نیکی کریمی با بازی در فیلم عروس در۱۹ سالگی یکی از آن چهره‌ها بود که نه تنها خود به سرعت به پدیده‌ای نوظهور در سینما مبدل شد، بلکه بدون آن که خود بداند راه را برای ورود خیل هنرپیشگان جوان باز کرد. به گفته خودش، او برعکس بسیاری از جوانان مشتاق بازیگری، که به سختی به دنیای سینما راه می‌یابند، بدون گذراندن دوره‌های سخت آموزشی و تنها با خوش‌شانسی وارد این حرفه شد. با این همه قدر خود و موقعیتی را که به دست آورده بود دانست و با آموختن و گزیده‌کاری توانست جایگاه مناسبی برای خود فراهم کند. نیکی کریمی متولد ۱۳۵۰ از خانواده‌ای تفرشی در تهران به‌دنیا آمد. کریمی از دوران کودکی خود این‌گونه یاد می‌کند: «راستش در دوران بچگی، زیاد درسخوان نبودم و تجدید هم می‌آوردم، یادم می‌آید یک‌بار در کلاس اول دبیرستان در درس عربی، نمره بدی آوردم، در ریاضی هم تجدید شدم، اما شیمی و زبان انگلیسی‌ام خوب بود، به‌خصوص زبان که به هم‌کلاسی‌هایم، درس می‌دادم. هیچ‌گاه در کلاسی مردود نشدم، ولی هر سال یک تجدید می‌آوردم. حال و حوصله کلاس‌های جغرافی و ریاضی را اصلا نداشتم. بیشتر اوقات هم به بهانه بیماری سر این کلاس‌ها حاضر نمی‌شدم.»

با همه بازیگوشی‌های نوجوانی جوانه ادبیات و هنر در همان زمان در وجودش ریشه دواند. کریمی در این باره گفته است: «بیشتر به نویسندگی فکر می‌کردم مثل خیلی از بچه‌ها در دوران کودکی علاقه زیادی به کارتون داشتم. تن‌تن، سندباد و علی‌بابا، خانواده دکتر ارنست و... کارتون‌های مورد علاقه‌ام بود. ضمن اینکه از کودکی علاقه شدیدی به ترجمه داشتم. در دوران دبیرستان، یک تئاتر مدرسه‌ای داشتیم که در خود مدرسه بارها آن را اجرا کردیم و مورد استقبال قرار گرفت، یادم می‌آید آن زمان تئاتری اجرا می‌کردیم که نامش «فروغ» بود، این تئاتر آنچنان مورد استقبال قرار گرفت که به دبیرستان‌های مختلف می‌رفتیم و آن را به نمایش می‌گذاشتیم. علاقه به بازیگری از کودکی در وجود من بود، کتاب‌های زیادی می‌خواندم که بیشترشان رمان بود، خودم را جای شخصیت اصلی داستان می‌گذاشتم و از همان زمان بود که علاقه به بازیگری در وجود من رشد کرد و من هم سعی کردم آن را پرورش دهم و این‌گونه شد که به بازیگری رو آوردم.»

بازی در فیلم «سارا» ساخته داریوش مهرجویی را باید نقطه عطفی در دوران بازیگری کریمی دانست. وی در این‌باره گفته است: «فکر می‌کنم خداوند گاهی تقدیری برای برخی از بندگانش تعیین می‌کند که بتوانند با کارگردانی چون داریوش مهرجویی کار کنند. او عامل پیشرفت من بود و راه را برای من در سینما باز کرد و باعث شد که اتفاقات بسیار خوبی در زندگی من رخ دهد.» نیکی کریمی در فیلم «سارا» به‌عنوان بازیگر اصلی این فیلم موفق به کسب جوایزی همچون جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره‌های سن سباستین و سه قاره نانت در سال ۱۹۹۲ شد. کریمی پس از بازی در چند فیلم از کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی و داریوش فرهنگ، در سال ۱۳۷۷ در فیلم دو زن به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد. نیکی کریمی با بازی در این فیلم، به بازیگر ثابت چند فیلم بعدی تهمینه میلانی تبدیل شد.

نیکی کریمی علاوه بر بازیگری، به دلیل تسلط بر زبان انگلیسی چند رمان و کتاب زندگینامه مارلون براندو را نیز ترجمه کرده است. همچنین عکاسی از دیگر علایق او به‌شمار می‌رود؛ علاقه‌ای که باعث همنشینی او با بزرگان عرصه هنر و سینما شد. این بازیگر در این باره تعریف می‌کند: «از سال ۷۶ عکاسی کرده‌ام. با عباس کیارستمی همیشه آخر هفته‌ها به اطراف تهران می‌رفتیم  یا چند روزی به همدان و از آن جا سر از یکی از شهر‌ها و روستاهای کوچک کردستان در می‌آوردیم  یا می‌انداختیم به سمت شمال و گاهی میهمان خانواده‌های ترکمن می‌شدیم. تقریبا تمام راه‌ها و گذر‌گاه‌های اطرف دماوند به سمت منزل فرشید مثقالی که از مقصدهای همیشگی مان بود  یا را‌ه‌های کردان اطراف منزل مرتضی ممیز را هر سال در فصل‌های مختلف عکاسی می‌کردیم و چه خوب بود این عکاسی از مکان‌های همیشگی و آشنا و غرق شدن در جادوی لحظه و زمان. باید بگویم که عکاسی جدی را از عباس کیارستمی یاد گرفتم. زاویه ها، افق ها، قاب‌ها و نور‌ها را. گاهی سفری چهار ساعته به شمال ده یا ده‌ها ساعت طول می‌کشید.بی‌وقفه می‌ایستادیم و عکس می‌گرفتیم، صبر می‌کردیم تا نور خوبی روی تپه ماهوری دیده شود  یا باد بر درختی بوزد. پس از هر سفر عکس‌ها چاپ می‌شدند و به دقت دیده و بررسی و بحث می‌شدند و آنهایی را که بیشتر دوست داشتیم، کنار گذاشته می‌شدند و این‌گونه عکاسی شد یکی از کارهای روزانه من در کنار خواندن کتاب و فیلم‌نامه و ترجمه.»

نیکی‌کریمی اکنون در ۴۹ سالگی با کارنامه‌ای از بازیگری، کارگردانی و داوری جشنواره‌های بین‌المللی همچنان در حال آموختن است و همین عامل او را به پیش می‌برد. خود در این‌باره گفته است: « من بازیگری را با علاقه‌ای که به ادبیات و هنر سینما دارم،  آگاهانه انتخاب کردم، فکر نمی‌کنم چیزی را طی مدت بازیگری‌ام از دست داده باشم، در هر فیلمی که بازی یا کارگردانی می‌کنم، به دنبال یاد گرفتن هستم، هر نقشی برای من تجربه جدیدی دارد. هر نقشی برای من لذت جدیدی دارد. انسان‌هایی به موفقیت می‌رسند که سعی می‌کنند درست بیاموزند و از توانایی‌های خود نهایت استفاده را ببرند.»

 

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند