به اعتقاد این منتقد سینما فیلم در عین حال گستره‌ای بسیار با شکوه از شخصیت‌های زن هم دارد. زنانی که با ظرافت بسیار ترسیم شده‌اند، با توجهی دقیق به نسل‌ها وطبقه‌های مختلف اجتماعی. بدیهی است که بار این ویژگی‌ها همچنان بر دوش شیوه بیان کارگردان است که این‌طور شخصیت های دیگر، ازجمله «فرعی»ترین آنها از حضور و جذبه‌ای برخوردارند که شخصیت قدرتمند گرچه متزلزل کاظم/ «آتابای» را تقویت می‌کنند. این ویژگی‌ها دستیابی «آتابای» به این نتیجه معجزه‌آسا را فراهم می‌کند: فیلمی کاملا زنانه که شخصیت اصلی‌اش مرد است.

 فرودون گفته: ‎فیلم همچنین چشم‌اندازی بسیار قدرتمند و تاثیرگــذار از ایران ارائه می‌دهد، نه فقط به واسطه تصویرهای با شکوه بلکه به واسط ظرفیت موجود جغرافیایی که حساسیت‌های مخاطب خارجی را برمی‌انگیزد تا دلبستگی ایرانی‌ها را به باغ ایرانی در همه ابعادش نمایان سازد؛ از مادی‌ترین بعد آن گرفته تا شاعرانه‌ترین ابعاد این سرزمین که همواره مورد ستایش بزرگ‌ترین هنرمندان پارسی زبان بوده است.

‌‎ به گفته او ترکیب حیرت‌انگیز سبکبالی و شور و هیجان‌های عمیق کــه گاه می‌تواند راه را به روی خشونت، مـرگ و رفتارهای شریرانه بگشاید، بـه واسطه میزانسنی که به‌کار گرفته شده به‌طوری حیرت‌انگیز طبیعی و واقعی جلوه می‌کند. درواقع، روش فیلم‌سازی و ساختاری داسـتان، در لایه‌های پی در پی که کم‌کم آشکار می‌شوند و امکان بروز موقعیت‌هایی را ایجاد می‌کند که بازتاب یکدیگرند، بی آنکه به‌طور کامل مکمل یکدیگر باشند؛ به تماشاگر فضا می‌دهد تا اندیشه کند و از احساسات خود وام بگیرد و خود را به جای شخصیت‌ها بگذارد.‌‎ مهارت تاثیرگذار کارگردانی تنها در ظرافت چشم‌گیر آن خلاصه نمی‌شود، بلکه به درستی راه را برای ورود خاطره‌های دردناک به زمان حال باز می‌کند که در دنیای واقعی غایبند.

 

این مطلب برایم مفید است
28 نفر این پست را پسندیده اند