۵۰ سال پیش در دوره کارشناسی تئاتر، آقای عزت‌الله انتظامی به ما می‌گفت: فقط یادتان باشد که شما نوکر مردم هستید! همین جمله کمک کرد که درست زندگی کنم برای همین هم نه زنم را طلاق دادم و نه آلوده شدم. درواقع یاد گرفتم در مقابل مردم و به‌ویژه در مقابل خودم مسوول باشم. اگر باور کنیم هنر شغل نیست که ما بخواهیم انتخابش کنیم و این هنر است که ما را انتخاب می‌کند، آن وقت می‌شود تعریف شوق خدمت را درک کرد. من شاید بیشتر از ۴۵ سال‌ نوکری آدم‌های بزرگی را کرده‌ام. اوایل به این امید بود که یک روز آقایی کنم؛ ولی خیلی زود دریافتم آقایی من در این نوکری است و تجربه‌هایی که از آدم‌ها در صحنه تئاتر، سینما و تلویزیون و در زندگی می‌آموزم. زندگی من یک تافته جدابافته از هنرم نیست. حقم را جایی نگذاشته‌اند که بروم و آن را بردارم! تنها جایی که حق با من است، وقتی است که بازی می‌کنم. تنها چیزی که در بازیگری اهمیت دارد، این است که خوب بازی کنیم؛ برای اینکه آدم‌های خوبی هستیم، چون هنرمند و هنرپیشه شدیم و چشم‌های زیادی دارند ما را می‌بینند و نباید این چشم‌ها را ناامید کنیم. اجازه نداریم این چشم‌ها را از خودمان دور کنیم. من هم زجر کشیده‌ام ممکن است عده‌ای بگویند ما خیلی زجر کشیدیم، بدبختی تحمل کردیم و گرفتاری و مصیبت! بله من هم کشیدم؛ اما از نظر من زجر و سختی و گرفتاری و مصیبت نبود، بلکه همه اینها فقط یک اسم دارد: تجربه! من با درد به آگاهی رسیدم؛ با غم و اندوه به وجود شادی آگاه شدم، شادی را خوب شناختم و از آن حفاظت کردم. مسیر زندگی من همیشه پر از تجربه بوده و بایگانی ذهنم ۶۸سال تجربه را در خود ذخیره کرده است. من نقش‌ها را متر نمی‌کنم! معتقدم اگر نقش‌ها را اندازه بگیریم، باخته‌ایم. برای من خود نقش اهمیت دارد. یکی از منتقدان سینما جمله جالبی درباره من گفته است مهرآوران؛ بازیگر نقش‌های کوتاه ماندگار. فکر می‌کنید چرا ماندگار شده‌اند؟ کار من از تئاتر شروع شده؛ من نمایش‌نامه‌نویسم، یعنی بازیگری هستم که می‌نویسد. بنابراین در نقش‌هایی که به‌عهده دارم به‌عنوان مولف هم عمل می‌کنم و نقش نوشته‌شده را در خودم می‌پرورانم.»

 

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند