خانم پرسکات عزیز

روزنامه‌هایی را که از آمریکا برایم فرستاده بودید دریافت کردم و از این بابت از شما متشکرم. فکر می‌کنم باید به‌خاطر داشته باشیم که تبلیغات زیاد نمی‌تواند تضمینی برای موفقیت یک نمایش ضعیف با بازی بد باشد. منظورم این است که می‌توان در خیابان‌های نیویورک دسته‌های کارناوال را دو بار در روز به مدت شش ماه راه انداخت و اعلام کرد که «ورا» نمایشنامه خوبی است ولی اگر در شب اول اجرا، یک نمایش قوی با بازی خوب نباشد تمام آن تبلیغات بی‌نتیجه خواهد بود. نام من و بازی عالی شما، دو عامل مهم برای موفقیت آن نمایش در لندن و آمریکا خواهد بود. کار ما ایجاد موقعیتی عالی برای به دست آوردن یک نتیجه خوب است. موفقیت، علمی است که اگر شرایط آن را داشته باشیم ثمره آن را خواهیم گرفت. هنر، یک حاصل ریاضی است که از تمایل به زیبایی ناشی می‌شود و اگر در مورد آن درست فکر نشود هیچ نخواهد بود. در مورد گفت‌و‌گوهای آن نمایش باید گفت، می‌توان یک اثر تراژدی را به شکل کمدی اجرا کرد. خنده در بیننده لزوما ترس را از بین نمی‌برد اما به کاهش آن کمک می‌کند. هیچ‌وقت نگران نباشید، با ایجاد خنده اثر تراژدی از بین نمی‌رود. برعکس بدین‌وسیله می‌شود آن را تشدید کرد. قانون کلی هر هنری بستگی به چیزی دارد که به آن رجوع کند. نقاشی با چشم کار دارد و به دانش بینایی مربوط می‌شود. موسیقی با گوش شنیده می‌شود و به دانش صداها رابطه پیدا می‌کند. تئاتر با طبیعت انسان سر و کار دارد و آن را باید در دانش روان‌شناسی و فیزیولوژی جست‌وجو کرد. یکی از اصول فیزیولوژی این است که اشتیاق برای احساسات تشدید شده را می‌توان با احساس ضد آن تسلی داد. برای مثال اثر یک نمایش درام، خنده‌های عصبی یا اشک شادی است. به دلایلی که گفتم نمی‌توانم آن گفت‌وگوها را در اثر کمدی خود حذف کنم. دوم اینکه لزوم یک گفت‌وشنود خوب، پایان آن است و یک محاوره درست باید واکنش‌های اشخاص در برابر یکدیگر را به‌طور طبیعی نشان دهد و نباید تنها به‌صورت نوشته‌های یک نویسنده گفته شود. این پایان‌ها نه‌‌تنها ارزشی هنری بلکه اثری فیزیکی نیز دارند. آنها زمان کافی برای نفس تازه کردن را به بازیگر می‌دهند.

دوست همیشگی شما

اسکار وایلد/  مارس ۱۸۸۳

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند