او موها و ریش‌های بلندی داشت ولی عادت کرده بود موقع نوشتن یک رمان آنها را با قیچی بتراشد. می‌گویند وقتی درحال نوشتن رمان «گوژپشت نتردام» بود ریش‌ها و مو‌های سرش را قیچی کرد تا با آن شکل و شمایل نتواند خانه را ترک کند و کتابش را زودتر تمام کند. هوگو معمولا کارهایش را پشت گوش می‌انداخت. از این رو از روش‌های عجیبی استفاده می‌کرد تا خودش را مجبور به انجام کار کند. مثلا به خدمتکاران می‌سپرد‌ که لباس‌هایش را از او دور کنند تا از خانه بیرون نرود. ویکتور هوگو، در تابستان ۱۸۳۰، برای تحویل داستانش با یک ضرب‌الاجل غیرممکن روبه‌رو شده بود. یک سال قبل از آن، ویکتور هوگو به ناشرش قول یک کتاب جدید را داده بود. اما به جای نوشتن، آن سال را صرف مهمان‌هایش و مسائل دیگر کرده بود و کارش را به تعویق انداخته بود. ناشرش هم که دست خالی مانده‌ بود، در واکنش به این رفتار هوگو، ضرب‌الاجلی برای کمتر از شش ماه تعیین کرده بود و گفته بود این کتاب باید تا فوریه ۱۸۳۱ تمام شود. هوگو نقشه‌ای ترتیب داد تا اهمال‌کاری‌اش را شکست بدهد. تمام لباس‌هایش را جمع کرد و به کسی سپرد تا آنها را در صندوقی مهر و موم کند. هیچ چیزی جز یک ردای بزرگ برایش باقی نمانده بود که بپوشد. اینکه برای بیرون رفتن هیچ لباس مناسبی نداشت سبب شد که حواسش به کار خودش جلب شود. تمام پاییز و زمستان سال ۱۸۳۰ به سرعت فقط نوشت و نوشت. گوژپشت نتردام دو هفته زودتر از موعد، در ۱۴ ژانویه ۱۸۳۱ منتشر شد.

 

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند