پس از آن، کم‌کم که از برنامه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیشتر استفاده کرد، تکرار دیدن این آثار موجب علاقه او به حضور در این رشته شد و در نهایت با انتخاب رشته عروسک‌گردانی برای همیشه در دنیای کودکان و نوجوانان باقی ماند و دغدغه مهم زندگی‌اش را شادکردن کودکان و نوجوانان می‌دانست. فنی‌زاده نخستین بار در سال ۱۳۶۴ در برنامه عروسکی تلویزیونی «چتر با آواز باران» عروسک‌گردانی را تجربه کرد. این برنامه برای شبکه اول سیما در قسمت‌های ۲۵ دقیقه‌ای طراحی شده بود که در آن ۲ عروسک جوجه وجود داشت که عروسک‌گردانی و آوازخوانی یکی از آنها را بر عهده داشت. پس از آن در کاری با نام «زاغ کنجکاو» به کارگردانی رضا فیاضی حضور پیدا کرد و کم‌کم جای خودش را به‌عنوان عروسک‌گردان در تلویزیون تثبیت کرد. «گربه آوازخوان» ساخته زنده یاد کامبوزیا پرتوی از دیگر آثار او در این دوره بود اما قبل از کلاه‌قرمزی با ایرج طهماسب و حمید جبلی چند کار عروسکی انجام داده و با کار یکدیگر آشنا بودند اما با برنامه صندوق پست و ورود کلاه‌قرمزی به آن بود که به شهرت رسید.کلاه قرمزی که اصلا قرار نبود در این برنامه ماندگار شود، اما ماندگار شد و بدل به مشهورترین کار وی شد. از نظر فنی‌زاده شکل ظاهری عروسک چندان مهم نبود. او ساختار بیرونی عروسک را چندان مهم نمی‌دانست و برایش بیش از هر چیز سازنده عروسک مهم بود زیرا معتقد بود تا زمانی که یک عروسک به خوبی ساخته نشود، عروسک‌گردان نمی‌تواند به‌خوبی با آن عروسک ارتباط برقرار کرده و آن را حرکت دهد.فنی‌زاده بیش از اینکه به دنبال عروسک‌های زیبا باشد به دنبال عروسکی بود که بتواند با آن خوب کار کند. در مرحله بعدی گروه تولید برای وی اهمیت داشت و اینکه برای ساخت برنامه چقدر فکر و اندیشه برای گروه مهم است و چقدر برای برنامه عروسکی کار می‌کنند.

مرضیه برومند:‌ «دنیا را از بچگی می‌شناختم. یکی از آخرین روزهایی که او را دیدم در جشنواره شانزدهم تئاتر عروسکی و برای افتتاح نمایشگاه عروسک‌های مرحوم جواد ذوالفقاری بود که دنیا هم آمد، آن هم با حالی خراب و دائما می‌گفت قدر هم را بدانیم و سخت است که فقط وقتی یکدیگر را از دست می‌دهیم یادمان می‌افتد که باید با یکدیگر مهربان باشیم و قدر هم را بدانیم. دختری دوست‌داشتنی و شاداب بود و حتی در روزهایی که حالش بد بود هم می‌خندید.»

حمید جبلی و ایرج طماسب بعد مرگ دنیا فنی‌زاده در پیام مشترکی نوشته بودند: «روزی که خداوند مهربان انسان نازنینی به نام دنیا فنی‌زاده را سر راه ما قرار داد تا با همکاری او عروسکی دوست داشتنی و شیرین خلق شود، فکر نمی‌کردیم به این زودی او را از دست بدهیم. اما از آنجا که مالک اصلی انسان، خداوند مهربان است، اشک‌های خود را پاک می‌کنیم و به این اندوه بزرگ تسلیم می‌شویم.دنیا فنی‌زاده روش فرشته‌ها را در پیش گرفت. شریف و نجیب، با مهارتی مثال زدنی در حرفه و شغل خود و بی‌هیچ چشم‌داشتی کار کرد. پشت عروسک‌ها خود را پنهان کرد تا به ما آموزش دهد که می‌توان کار خوب انجام داد و دیده نشد.عشق عجیبی به کودکان و دنیای آنها داشت و همواره لبخند کودکان، او را شاداب می‌کرد. شاید هیچ کودکی او را نشناسد، اما تاثیر او بر کودکان تا مدت‌ها باقی خواهد ماند.»

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند