شطرنج آن‌قدر در زندگی‌اش نقش مهمی داشت که حتی در قایقش که با آن به دریا می‌زد یک میز کوچک می‌گذاشت و مهره‌ها را روی آن می‌چید. در زندگی خانوادگی هم با عادت‌های عجیبی دست و پنجه نرم می‌کرد. یکی از چیزهایی که باید در خانه او رعایت می‌شد، این بود که هیچ‌کس حق نداشت کلاهش را بالای تخت رها کند یا هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش حق نداشت نمک را به دست او بدهد و باید آن را روی میز می‌گذاشتند تا خودش بردارد.

جان وین علاوه بر سینما عاشق ورزش و ادبیات بود. با کسب بورس ورزشی به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رفت و در تمام سال‌های زندگی‌اش ورزش کرد. به کتاب‌های پلیسی علاقه زیادی داشت و آگاتا کریستی نویسنده محبوبش به حساب می‌آمد. آثار چارلز دیکنز را هم دوست داشت و هر زمان که برای بازی در یک فیلم قرارداد می‌بست، می‌گفت: «بارکیس حاضر است!» و این تکیه کلام آقای بارکیس بود وقتی که به دیوید کاپرفیلد می‌گفت که برای ازدواج کردن با پگوتی آماده است. آن‌گونه که نقل می‌کنند خیلی خرافاتی بود و چیزهای خرافاتی خیلی راحت می‌توانستند بر عقاید او تاثیر بگذارند؛ با این حال درباره سیگار کشیدن اصلا خرافاتی به دل راه نمی‌داد و روزی پنج پاکت سیگار می‌کشید. یکی دیگر از عادت‌هایش این بود که شیفته کار بود. نقش‌آفرینی‌اش در ۱۷۰ فیلم سینمایی حکایت از همین نکته دارد. تا جایی که می‌توانست برای مبارزه با سرطان وقت می‌گذاشت و به‌خاطر تلاش‌های خیرخواهانه‌اش در این مسیر فرزندانش موسسه سرطان جان وین را در سال ۱۹۸۵ تاسیس کردند. این سازمان کمک‌های مورد نیاز تعداد زیادی از پروژه‌های تحقیقاتی در زمینه درمان سرطان و موسسه سرطان جان وین را در مرکز سلامتی سینت جان در سانتا مونیکا کالیفرنیا فراهم می‌کند. او سر انجام خودش هم به‌دلیل بیماری سرطان فوت کرد.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند