نمایش «شب بخیر مادر» چگونه شکل گرفت؟

از حدود یک سال پیش، کار روی این پروژه انجام شد. متن «شب بخیر مادر» از نمایشنامه‌های مورد‌علاقه آقای روستایی بود که با پیشنهاد ایشان به خانم مقدم و آقای مهدویان برای اجرا معرفی شد و بعد از مدتی من به عنوان کارگردان به پروژه اضافه شدم. در مورد هزینه‌‌ها به طور کلی بیشترین هزینه‌ها به ترتیب مربوط به هزینه تامین سالن اجرا، هزینه‌‌های محل تمرین و هزینه طراحی و ساخت دکور بود. هزینه‌های متفرقه دیگری شامل تبلیغات و طراحی و ساخت تیزر، روابط عمومی، تدارکات، عکاسی، موسیقی و غیره هم وجود داشت. از نظر زمان تمرین، نزدیک به هشت ماه تمرین داشتیم و متاسفانه به دلیل افزایش آمار کرونا و موج های متعدد آن، کار به تعویق افتاد تا بالاخره در خرداد ۱۴۰۱ توانستیم به اجرای عموم برسیم.

اقتصاد تئاتر در ایران چقدر امکان اجرای نمایش‌هایی مثل «شب بخیر مادر» را تسهیل یا کند کرده است؟

متاسفانه شرایط اقتصادی این روزها به گونه‌ای است که همه درگیر مرتفع کردن مایحتاج اولیه زندگی هستیم و توقع نمی‌رود که در چنین وضعیتی دغدغه‌های فرهنگی در اولویت قرار گیرند. به علاوه اینکه نمایشی مثل «شب بخیر مادر» عامه‌پسند نیست، مخاطبان اصلی آن علاقه‌مندان به تئاتر و دانشجویان هستند. به همین منظور تیم نمایش با در نظر گرفتن تخفیف برای دانشجویان و تخفیفات دیگر سعی کردند که تا جای ممکن فشار مالی را کمتر کنند. البته منکر نمی‌شوم که هستند کارهایی که با مبلغ بلیت به‌مراتب بیشتر، فروش خوبی هم دارند؛ ولی شاید آخرین هدف ما از اجرای این کار بحث مالی بوده باشد و ترجیح همه عوامل بر بیشتر دیده شدن نمایش است تا کسب درآمد.

به نظر شما به‌جز یافتن تهیه‌کنندگانی که حاضر به سرمایه گذاری در پروژه‌ها باشند، چه راه‌های دیگری برای رونق این حوزه وجود دارد؟

تا جایی که من تجربه کردم بیشترین هزینه، مربوط به تامین سالن برای اجرای عموم هست. با توجه به اینکه سالن‌های دولتی صف انتظار بسیار طولانی دارند که عملا برای کسانی مثل تیم ما که در شروع راه هستند دور از دسترس است، راهی به جز مذاکره با سالن‌های خصوصی باقی نمی‌ماند. تجهیز و توسعه سالن‌های دولتی و تسهیل ارتباط گروه‌های جوان و تازه‌کار می‌تواند کمک زیادی به رونق تئاتر ایران باشد.