خوآن میرو هر روز ساعت شش صبح از خواب بیدار می‌شد و دوش می‌گرفت و صبحانه می‌خورد.صبحانه اش را قهوه و چند برش نان شکل می‌دادند. راس ساعت هفت صبح به آتلیه می‌رفت و تا دوازده بی‌وقفه کار می‌کرد. آن گاه دست از کار می‌کشید و یک ساعت ورزش پرتحرک مانند دو و مشت زنی می‌کرد. ساعت یک بعد از ظهر ناهار سبکی می‌خورد و پشت آن فنجان قهوه می‌نوشید و سه عدد سیگار می‌کشید. پس از آن نوبت به یوگای مدیترانه‌ای می‌رسید. یک ساعتی یوگا کار می‌کرد و آن وقت نوبت خوابیدن بود. زمان استراحتش در عصر فقط یک چرت پنج دقیقه‌ای بود. ساعت دو با رفقایش قرار می‌گذاشت و به کارهای تجاری اش می‌رسید. خوآن میرو از ساعت سه عصر دوباره کارش را در آتلیه آغاز می‌کرد و تا غروب بی‌وقفه کار می‌کرد. ساعت هشت شام می‌خورد و مطلبی می‌خواند و به موسیقی گوش می‌کرد. برنامه روزانه‌اش تحت هیچ شرایطی به هم نمی‌ریخت. از اینکه یک اتفاق بتواند برنامه اش را تغییر بدهد، متنفر بود. یکی دیگر از عادت‌هایش این بود که هرگز در مراسم رونمایی و مهمانی‌ها شرکت نمی‌کرد. می‌گفت از این مراسم بیزارم چون همه تجاری و سیاسی‌اند و حاضران زیادی حرف می‌زنند و اعصابم را خرد می‌کنند. میرو در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ میلادی، پیش از آنکـه جـنگ داخـلی اسپانیا و جنگ جهانی دوم‌ زندگی‌اش‌ را مختل سازد، علاقه داشت که تابستان را در اسپانیا و زمستان را در پاریـس‌ سر کند. او از فضاها الهام گرفت و تابلوی مزرعه را خلق کرد که یکی از آثار مشهور اوست. در جایی گفته است: «مزرعه ما حصل‌ کل زندگی من بود که در آنجا تـجربه کـرده بـودم، ۹ ماه کـه در مـزرعه‌ کار کردم یعنی روزی هفت، هشت ساعت، رنج کشنده‌ای کشیدم. دائم خط‌ می‌زدم‌ و تاثیرات بیگانه‌ را دور می‌ریختم تا بی‌واسطه به‌ کاتالونیا وصل شوم.»

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند