۱-مافوق هایتان را مدیریت کنید

یکی از واقعیت‌های مدیریتی دنیای امروز این است که قرار نیست مدیر یک بخش فقط به مدیریت افراد زیرمجموعه خود بپردازد و گاه نیاز می‌شود که یک مدیر برای مدیریت کردن مافوق‌های خود نیز اقدام کند. شاید این سوال به ذهن شما خطور کند که چگونه می‌توانیم مافوق خود را که قدرتی بیشتر از ما دارد مدیریت کنیم؟ پاسخ این سوال البته خیلی ساده است: منظور از مدیریت مافوق، امرو نهی کردن به او نیست بلکه تنظیم رابطه‌ای است که باید با او برقرار ساخت و از آن برای برنامه ریزی برای مدیریت زیردستان بهره برد.

۲-از مافوق هایتان بیاموزید

مافوق‌های شما می‌توانند الگوهای خیلی خوبی برای شما باشند تا با الهام گرفتن از سبک مدیریتی موفق آنها بتوانید تجربه دل انگیزی در زمینه مدیریت به دست آورید. در واقع، مدیرانی که در شرکت یا سازمان شما به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کرده‌اند بهترین آموزگاران شما به شمار می‌آیند؛ چرا‌که آنها توانسته‌اند در شرایط و موقعیت‌هایی کاملا شبیه شرایط و موقعیتی که شما در آن قرار دارید به موفقیت دست پیدا کنند. پس شما هم می‌توانید با الگو قرار دادن آنها و البته اضافه کردن عنصر خلاقیت و نوآوری به روش‌های مدیریتی آنها، سبک مدیریت منحصربه‌فرد خودتان را کشف کنید. الگو قرار دادن مافوق‌ها و استفاده از سبک مدیریتی مشابه با سبک مدیریتی آنها یک مزیت دیگر هم دارد و آن اینکه همسویی با مافوق‌ها باعث تسهیل و تسریع در پیشبرد اهداف مدیریتی تان می‌شود و بسیاری از موانع را خود به خود برخواهد داشت.

۳- سیاست‌ها و رویه‌های غالب در سازمان تان را شناسایی کنید

همان‌طور که آشنایی با سبک مدیریتی مافوق‌های تان برای شما ضروری است به همان اندازه آشنایی با سیاست‌ها و رویه‌های حاکم بر سازمان نیز برای موفقیت مدیریتی شما حیاتی خواهد بود. شما باید بدانید که چه بخواهید و چه نخواهید وارد یک بازی شده‌اید و باید نقش تان را به خوبی بازی کنید. در هر سازمانی، یک‌سری قوانین نانوشته وجود دارد که بی‌اطلاعی از آنها می‌تواند برای هر مدیری گران تمام شود. پس هر چه زودتر از این قوانین نانوشته آگاهی یابید عملکرد بهتر و موفق‌تری در زمینه مدیریت خواهید داشت. یکی از این قوانین نانوشته به روابط حاکم بر الگوهای قدرت و فرمان در درون سازمان‌تان و همچنین قدرت نرم مربوط می‌شود جایی که بسیاری از معادلات درون‌سازمانی، فارغ از سلسله مراتب و روابط رسمی تعریف می‌شود. امروزه، بسیاری از مدیران با کمک قدرت نرم به خواسته‌هایشان دست می‌یابند همان‌طور که بسیاری از کارکنان نیز چنین می‌کنند و با پیروی از قوانین نانوشته سازمان به اهداف کاری‌شان دست می‌یابند.

۴- سبک مدیریتی خاص خودتان را به دیگران بشناسانید

شما حتی اگر بهترین خواننده هم باشید باز هم تا زمانی که شروع به خواندن نکنید نخواهید توانست توانایی خوانندگی‌تان را به دیگران نشان دهید. در دنیای مدیریت نیز چنین است و تا زمانی که شما سبک مدیریتی خاص خودتان را کشف نکرده و آن را به دیگران نشان نداده باشید نخواهید توانست سری در میان سرها درآورید. پس از همان اولین روز مدیریت‌تان بکوشید تا سبک مدیریت‌تان را به رخ همگان بکشید و این کار را با اعتماد به نفس بالایی انجام دهید و به یاد داشته باشید که یک مدیر بدون سبک، یک مدیر ناکارآمد و بی‌صداست.

۵- همیشه و در همه حال به دیگران بازخورد نشان دهید

هیچ مدیری دوست ندارد به کارمندانش بگوید از عملکرد آنها راضی نیست و آنها نتوانسته‌اند انتظارات او را برآورده سازند اما مشکل اینجاست که بدون نشان دادن بازخورد هم هیچ کارمندی از نقاط ضعف خود آگاه نخواهد شد.پس هم انتظارات و خواسته‌های‌تان را به‌طور شفاف و بدون تعارف به همه اعلام کنید و هم نسبت به عملکرد افرادتان بازخورد به موقع و حساب‌شده نشان دهید. برقراری ارتباط منظم و دائمی با همه کارکنان و برگزاری جلسات عمومی و خصوصی با آنها برای موفقیت و درخشش مدیریتی‌تان امری حیاتی است که به هیچ عنوان نباید در انجام آن کوتاهی کنید.

۶-به کارکنان‌تان احترام بگذارید

یکی از راز‌های اصلی موفقیت مدیران بزرگ و ماندگار عصر ما این بوده و هست که آنها با زیردستان‌شان با احترام برخورد می‌کنند. در واقع آنان به این نتیجه رسیده‌اند که کارکنان‌شان و افرادی که در سطوح مختلف برای آنها کار می‌کنند همگی شایسته احترام هستند و قبل از آنکه کارمند یا کارگر باشند انسان‌هایی هستند دارای شخصیت و ارزش انسانی که باید از سوی مدیران و مافوق‌ها به رسمیت شناخته شوند و به آنان توجه ویژه‌ای داشت. پس اگر می‌خواهید کارکنان‌تان از دل و جان برای شما کار کنند و به شما در دستیابی به اهداف کاری‌تان یاری رسانند همیشه و در همه حال به آنها احترام بگذارید و به آنها ثابت کنید که به آنها به‌عنوان انسان نگاه می‌کنید، نه ابزار و ماشین.

۷- از استخدام نیروهایی قوی‌تر از خود نهراسید

مدیران بزرگ هیچ گاه ابایی ندارند که افرادی را استخدام کنند که از آنها باهوش‌تر و کارآمدتر هستند، چرا‌که آنها به خوبی می‌دانند که موفقیت و درخشش زیردستان‌شان در نهایت به موفقیت و درخشش خودشان کمک خواهد کرد و کمتر مدیر بزرگی را می‌توان یافت که توانسته باشد با به کارگیری افرادی معمولی و سطح پایین به موفقیت‌های بزرگ دست یافته باشد. پس به جای به حاشیه راندن نیروهای توانمند خود و حسادت کردن به آنها سعی کنید به آنها پر وبال داده و از کارآمدی‌هایشان در جهت پیشبرد اهداف مورد نظرتان بهره حداکثری ببرید.

این مطلب برایم مفید است
19 نفر این پست را پسندیده اند