شاید نتوان در یک نوشتار کوتاه به اندازه کافی درباره اهمیت نقش یک مدیرعامل و حمایت در موفقیت تیم بازاریابی تاکید کرد اما آگاهی از پنج ویژگی یک مدیرعامل موفق و موثر که می‌تواند به موفقیت هرچه بیشتر تیم بازاریابی و نام تجاری(برند) شرکت کمک کند می‌تواند برای مدیران عامل مفید باشد:‌

۱. اعتماد.

یکی از واضح‌ترین ویژگی‌های این فهرست «اعتماد» است، اما شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها نیز باشد. مدیرعامل باید به مدیر اجرایی بازاریابی در موقعیتی که قرار دارد و به انجام بهترین کار از سوی وی (تصمیماتی که از اهداف سازمان پشتیبانی می‌کند و موفقیت تیم را افزایش می‌دهد)، اعتماد کند. تصمیم به استخدام یک مدیر بازاریابی قطعا یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها برای یک مدیرعامل است، اما اگر مدیرعامل در تصمیم خود برای استخدام نامزد مناسب به وی اعتمادکند، مدیربازاریابی می‌تواند با تکیه بر این اعتماد، اقدامات اجرایی بازاریابی خود را با دقت و سرعت گسترش دهد. مدیرعامل باید قادر به فهم درست، دانش و تصمیمات اجرایی مدیربازاریابی به عنوان رهبر تیم بازاریابی باشد و به‌طور کامل اعتماد داشته باشد.

۲. درک مناسب

اول و مهم‌تر از همه، یک رهبر سازمانی باید بداند که تیم بازاریابی چه کاری باید انجام دهد و چه کاری نباید انجام دهد. آنها قرار نیست به تنهایی ساز و کار شرکت را رهبری کنند. اما به‌طور یقین عملکرد تیم بازاریابی باید به‌طور دقیق و مستمر مورد ارزشیابی قرار گیرد. برای مثال شاخص ارزش برند یک شاخص بی‌ثبات ‌است که به آسانی قابل اندازه‌گیری نیست. اما یک مدیر بازاریابی، باید از درک صحیح مدیرعامل نسبت به مسوولیت‌ها و تعهدات تیم بازاریابی در شرکت اطمینان حاصل کند و به این ترتیب می‌توان تعریف دقیق و مشترکی از موفقیت تیم بازاریابی داشت. بدون شک، درک متقابل تنها با بحث و گفت‌وگوی عمیق در مورد چشم‌انداز و اهداف مدیرعامل درباره شرکت و نام تجاری به‌دست می‌آید.

۳. تعهد به نام تجاری(برند)

ارزش برند - و ماندن در برند - باید از هر چیز دیگر در سازمان ارزشمندتر و مهم‌تر باشد. مدیرعامل و مدیران اجرایی شرکت نام تجاری آن به شمار می آیند. موفقیت رهبر موفقیت برند(وشرکت) است. هر حرکتی که مدیر بازاریابی انجام می‌دهد، نفوذ در بازار یا فروش بیشتر را به ارمغان می‌آورد، اما اگر به درستی انجام شود، آگاهی بیشتری از نام تجاری به ارمغان خواهد آورد. و همان‌طور که قبلا ذکر شد، این چیزها همیشه، قابل سنجش نیستند. این به بحث قبلی ما در مورد اعتماد مربوط می‌شود. مدیرعامل شرکت باید اعتماد کند که مدیر بازاریابی چه کاری انجام می‌دهد و اهداف شرکت چیست. باور داشته باشید که مدیربازاریابی شما را در مقابل افرادی صحیح(مناسبی)‌ قرار می‌دهد. و به نام تجاری خود اعتماد و ایمان داشته باشید. کافی است اعتماد کنید، همه چیز خودبه‌خود و به درستی پیش می‌رود.

۴. تعصب به نوآوری

در مورد نوآوری تنها صحبت نکنید، فقط شعار ندهید! بلکه بخشی از فعل نوآوری باشید. هر روز به این فکر کنید چگونه یک برند نوآوری می‌کند؟ یک مدیرعامل چگونه می‌تواند اطمینان حاصل کند که مسیر نوآوری در شرکت، باز است؟‌ قاعده کلی این است: برای نوآوری برنامه داشته باشید!‌. البته به نظر می‌رسد این کار غیرقابل انجام است، اما مگر یک تیم بازاریابی بدون داشتن نوآوری مستمر می‌تواند درصنعت خود سرپا باقی بماند؟‌ یک روش خوب برای اطمینان از نوآوری در شرکت ایجاد یک صندوق نوآوری در بازاریابی است. هر سال مقدار بودجه معینی برای نوآوری در بازاریابی و آزمایش طرح‌ها و برنامه های نوآورانه کنار بگذارید و برای طرح‌های نوآوری در بازاریابی از آن مصرف کنید.

۵. حمایت

این ویژگی هم کاملا واضح است، اما شاید باور نکنید این توانایی شگفت انگیز تا چه اندازه قدرتمند است. این وظیفه رهبر سازمان است که برای حمایت از تیم بازاریابی خود، انتظارات و خواسته‌ها را به خوبی تبیین کند و مرزهای حرکت افراد تیم بازاریابی در شرکت را تعیین کند. تیم بازاریابی تنها تیم محرک و موثر در شرکت نیست اما یکی از حیاتی‌ترین تیم‌های کاری در شرکت است. میزان و نحوه حمایت مدیرعامل از تیم بازاریابی، تعریف درستی از چگونگی موفقیت یک شرکت و نام تجاری آن خواهد بود.

فراموش کردن یا دست کم گرفتن تیم بازاریابی کار آسانی است، اما بدون تردید ایجاد و حفظ یک ارتباط موفق با مدیر بازاریابی شما، موجب اعتماد، پشتیبانی و تعهد به چشم‌انداز شرکت خواهد شد. یادتان باشد همه ما به یک دلیل در شرکت حضور داریم و آن تحقق چشم‌انداز سازمان است.

www.hrjournalist.com