اسپاتیفای در سال‌های گذشته و پس از شروع به کارش به‌عنوان یک بستر آنلاین پخش موسیقی از رشدی باورنکردنی برخوردار بوده است. اما روش کار این شبکه مختص خود آن است. سه‌چهارم از کاربران اسپاتیفای، از خدمات آن به‌صورت رایگان استفاده می‌کنند و البته در خلال موسیقی‌شان، تبلیغاتی آزاردهنده توسط حامیان مالی اسپاتیفای پخش می‌شود. در همین حال، کاربران ویژه از امکانات و خدمات بسیار گسترده‌تری بهره‌مند می‌شوند؛ آن هم با پرداخت ۹۹/ ۹ پوند در ماه که البته در مواردی، تخفیف‌های قابل توجهی برای مشترکان جدید در نظر گرفته می‌شود. در هر صورت، کاربران ویژه اسپاتیفای می‌توانند با پرداخت هزینه اشتراک خود، به هر موسیقی دلخواهی به‌صورت نامحدود و بدون مزاحمت گوش کنند. آنها همچنین می‌توانند بر خلاف گروه اول، آلبوم‌ها و فهرست‌های پخش را روی دستگاه خود ذخیره کرده و آنها را بدون نیاز به اتصال اینترنت هم گوش دهند.

اسپاتیفای هم مانند اوبر (احتمالا نخستین تاکسی‌ اینترنتی جهان) بر ساده‌سازی محصول (و خدمت) برای مشتریان تمرکز کرد و به هدف «لذت‌بخش کردن استفاده از محصولات و خدمات برای مشتریان» دست یافت. اسپاتیفای و اوبر ویژگی‌ها و کارکردهای مشابهی از خود به نمایش گذاشتند. هر چند آمارهای قابل اتکا و معتبر چندانی وجود ندارد، اما دست‌کم با توجه به تجربه عینی خودمان (از خود و اطرافیان)، پس از معرفی اسپاتیفای و ارائه خدماتی که پیش از آن در جهان ارائه نمی‌شد، میزان زمانی که صرف موسیقی می‌کنیم به شدت افزایش یافته است (این میزان برای ما و اطرافیانمان بسیار ملموس بوده است). علاوه بر آن، ممکن است بر آمادگی ما برای پرداخت هزینه موسیقی در کل عمرمان افزوده شده باشد؛ هر چند اسپاتیفای برای اکثر کاربرانش رایگان است. ویژگی دیگر این ابزار آن است که دقیقا مانند اوبر، سر زبان‌ها افتاد و بدون هزینه‌های هنگفت بازاریابی، به‌صورت ویروس در جامعه (آمریکا و جهانی) فراگیر شد. دلیل این گسترش و رونق یکباره، کم‌نظیر و عالی بودن مجموعه خدمات اسپاتیفای (به شکل ایجاد یک تجربه منحصربه‌فرد در کاربران) بود. حتی کاربران اجتماعی‌تر این شبکه، می‌توانستند موسیقی‌های خود را به اشتراک گذاشته و فهرست‌های پخش و هنرمندان مورد علاقه دیگران را دنبال کنند.

با تمام این موارد، از دو منظر، اسپاتیفای تفاوت‌های چشمگیری با اوبر دارد. نخست آنکه، ایجاد و توسعه خدمات اسپاتیفای و راه‌اندازی آن کاری به شدت دشوار بود. این در حالی است که اوبر کار دشواری برای ارائه خدمات خود نداشت و تنها ایده آن، بدیع بود. دومین تفاوت بزرگ تجربه اسپاتیفای و اوبر آن است که اسپاتیفای پس از پشت سر گذاشتن موانع توسعه و راه‌اندازی، کار دشوار دیگری پیش رو نداشت و تقریبا بدون هیچ کوششی جهانی شد. این در حالی است که اوبر مجبور بود در هر شهر و کشوری، رانندگان تاکسی را جذب همکاری با خود کند و در هر کدام از این نقاط نیز بستر خدمت‌رسانی و پشتیبانی را ایجاد کند.

زنجیره ارزشی (شبکه تاکسیرانی سنتی) که اوبر به آن حمله کرد، ضعیف، نامنسجم، دچار ضعف سازماندهی و تا حد زیادی بدون دفاع بود. اما زنجیره ارزشی که اسپاتیفای باید به آن حمله می‌کرد، بسیار متمرکز بود، قوانین (مانند کپی‌رایت) از آن حمایت می‌کرد و شرکت‌های معدود ضبط و پخش موسیقی آن، بسیار قدرتمند شده بودند. به‌عنوان مثال، در کل صنعت موسیقی آمریکا تنها چهار شرکت بزرگ مشغول فعالیت بود. با توجه به ماهیت خدمت اسپاتیفای (ارائه حجم بسیار زیاد موسیقی به‌صورت آنلاین و بدون وقفه) و همچنین رقبای سرسختی که داشت، پیروزی کار ساده‌ای نبود و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگین اولیه داشت. از طرفی، با توجه به آنکه رقبای اسپاتیفای (برخلاف رقبای اوبر) نمی‌توانستند به سادگی و تنها با سرمایه‌گذاری یک میلیون دلار و ارائه یک اپلیکیشن دست به تقلید از آن بزنند، مراحل بعدی توسعه این شرکت بسیار متفاوت طی شد. اگر نگاهی به محیط رقابتی اسپاتیفای بیندازید، رقبای بسیاری را می‌بینید اما تعداد ناچیزی از آنها هستند که در این مسیر جدی بوده (شرکت موسیقی اپل یکی از استثناهای مهم است) یا توانایی جذب منابع مالی مورد نیاز را داشته باشند.

این دشواری تقلید، مزیتی مهم برای اسپاتیفای به شمار می‌آید و رقبای آن نمی‌توانند به سادگی به آن نزدیک شوند. به‌عنوان مثال، هم‌اکنون در این شبکه می‌توان بیش از ۲۰ میلیون قطعه موسیقی رسمی و مجوزدار مشاهده کرد؛ رقمی که بسیار فراتر از نزدیک‌ترین رقیب آنها است. در شبکه‌های آنلاین پخش موسیقی، تنها مساله کشف قطعات موسیقی جدید مطرح نیست. به‌عنوان مثال، «پاندورا» در این زمینه بسیار خوب عمل کرده است و کاربران می‌توانند هر روز موسیقی‌های جدید بیشتری کشف کنند. اما مساله امکان گوش دادن به هر موسیقی و هر خواننده دلخواهی مطرح است و آرشیو غنی اسپاتیفای آن را از سایر رقبایش پیش انداخته است؛ حتی با آنکه تنها در ۵۰ کشور جهان خدمات آن ارائه می‌شود (رقیب فرانسوی آن، یعنی شرکت دیزر در ۱۸۰ کشور به ارائه خدمات می‌پردازد اما تعداد مشترکان آن یک‌دهم اسپاتیفای است).

nikoueimahdi@gmail.com

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند