از آنجا که آژانس همچنان به سرعت رشد می‌کرد (اندازه آن هر سال دو برابر می‌شد)، تعجبی نداشت که گروه بین‌المللی آلتاویا (Altavia) در ماه ژانویه آن را خرید و هودارت علاوه بر حفظ نقش مدیر عاملی خود در کریتیو کپیتال، مدیر ارشد استراتژی در بخش آسیای آلتاویا شد. خودش این شغل تازه را یک «چالش جدید و سرگرم‌کننده» می‌نامد. این موفقیت شگفت‌انگیز به توانایی هودارت برای همکاری با مشتریانی برمی‌گردد که در تولید محصولات خود سرآمد دنیا هستند، اما با مفهوم برندسازی زیاد سروکاری ندارند. شغل او این است که برای محصولات مختلف داستان‌سرایی کند تا مصرف‌کننده‌های نسل جدید چینی را که آگاهی زیادی نسبت به مد و لباس دارند، جذب کند. رمز موفقیت او چیست؟ هودارت که اهل پاریس است و اولین سال‌های دهه ۴۰ زندگی خود را می‌گذراند می‌گوید: «اگر کاری را انجام دهید که دوستش دارید، در واقع کار نمی‌کنید، به عشق‌تان می‌پردازید.» قبل از راه‌اندازی کریتیو کپیتال، او در شهرهای لندن، بارسلونا، سنگاپور و نیویورک، تحصیل و کار کرده بود. در سال ۲۰۱۲ مدرک MBA از مدرسه کسب‌وکار کلمبیا و مدرسه کسب‌وکار لندن دریافت کرد. کارشناسی ارشد را در رشته برندسازی در دانشگاه خصوصی بوکونی میلان خواند و سپس مسیر کارآفرینی خود را در شانگهای در پیش گرفت.

علاقه او به داستان‌سرایی است. وقتی شرکت فرانسوی لانکوم از آژانس کریتیو کپیتال برای برقراری ارتباط با مصرف‌کنندگان چینی درخواست کمک کرد، هودارت از کلیشه‌های تصویری فرهنگی مثل برج ایفل استفاده نکرد و در عوض به مصرف‌کنندگان VIP محصولات لانکوم کارت‌پستال‌های کلاسیک مربوط به بازارهای خیابانی پاریس که تاریخچه این شهر را نشان می‌دادند، عرضه می‌کرد. این ایده ساده و اثرگذار، نشان‌دهنده ترجیح او به واقع‌گرایی به جای شلوغی و هرج و مرج است. داستان زندگی کاری او حاوی یک داستان است. در اولین شغلی که در چین به دست آورد، مدیر برند یک شرکت کوچک واردکننده نوشیدنی شد که دفاتری در شانگهای و پکن داشت. در واقع او یک فرانسوی بود که برای مالکان آمریکایی و نیوزیلندی شرکتی که نوشیدنی به چین وارد می‌کردند کار می‌کرد! سپس یک شرکت فروش گل و گیاه به نام «سکرت گاردن» در این شهر راه‌اندازی کرد، اما بعد از ۱۸ ماه آن را به یک خریدار محلی فروخت. «از کار کردن در بخش خرده‌فروشی چیزهای زیادی یاد گرفتم. ما یک واحد بنگاه به بنگاه (B۲B) ایجاد کرده بودیم که فروش گل‌ها را با برندها متناسب‌سازی می‌کرد. همان‌جا متوجه شدم نقطه قوت کار من در برندسازی است.»

هودارت به سرعت توانست مرزهای فرهنگی را درنوردد و به جای تمرکز بر اختلاف‌ها به دنبال این بود که هر چه سریع‌تر خودش را وفق دهد. او خیلی زود زبان چینی را یاد گرفت، چون مجبور به این کار بود. خودش می‌گوید: «دستیارم، همکارانم و مشتریانم هیچ‌کدام انگلیسی بلد نبودند.» همچنین سعی کرد زمینه‌های مشترک فرهنگی چین و فرانسه را پیدا کند. این زمینه‌های مشترک، علاقه به غذای باکیفیت و متنوع، ارزش‌های خانوادگی و تاکید بر برقراری روابط شخصی قوی در مبادلات کاری بود. مشتریان شرکت اغلب در روزهای تعطیل او را به ناهار کاری دعوت می‌کنند و حس او این است که «ما کار نمی‌کنیم، بلکه فقط با دوستانمان برای ناهار بیرون می‌رویم.» به جز برنامه‌های فشرده سفر در داخل چین و رفت و آمد بین شانگهای و شنزن، او زمانی هم برای دادن مشاوره تجاری به دولت فرانسه اختصاص داده است. او همچنین عضو هیات اجرایی و معاون اتاق بازرگانی فرانسه در چین است. توانایی از بین بردن مرزهای فرهنگی حتی در آپارتمان محل زندگی او که معماری سبک قدیمی و هنری تزئینی دارد، هویدا است. او طرح اولیه آپارتمان را تغییر داده، اما دقت کرده که اصالت معماری کلاسیک شانگهای را در آن حفظ کند. موقعیت مکانی ساختمان هم نشان‌دهنده توانایی هودارت برای زندگی کردن در دنیاهای مختلف است. محلی که او انتخاب کرده، علاوه بر اینکه بسیار ساکت است، به مراکز مختلف هم نزدیک است.

او علاوه بر اشتیاق آشکاری که به کار برندسازی نشان می‌دهد، می‌تواند فراتر از کسب‌وکار خودش را ببیند و همان‌طور که فرانسوی‌ها می‌گویند، در قراردادهای کسب‌وکار، همه جوانب را در نظر بگیرد و از آن چیزهایی که برای او واقعا مهم است، غافل نشود. چیزی که واقعا برای هودارت اهمیت دارد، وفاداری به مشتریان، دوستان، خانواده و کارمندان است. نظر او در مورد آینده افراد جوان و کارآفرینی در چین بسیار مثبت است: «چینی‌ها استعدادی عالی در سازگارپذیری دارند.» این استعداد در خود او هم نهفته است و بعد از گفت‌وگو با او به این حس می‌رسید که انجام هر کاری امکان‌پذیر است».

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند