زندگی امیر نادری برای عباس کیارستمی جالب به نظر می‌رسد و چون او بیش از همه ما به باورپذیر شدن قصه‌ها باور داشت، داستان زندگی امیر نادری را با ساده کردن‌های مختص خود، ساده و به فیلم «تجربه» تبدیل کرد. وی افزود: گفته‌های امیر نادری در ۲۵ دقیقه درباره همکاری با کیارستمی به من رسید و او از من خواست تا آن را با اهل دل‌ها در میان بگذارم و خانه هنرمندان ایران را بهترین جا برای آن دیدم. به امیر نادری در غربت سخت گذشته است. او آرزو دارد به ایران بازگردد و در آبادان برای بچه‌ها مدرسه سینمایی تاسیس کند. در ادامه این برنامه صمدیان از خسرو معصومی، کارگردان سینما و سایر حاضران در سالن خواست تا برای امیر نادری در ویدئویی یک پیام بفرستند و همه یک‌صدا فریاد زدند: امیر جان منتظرت هستیم و برای او دست تکان دادند.

خسرو معصومی نیز در پیامی گفت امیر جان جایت در ایران بسیار خالی است. ما می‌خواهیم که به ایران برگردی و در اینجا فیلم بسازی. پس از آن ویدئویی از صحبت‌های مفصل امیر نادری درباره همکاری و رفاقت با کیارستمی و شکل‌گیری ایده تا پرداخت داستان فیلم «تجربه» پخش شد. امیر نادری در این ویدئو بیان کرد: برای من کار مشکلی است درباره عباس کیارستمی صحبت کنم؛ درحالی‌که خودش حضور ندارد و این کاری غم‌انگیز است. فیلم «تجربه» داستان زندگی من است و همراه با عباس آن را نوشته‌ام. وی گفت: من و عباس وقتی می‌خواستیم فیلم‌نامه‌ای بنویسیم معمولا به دنبال شرایط شلوغ به لحاظ صوتی بودیم؛ برای مثال سر چهارراه و نه یک کافه می‌رفتیم یا در خیابان‌ها درباره زندگی‌مان گپ می‌زدیم. در روزهای تعطیل و خلوت شهر گویی حرف‌مان نمی‌آمد. هر روز چیزهایی یادداشت می‌کردیم و روز بعد برای هم می‌خواندیم و کم‌کم فیلم‌نامه «تجربه» در همین جریان شکل گرفت. عباس بسیار گوش کردن من به رادیو و به خواب رفتن با پیچ باز آن را در قصه می‌پسندید. شب‌های عکاس‌خانه وقتی به رادیو گوش می‌دادم، سرم روی شیشه میز بود و خوابم می‌برد و صبح‌ها با خرخر رادیو از خواب برمی‌خاستم و این بخش برایش جذاب بود. او سکوت خود را به این فیلم‌نامه وارد کرد و ویژگی‌های دیگری که متعلق به کیارستمی بود. ادغام دنیای شلوغ من با سکوت کیارستمی باعث شد ماجرای کشف‌های پسربچه در فیلم، شناخت او از عشق، اذیت شدن و ضربه خوردن و رویا داشتن و... را بتوانیم به‌دست بیاوریم.

 

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند