به خدمتکارش پول می‌داد تا او را هر روز ساعت پنج و نیم صبح بیدار کند تقریبا همان موقع کارش را شروع می‌کرد و تا ساعت هشت و نیم می‌نوشت. گاهی پیش می‌آمد که نوشتن رمانی را ساعت هفت صبح به پایان می‌رساند و بلافاصله کاغذ دیگری جلویش می‌گذاشت و رمان بعدی‌اش را شروع می‌کرد. تقریبا هر ۱۵ دقیقه ۲۵۰ کلمه می‌نوشت و می‌گفت این امر تقریبا به عرف و رسم من تبدیل ‌شده است. این عادت باعث شده بود تا در طول ۱۰ ماه یک رمان سه جلدی بنویسد. او بسیار دقیق بود و با آدم‌ها معاشرت می‌کرد. علاقه داشت به‌طور دقیق زندگی مردم را زیر نظر بگیرد. در مصاحبه‌ای گفته بود: من این‌گونه با آدم‌های خود زیسته‌ام و هر توفیقی که یافته‌ام از همین راه بوده است. نمایشگاهی از این آدم‌ها هست و درباره همه آنها که در این تالار هستند می‌توانم بگویم که آهنگ صدا و رنگ مو، هر پرتو نگاه و لباس همه آنها را می‌شناسم. در مورد هر مرد می‌توانم ارزیابی کنم که می‌تواند فلان یا بهمان سخن را گفته باشد یا خیر. در مورد هر زن می‌توانم بفهمم که آیا در مقابل فلان یا بهمان سخن تبسم می‌کند، یا ابرو‌ها را در هم می‌کشد. ترولوپ نویسنده انگلیسی در دوره ویکتوریا است که به پایبندی اخلاقی معروف بود. عمده‌ترین اثرش شش‌گانه سرگذشت بارست‌شایر است.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند