ژنو ۲۲ مرداد ۱۳۶۸

به عرض محترم حضرت آقای دکتر محمد رحیمیان که با اجازه ضمنی ایشان خود را دوست صمیمی و دعاگوی ایشان می‌خوانم، می‌رساند که مراحم بی‌پایان حضرتت مرا مشوق گردید که کتابخانه خودم را که گمان می‌رود دارای دو‌هزار و پانصد الی سه‌هزار جلد کتاب کوچک و بزرگ باشد به دانشگاه تهران (خانه امید نجات و رفاه و رستگاری ملک و ملت ایران) هدیه ناقابلی بسازم. عواطف دوستانه مرد مردانه‌ای چون حضرتت که هرگز سعادت دیدار و حضورش را نیافته‌ام برای چون من کسی که هرچند از زنده بودن و صدسالی در این دنیا که خوب می‌دانیم چنانکه در کتاب مجید آسمانی ما در واقع جز لهو و لعب نیست روح خسته‌ام را زنده و محظوظ ساخت. خدا به شما عوض بدهد که به مهم‌ترین نعمت الهی یعنی محبت و صفا راه‌یافته‌اید و در آن راه قدم بر‌می‌دارید. خداوند به من باز قدری مهلت عطا فرماید تا از الطاف و مراحم شما قدری بیشتر نصیب بگیرم. خدا یار و یاور و نگهدار و توفیقات الهی شامل احوال و روزگارتان باشد. الاحقر سیدمحمدعلی جمال‌زاده.

از پیک الطاف عالی دوست دیرینه‌ام حضرت آقای دکتر شیخ‌الاسلام یک‌دنیا امتنان دارم.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند