سپس صبحانه می‌خورد و بعد از آن دوباره تا ساعت ۱۰ کار می‌کرد. ساعت ۱۰ از خانه بیرون می‌رفت و در شهر پیاده‌روی می‌کرد؛ کارهای روزمره را انجام می‌داد و بعد به استخر می‌رفت. بعد از نیم ساعت شنا ساعت ۱۱:۴۵ به‌خانه برمی‌گشت و ایمیل‌هایش را چک می‌کرد و ناهار می‌خورد. تا عصر نیز کارهای موردعلاقه‌اش را انجام می‌داد مثل گوش دادن به موسیقی که معتقد بود ذهن پرتلاطمش را آرام می‌کند. یکی از مهم‌ترین عادت‌های ونه‌گات این بود که در تمام طول روز درازنشست می‌کرد. شاید عجیب‌ترین چیزی که در زندگی‌اش وجود داشت این بود که مدام به چیزهای عجیب و غریب و وهم آلود فکر می‌کرد. همین فکرها باعث می‌شد داستان‌هایش هم عجیب‌وغریب شکل بگیرند‌. 

پس از انتشار مشهورترین کتابش یعنی «سلاخ خانه شماره پنج»، دچار افسردگی شدید شد و بیشتر وقت‌ها به خودکشی فکر می‌کرد. حتی سال 1984 تلاش کرد با مصرف قرص‌های خواب‌آور و الکل به زندگی پایان بدهد؛ اما ناموفق بود. او در ظاهر شوخ طبع بود و با اطرفیانش هم همین‌گونه رفتار می‌کرد؛ اما به‌شدت نسبت به همه چیز بدبین بود. موهایش را هرگز مرتب نمی‌کرد. لباس‌هایش چروک بود و پشت‌سر هم سیگار می‌کشید و سرفه می‌کرد و نفس‌هایش سنگین می‌شد و همچنان سیگار کشیدن را ادامه می‌داد.  کورت ونه‌گات در سال ۱۹۲۲ درشهر ایندیاناپولیس در ایالت ایندیانا به دنیا آمد. در جوانی در ارتش نام‌نویسی کرد و برای نبرد در جنگ جهانی دوم به اروپا اعزام شد. او خیلی زود به دست نیروهای آلمانی اسیر و در درسدن زندانی شد و در نتیجه شاهد بمباران این شهر توسط بمب‌افکن‌های متفقین بود که بیش از صد و سی و پنج هزار نفر کشته به جا گذاشت. پس از پایان جنگ و بازگشت به ایالات‌متحده آمریکا، در دانشگاه شیکاگو، ایلینوی به تحصیل مردم‌شناسی پرداخت. پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشد او در این دانشگاه مردود اعلام شد؛ اما خودش این پایان‌نامه را بهترین دستاوردش برای فرهنگش می‌داند. 

 

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند