غفوریان سپس به اتفاقی که سرصحنه فیلم‌برداری سریال «نیسان آبی» برایش رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: اتفاقی که برایم افتاد جذاب بود. من می‌دانستم که خداوند به من لطف دارد و مردم هم مرا خیلی دوست دارند؛ ضمن اینکه در این سال‌ها در دل مردم جا باز کرده‌ام؛ ولی باورم نمی‌شد این‌قدر با عشق باشد.

من اخیرا چند وقتی است بیرون می‌روم و مردم را می‌بینم، هر کسی به من رسید گفت ما شما را خیلی دعا کردیم، خیلی‌ها می‌گفتند مادرمان تا صبح گریه و دعا کرد برای شما و این جمله‌ای است که من این مدت خیلی آن را شنیدم و نمی‌دانم چه بگویم. فقط می‌توانم بگویم من نوکر همه شما هستم. مطمئنم خدا به‌خاطر همین دعاهای شما، هانا، مادرم، همسرم و دعای همه مادران عزیزی که من خاک پای تمام مادران ایران هستم، مرا نجات داد.

او ادامه داد: واقعا خدا را شاکرم که زنده ماندم؛ چون واقعا فکر کردم یکی دو دقیقه مُردم و دوباره مرا برگرداندند. خدا را شکر می‌کنم که این اتفاق سر صحنه فیلم‌برداری برایم افتاد و من فعالیت داشتم و این آلارم را به من داد؛ درحالی‌که متاسفانه این اتفاق برای خیلی از همکاران و دوستانمان افتاد و به‌عنوان مثال شب خوابیدند و صبح بیدار نشدند و ما متاسفانه خیلی از همکارانمان را همین‌طور از دست دادیم؛ ولی من خدا را شکر می کنم سر کار بودم و این آلارم‌ها را دیدم.

این مطلب برایم مفید است
9 نفر این پست را پسندیده اند