به هر حال، صنایع بسیار متعدد و یکدستی وجود دارند که در تکنولوژی پیشرفته و متلاطم فعالیت نمی‌کنند و نیازی به مدل‌های کسب‌وکار که به سرعت ظاهر و محو شوند ندارند. صنعت مشاوره را در نظر بگیرید. دهه‌های پیش، شرکت‌هایی مثل مک‌کینزی، گروه مشاوره بوستون و بین (Bain) در این صنعت سرآمد بودند و هنوز هم هستند. به علاوه، این شرکت‌ها هنوز همان کارهایی را انجام می‌دهند که ۳۰ سال پیش انجام می‌دادند. صنعت هتلداری هم به میزان قابل توجهی باثبات و یکدست است. از داخل اتاق هتل به سختی می‌توان تشخیص داد که در یک هتل زنجیره‌ای اقامت دارید (مثل وستین) یا یک هتل گران‌قیمت دیگر (مثل هایت). این صنعت هم در ۳۰ سال قبل در مقایسه با امروز تفاوت قابل توجهی نداشته است.حتی تفاوت بین رقبای اصلی در صنایعی که طی دهه‌ها شاهد تغییر بوده‌اند – مثلا بانکداری – بسیار اندک است. این صنایع اغلب فضایی فوق‌العاده برای نوآوری هستند، در غیر این صورت بقیه با نوآوری‌های خود در کارتان اختلال ایجاد می‌کنند.

محدودیت‌های خدمات چندمنظوره

ناهمگنی مشتریان اغلب از ناهمگنی شرکت‌هایی که به آنها خدمات‌رسانی می‌کنند، بیشتر است. بنابراین، تلاش برای ارائه خدمات چندگانه به مشتری و جذب طیف گسترده‌ای از مشتریان، لزوما یک استراتژی هوشمندانه نیست.هتل‌های زنجیره‌ای نوآورانه CitizenM را در نظر بگیرید که در سال ۲۰۰۸ در هلند تاسیس شد. این مجموعه امکانات نسبتا لوکس را با قیمت معقول در مهیج‌ترین شهرهای دنیا ارائه می‌دهد و فقط بر یک گروه خاص از مشتریان متمرکز می‌شود: شهروندان موبایل. این بخش از مشتریان، شامل افراد دوستدار مسافرت هستند که خدمات خوبی را طلب می‌کنند که در عین حال از پس هزینه‌های آن هم برمی‌آیند. در نتیجه، citizenM با شرکت‌ها قرارداد نمی‌بندد یا اتاق کنفرانس اجاره نمی‌دهد، بلکه در عوض فقط بر افرادی که دوست دارند چند بار در سال برای خرید، کار، تفریح یا گشتن به لندن، پاریس، آمستردام یا نیویورک سفر کنند، متمرکز می‌شود.

این مجموعه هتل زنجیره‌ای دریافته که شهروندان موبایل ترجیح می‌دهند هتل‌شان رستوران لوکس جداگانه، خدمات اسپا و صندوق امانات نداشته باشد تا هزینه‌ها کاهش یابد. بنابراین citizenM در طبقه پایین هتل فضایی باز و بسیار راحت در نظر گرفته که مسافران می‌توانند در آن بنشینند و سوشی و قهوه بخورند و در طبقات بالاتر هم از اتاق‌هایی کوچک، اما راحت و مجهز به تکنولوژی بهره ببرند. همه اینها با قیمتی معقول در دینامیک‌ترین شهرهای دنیا ارائه می‌شود.شرکت citizenM از این موضوع آگاهی دارد که اتاق‌های کوچک و نبود امکانات سنتی برای همه مناسب نیست، اما مایکل‌لوی، از موسسان شرکت می‌گوید: «ما کاملا از این موضوع راضی هستیم.» این هتل زنجیره‌ای با ایجاد جذابیت برای یک گروه خاص به جذب مشتری می‌پردازد.وقتی در صنعتی فعالیت می‌کنید که بیشتر شرکت‌های آن مثل هم هستند و قاعده این است که به طیف گسترده‌ای از مشتریان ارزش ارائه شود، پیش‌بینی می‌شود بالاخره در نقطه‌ای که شاید خیلی دور هم نباشد، شرکت دیگری با ارائه یک ارزش پیشنهادی بهتر برای یک بخش مشتری خیلی خاص، در صنعت شما اختلال ایجاد کند. در این صنایع، نوآوری امکان‌پذیرتر و پذیرفتنی‌تر است.

شکستن قالب مشابهت

بانک کپیتک (Capitec) آفریقای جنوبی (که به مدت دو سال جزو برترین بانک‌های‌ دنیا از سوی گروه لافرتی معرفی شد)، نمونه دیگری است. این بانک ابتدا افرادی را که سواد مالی نداشتند هدف قرار داد و یک حساب بانکی ساده را برای پس‌انداز، انجام تراکنش و وام‌دهی ایجاد کرد؛ نه هیچ چیز دیگری. بعد از اینکه توانست یک برند و شبکه قوی ایجاد کند، به تدریج اما مصمم، به بخش‌های مشتری بالاتری روی آورد.  مورد دیگر، شرکت مشاوره ادن مک‌کالم (Eden McCallum) لندن است که یک مدل کسب‌وکار نوآورانه را با هدف استخدام مشاوران باتجربه که می‌خواستند کنترل بیشتری بر زمان خود داشته باشند، ایجاد کرد. شرکت ادن با به‌کارگیری این مشاوران به‌عنوان افرادی آزادکار، به آنها امکان می‌دهد تناوب، مکان و تنوع کارشان را مشخص کنند. بار دیگر باید گفت این شرایط برای همه مشاوران در این صنعت جذابیت ندارد. هنوز برخی افراد مقررات شرکت‌های سنتی را ترجیح می‌دهند. اما گروه بزرگی از مشاوران باتجربه چنین چیزی را ارزشمند می‌دانند.  متمرکز کردن ارزش پیشنهادی بر یک گروه خاص از مردم – چه برای مشتریان باشد و چه برای کارکنان – می‌تواند شما را در انجام کارها و تبادلات نوآورانه توانمند کند. همچنین می‌توانید تجملات سنتی را که دیگر مورد علاقه همه نیست حذف کنید و کار بهتری در ابعاد مختلف انجام دهید.در این صورت، یکدستی و همگنی در صنعت شما باعث می‌شود انجام کارهایی را که تاریخ مصرف آنها تمام شده متوقف کنید. این کار باعث می‌شود ارائه خدمات و محصولاتی را که همه مشتریان را هدف قرار داده، متوقف کنید. این فرصت برای نوآوری به این معنا نیست که باید خودتان را با غول‌های تکنولوژی منطقه سیلیکون ولی مقایسه کنید، بلکه یعنی از ناهمگنی موجود در کسب‌وکارتان بهره هوشمندانه‌تری ببرید.