او تا ظهر کار می‌کرد و ساعت ۱۲ ناهار می‌خورد. از هیچ غذایی بدش نمی‌آمد و همیشه از آشپز تعریف می‌کرد. پس از ناهار دوباره از خانه بیرون می‌رفت و دور دوم پیاده‌روی روزانه‌اش را انجام می‌داد.  جایی خوانده بود که برای سلامتی باید در روز دو ساعت پیاده‌روی کرد و به‌شدت به این عادت پایبند بود.  میسن کری در کتاب عادات و آداب روزانه بزرگان که در ایران با ترجمه حسن کامشاد منتشر شده از قول برادر چایکوفسکی نوشته است: یک جایی دریافته بود که انسان برای سلامتی‌اش دو ساعت پیاده‌روی لازم دارد؛ در رعایت این دستور سختگیر و خرافاتی بود، گویی اگر پنج دقیقه زود برمی‌گشت مریض و دچار انواع و اقسام بدبختی‌های باورنکردنی می‌شد. او موقع پیاده‌روی به نوشتن آهنگ‌هایش فکر می‌کرد و در واقع این برنامه را با کار گره زده بود و می‌گفت بذر آهنگ‌ها معمولا به طرزی بسیار نامنتظر سر برمی‌آورد. چایکوفسکی پس از پیاده‌روی چای می‌نوشید و از ساعت ۵ دوباره کار می‌کرد که معمولا دو ساعت طول می‌کشید. راس ساعت ۸ شام می‌خورد و پس از آن اگر میهمان داشت ورق بازی می‌کرد و اگر تنها بود فال می‌گرفت و کتاب می‌خواند. چایکوفسکی از لحاظ  سلامت روان با مشکلات  بسیاری دست و پنجه نرم می‌کرد اما عادت عجیبی داشت. او چانه‌اش را هنگام اجرا با دست چپ نگه می‌داشت چون فکر می‌کرد سرش به پایین می‌افتد.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند