این نویسنده و روزنامه‌نگار هر روز قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می‌شد و قبل از هر کاری شروع می‌کرد به روزنامه خواندن. مارکز یک گزارش‌نویس و یادداشت‌نویس حرفه‌ای بود و به همین دلیل زندگی‌اش با روزنامه پیوند عجیبی داشت و بارها تاکید کرد که دلش می‌خواهد بیشتر به‌عنوان روزنامه‌نگار شناخته شود.

در تمام سال‌هایی که مشغول روزنامه‌نگاری بود از ضبط صوت تنفر داشت و از کاغذ و قلم برای نکته‌برداری استفاده می‌کرد. برای نوشتن هر یادداشت هزار و ۵۰۰ تا هزار و ۸۰۰ کلمه‌ای، ۵ تا ۶ ساعت وقت می‌گذاشت. خودش را در یک اتاق پر از مجله، کتاب و تقویم حبس می‌کرد تا یادداشتش به سرانجام برسد.

یکی دیگر از عادت‌هایش این بود که وقتی کتابی را تمام می‌کرد حتما باید مدتی را در استراحت می‌گذراند تا بتواند نوشتن اثر بعدی را شروع کند. در واقع وقتی کتابی را تمام می‌کرد دست و دلش به کار نمی‌رفت. در یک مصاحبه گفته است نویسنده هر کاری می‌کند تا از نوشتن فرار کند یعنی به هر کار سختی دست می‌زند برای اینکه ننویسد. من دست کم از اینکه پشت ماشین تایپ بنشینم وحشت دارم. اطرافش می‌چرخم و به آن نگاه می‌کنم، با تلفن حرف می‌زنم و ترجیح می‌دهم اول روزنامه بخوانم. از دیگر عادت‌های مارکز این بود روی کاغذ سفید ۳۶ گرمی بنویسد و اگر این کاغذ را نداشت، نمی‌توانست بنویسد؛ اما در هر شرایطی می‌توانست کار کند. غیر از اتاق کارش در هتل‌ها و کافه‌ها و...هم شروع می‌کرد به نوشتن و معتقد بود این ویژگی را از روزنامه‌نگاری آموخته چون راس یک ساعت مشخص روزنامه باید به چاپخانه برود.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند