در سال ۱۹۵۶ میلادی لیسانس هنرهای تجسمی و در سال ۱۹۵۸ فوق‌لیسانس همین رشته را از انستیتوی هنر شیکاگو (ایلی نوی) گرفت. الخاص شاگردان بسیاری تربیت کرده است. از کامبیز درمبخش تا هادی ضیاالدینی، از بهرام دبیری تا احمد وکیلی و...  احمد وکیلی از شاگردان او گفته: من که از سال ۱۳۵۸ با الخاص آشنا شده بودم، هر لحظه‌ای که می‌توانستم می‌رفتم و از کلاس‌های پرشورش استفاده می‌کردم، طوری که دیگر مرا جز در کلاس او جایی نمی‌شد پیدا کرد. در دوره فوق‌لیسانس کلاس سمینار داشتیم. یک روز الخاص را دعوت کردیم تا در کلاس صحبت کند. الخاص شروع به صحبت کرد و نظرش را در مورد مدرنیسم می‌گفت و چون آدم صریحی بود، گفت: «بعضی‌ها در مورد خلاقیت این‌طور فکر می‌کنند که هرکاری که تا حالا انجام نشده، یعنی خلاقیت؛ از جمله این احمق‌ها.» و اشاره کرد به استاد مربوطه! «بچه‌ها، این کاری که من می‌کنم را ببینید کسی کرده یا نه.» (بعد تف کرد کف دستش و زد به سر استاد مربوطه... و گفت: اینها فکر می‌کنند هر کار جدیدی یعنی خلاقیت. در دانشگاه سه‌پایه‌هایی داشتیم که چهارتا پایه داشتند و مدام می‌افتادند و همیشه در هر جلسه حداقل یکی از این سه‌پایه‌ها با صدای مهیبی می‌افتاد. الخاص در دانشگاه آگهی زد: «پرفورمنس الخاص». رئیس دانشکده و مسوولان هم آمدند. بعد شروع کرد روی یک سه‌پایه طراحی کرد و سه‌پایه افتاد. بدون اینکه حرفی بزند، سه‌پایه را بلند کرد و دوباره طراحی‌اش را ادامه داد. مجددا سه‌پایه افتاد. فکر کنید! اعتراضش را چگونه بیان می‌کرد.» ترانه صادقیان دیگر شاگرد او هم گفته: «بخش زیادی از کارهای الخاص پراکنده بود، اما توانستیم برای بزرگداشتی که در خانه هنرمندان برگزار شد تعدادی از کارها را، حدود ۵۰۰ اثر، جمع‌آوری کنیم که تمام سالن‌های خانه هنرمندان را در بر گرفت. با اینکه این تعداد تابلو شاید بخش کوچکی از تمام کارهایش بود، اما روز افتتاح وقتی کارهایش را دید، شگفت‌زده شد و گفت که این همه کار داشتم؟» او که به‌دلیل همین مراسم بزرگداشت به ایران سفر کرده بود، تمایل داشت در صورت بیمه شدن در کشور خود بماند، اما به‌دلیل محقق نشدن این امر آمریکا بازگشت و ۲۳ شهریور۱۳۸۹ به‌دلیل بیماری سرطانش در ایالت کالیفرنیای آمریکا در‌گذشت.

 

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند