دوست گرامی علی دهباشی عزیزم

‌ با درود و مهر پانزدهم مردادماه ۱۳۷۸ توفیق آن را یافتم تا کتابی را که بیش از هشت ماه انتظار انتشارش را کشیده بودم از دست شما برای دقایقی چند دریافت کنم. فرمودند فعلا فقط ببینید، بعدا طی مراسمی به شما تقدیم خواهد شد. در همان چند دقیقه، برای همت و پشتکار و کوشش حیرت‌آور شما هزاران آفرین گفتم.

راستی را که دست‌مریزاد چه سلیقه‌ای، چه زحمتی، این جشن‌نامه که درحقیقت‌ فریدون‌نامه بود مرا نزد این‌همه ابراز مهر و اظهار لطف دوستان و محبت شخص شما علی دهباشی عزیز و گرامی شرمنده کرد. هرگز تاکنون جشن‌نامه‌ای به این وسعت و تنوع ندیده بودم و خود را سزاوار این باران‌ مهر و آفرین، از چهار سوی جهان، نمی‌دانستم. حق این بود که برای یکایک این سروران ارجمند که مقاله‌ای درباره شعر من نوشته و با گشاده‌دستی تمام مرا مرهون الطاف گرانقدر خود فرموده بودند، سپاسنامه‌ای جدا جدا تقدیم می‌کردم. اما تاب‌وتوانم را که سنجیدم دیدم از عهده این مهم برنمی‌آیم، گفتم از طریق مجله گرامی بخارا مگر بتوانم مراتب تعظیم و سپاس و درود بی‌پایان خود را از این‌همه لطف و مهر به آن سروران ارجمند و بزرگوار تقدیم دارم.

جانم به فدای دوستدارانم باد.

فریدون مشیری‌ ۱۵/۵/۱۳۷۸

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند