این نویسنده برای اینکه بتواند داستان بنویسد نمی‌توانست پشت میز بنشیند شروع کند به نوشتن. خیلی وقت‌ها وان حمام را پر از آب می‌کرد و با خیال راحت در آن می‌نشست و داستان می‌نوشت. نکته عجیب دیگر این بود که برای نوشتن از کاغذهای رنگی استفاده می‌کرد. داستان‌هایش را روی کاغذ آبی می‌نوشت و مقاله‌ها را روی کاغذ صورتی و شعرهایش را روی کاغذ زرد. از دیگر عادت‌هایش شوخی‌های زننده بود. وقتی وارد محفلی می‌شد با خیلی‌ها شوخی می‌کرد و اگر کسی می‌خواست چند سطری برایش یادگاری بنویسد، دوما کاغذ را برمی‌داشت و در آن حروف الفبا را می‌نوشت. دوما بسیار خوش‌خط بود و به مطالعه علاقه فراوانی داشت. عادت کرده بود هر روز چند ساعت کتاب بخواند و این نکته به نویسندگی‌اش کمک زیادی کرد.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند