در یکی از گفت‌وگو‌های خود در ۱۹۷۷، برنامه بامدادی‌اش را این‌گونه شرح داد: ساعت ۶ صبح بلند می‌شوم. دور و برخانه پرسه می‌زنم، پنجره‌ها را باز می‌کنم، تو جعبه‌ها دنبال چیزی می‌گردم، کتاب‌ها را از اینجا بر می‌دارم می‌گذارم آنجا. چند سال است که می‌خواهم برای خودم یک فنجان قهوه دبش درست کنم ولی کار من نیست. می‌روم طبقه پایین و بعدش بیرون از خانه، هرچه زودتر بهتر. ساعت هفت پای تلفنم. حواسم هست آن وقت صبح به کی زنگ بزنم که از خواب که می‌پرد دلخور نشود. به بعضی‌ها سرویس واقعی می‌دهم، چون تلفن من در حکم بیدار باش هتل است، عادت می‌کنند که من ساعت هفت یا هفت و خرده‌ای بیدارشان کنم. فلینی در جوانی روزنامه نگار بود، ولی متوجه شد که خلق و خوی او با عالم سینما سازگارتر است- از حشر و نشر در کار فیلم‌سازی خوشش می‌آمد. می‌گفت: نویسنده در انزوای خود هر کاری می‌تواند بکند اما انضباط لازم دارد. باید ساعت هفت صبح بلند شود و با صفحه سفید کاغذ خلوت کند. من تنبل‌تر از این حرف‌هایم. گمان می‌کنم بهترین وسیله بیان را برای خودم انتخاب کرده‌ام. عاشق ترکیب بسیارارزشمند کار و زندگی با دیگرانم که کار فیلم‌سازی می‌کنند.

منبع: عادات و آداب روزانه بزرگان- میسن 

کاری ترجمه حسن کامشاد

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند