حاصل از فروش سابیک نیز در صندوق سرمایه‌گذاری عربستان ریخته شده و با استفاده از آن می‌توانند بخشی از برنامه‌های خود از جمله خرید ۵درصد سهام شرکت تسلا را عملی کنند. به گفته یکی از کارشناسان این اقدام نشان از عدم تمایل شاهزاده بن‌سلمان برای تطبیق با شرایط دارد. در واقع فروش اوراق قرضه این اختیار را به عربستان می‌دهد که بدون انتشار آمار و اطلاعات جزئی آرامکو از جمله انتشار میزان ذخایر نفتی این کشور که می‌تواند قدرت سعودی‌ها را دستخوش تغییر کند، بخشی از برنامه‌های خود را پیش ببرد.

علاوه بر این فایننشال تایمز اعلام کرده که سعودی‌ها به دنبال اخذ ۱۱ میلیارد دلار وام از بانک‌های خارجی هستند. بر‌اساس این گزارش این وام قرار است در اختیار صندوق سرمایه‌گذاری خارجی (SWF) این کشور گذاشته شده و با استفاده از آن بخشی از برنامه‌های بن‌سلمان اجرایی شود. بعد از تعلیق برنامه عرضه سهام آرامکو اخذ این وام‌ها برای سعودی‌ها بسیار حائز اهمیت است. انتظار می‌رود ۱۶ بانک در پروسه وام‌دهی به صندوق سرمایه‌گذاری عربستان شراکت داشته باشند اما لیست این بانک‌ها تا دسامبر نهایی می‌شود. گرفتن وام برای صندوق سرمایه‌گذاری چندان موضوع متداولی نیست و این موضوع در کنار برنامه عربستان برای انتشار ۷۰ میلیارد اوراق قرضه بدون شک به بدهکاری عربستان منجر خواهد شد.

در این میان اما وال‌استریت ژورنال راه‌حل سومی را مطرح می‎کند. این روزنامه که بسیار پیش از این نیز احتمال فروش ۵درصد سهام آرامکو به شرکت ساینوپک (شرکت دولتی نفت چین) را مطرح کرده بود، در حال حاضر نیز بر این باور است که این موضوع می‌تواند راه‌حلی برای خروج عربستان از بحران فروش سهام آرامکو باشد. در واقع سعودی‌ها می‌توانند با فروش سهام آرامکو به دولت چین بدون اینکه مجبور باشند اطلاعات مخفیانه و سری خود را به‌طور عمومی منتشر کنند، به سرمایه لازم برای پیشبرد برنامه‌های اقتصادی خود دست یابند. علاوه بر این در شرایطی که بازار جهانی به سوی پایان عصر رشد تقاضا برای نفت پیش می‌رود عربستان با این اقدام آینده فروش نفت خود را نیز تضمین خواهد کرد.

چرا عربستان عقب‌نشینی کرد؟

دقیقا مشخص نیست چه چیز موجب تعلیق عرضه سهام آرامکو شده است اما گمانه‌زنی‌هایی درخصوص عدم تحقق برآورد شاهزاده سعودی از ارزش سهام آرامکو وجود دارد. بن‌سلمان اعلام کرده بود سهام این شرکت بیش از ۲ هزار میلیارد دلار ارزش خواهد داشت و عرضه ۵درصد از سهام این شرکت ۱۰۰ میلیارد دلار عاید عربستان خواهد کرد. با این حال کارشناسان بارها اعلام کردند که این مقدار بسیار بیشتر از ارزش واقعی آرامکو است. وود مکنزی ارزش واقعی این شرکت را ۴۰۰ میلیارد دلار اعلام کرده بود و بسیاری دیگر از کارشناسان بر این باور بودند که آرامکو نهایتا حدود هزار تا ۱۵۰۰ میلیارد دلار ارزش دارد. بنابراین اگر عرضه سهام آرامکو اتفاق می‌افتاد عربستان ناچار بود ارزش واقعی این شرکت را بر‌ملا کند و ارزش کمتر از برآوردی که سعودی‌ها اعلام کرده بودند به کاهش ارزش و اعتبار این کشور منجر می‌شد.

در این میان نیک باتلر، تحلیلگر و ستون‌نویس فایننشال تایمز بر این باور است که تعلیق عرضه سهام آرامکو در کنار مسائلی چون کاهش تولید نفت عربستان در شرایطی که این کشور وعده افزایش تولید داده بود و همچنین خرید سهام سابیک توسط آرامکو می‌تواند نشان از بازگشت به سنت در این کشور باشد. به اعتقاد این تحلیلگر، سه دلیل برای تغییر رفتار اخیر عربستان می‌توان یافت. اول اینکه پادشاه سلمان و پسرش محمد کنترل خود بر شرایط داخلی عربستان را از دست داده‌اند، از این رو از برنامه‌های خود عقب‌نشینی کرده‎اند. باتلر باوجود اینکه دمدمی مزاج و غیرقابل پیش‌بینی بودن محمد بن‌سلمان را دلیل این گمانه می‌داند اما آن را بیش از اینکه به واقعیت نزدیک بداند، شایعه می‌داند. دومین دلیلی که مطرح است سرعت دادن به اجرای طرح ۲۰۳۰ است، چراکه عرضه سهام آرامکو بیش از ۲ سال زمان برده و هنوز بسیاری از مسائل آن روشن نیست. باتلر این دلیل را نیز رد می‌کند، چراکه از برنامه‌های بلند‌مدت شاهزاده سعودی در دو سال و نیم اخیر تنها رانندگی زنان محقق شده و همچنین این کشور با وجود رشد قیمت نفت با کمبود نقدینگی شدید مواجه است. دلیل سوم که از نگاه باتلر اصلی‌ترین دلیل برای تغییرات اخیر در سیاست عربستان است، بازگشت به سنت است. در واقع بن‌سلمان و دیگر افرادی که در بدنه قدرت سعودی‌ها قرار دارند ترجیح داده‌اند سرعت تحولات در عربستان را آرام کنند تا بدنه سنتی در این کشور بتواند با تحولات خو بگیرد. سعودی‌ها ابتدا به خرید سهام سابیک روی آوردند که در آن هیچ دارایی از عربستان به فروش نمی‌رسد و تنها دارایی از یک جیب دولت به جیب دیگر ریخته می‌شود. سپس از فروش سهام آرامکو که مخالفان شدیدی داشت فاصله گرفته‌اند و در سومین اقدام با کاهش قیمت نفت، تولیدات خود را کاهش داده و در واقع به نقش «تولیدکننده نوسانی» بازگشته است.