با توجه به شناختی که از موسیقی جهانی دارید فکر می‌کنید در ایران بتوان این هنر را به صنعت تبدیل کرد؟

این فرآیند شروع شده است. تبدیل هنر به صنعت دو محور دارد، یکی تکثیر مکانیکی یا نشر انبوه است که از نوشته‌های والتر بنیامین نظریه پرداز فرهنگی هنری آلمانی استخراج شده و به نوعی تبدیل به اساس قوانین حق پخش شده است و دیگری جذب سرمایه‌های عام، غیرتخصصی یا غیرعلاقه‌مند به موسیقی است. اولی که انجام شده است، اما دومی هنوز بسیار جای کار دارد. تا روزی که خانواده‌ها از فرزند موزیسین خانواده‌شان می‌خواهند که در کنار درس و کار به علاقه‌هایش مثل موسیقی برسد، یعنی موسیقی را به‌عنوان کار نپذیرفته‌اند، نشان از آن دارد که صنعت نشده است.

  چه زمانی موسیقی منبعی برای درآمد محسوب می‌شود و اصولا با هنر برای پول و کسب درآمد موافقید یا ادعای برخی را که از هنر برای درآمد استفاده نمی‌کنند تایید می‌کنید؟

از زمانی که صفت حرفه‌ای به آن اضافه می‌شود. به نظر من کار حرفه‌ای از زمانی شروع می‌شود که شما مراحل آموزشی و تمرینی را گذرانده‌اید و به‌عنوان گیرنده یا ارائه‌دهنده‌ خدمتی در اکوسیستم موسیقی پول می‌پردازید یا دریافت می‌کنید و حرفه‌ای‌گری بدون تراکنش مالی و درآمد معنی ندارد چراکه بدون درآمد حداقل هزینه‌های جاری و تبلیغاتی کار تامین نمی‎شود و در نهایت هنرمند را در یک حلقه‌ باطل حذف شدن می‌اندازد.

  برای توزیع منصفانه درآمد حاصل از موسیقی چه پیشنهادی دارید؟ که صرفا تهیه‌کننده یا خواننده ذی‌نفع نباشند!

کمک کنیم فستیوال‌های موسیقی مفصل و چند روزه شکل بگیرند، استقبال از کنسرت‌های بی‌کلام، سولو آرتیست و اجراهای گروه‌های مستقل موسیقی بیشتر شود تا دیگر اقتصاد این حوزه در گرو خواننده و تهیه‌کننده نباشد.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند