این منتقد در ادامه به نقدکردن خود پرداخت و گفت: اگر نتوانم خودم را نقد کنم منتقد نیستم. خدا به من لطف کرده که چنین اشتباهی را مرتکب شوم تا بفهمم کجا ایستاده‌ام. نقد استثنا ندارد. آدمی که بی‌نیاز به نقد باشد مرده است. من با این اتفاق فهمیدم نباید وارد حوزه‌ای می‌شدم که تخصصی در آن ندارم. مدیوم من سینما، رمان و داستان کوتاه است. فهمیدم که در شعر و البته موسیقی نباید ورود کنم؛ به‌خصوص شعر کلاسیک ایران که اصلا شوخی‌بردار نیست. فراستی گفت: من ۳۰سال فریاد زدم که «فرم» مهم است ولی خودم در خواندن شاهنامه، فرم را رعایت نکردم. من اسیر معنا شدم و فرم را نفهمیدم. می‌خواستم اشتراک معنایی میان شاهنامه فردوسی و خوان هشتم اخوان‌ثالث را بررسی کنم اما فایده نداشت؛ چون فرم را بلد نبودم. فرم یعنی صحیح خواندن لغات و خوانش شعر با لحن درست. حتی خلاصه قصه‌ای که از اشعار گفتم هم نادرست بود. این اشتباه یک نمره‌ صفر برای من است.

 

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند