او نیز عادت‌های عجیبی داشت.عاشق سفر بود و بخش وسیعی از زندگی‌اش در سفر گذشت.خاصیت سفرها برای او این‌گونه بود که به او الهام می‌بخشید تا آثار جاودانه‌اش را خلق کند. از سویی به واسطه همین سفرها با بزرگان هنر جهان ارتباط پیدا کرد. به‌عنوان مثال کارهای باخ و ملاقات با او تاثیر زیادی در موتزارت و آینده‌اش گذاشت. سفر‌های مداوم او موجب شد تا در معرض سبک‌های گوناگون موسیقی به خصوص سبک‌های ایتالیایی و آلمانی قرار گیرد. به گفته دنیل بورستین تاکنون هیچ آهنگساز دیگری موفق به چنین تلفیق هنرمندانه هم‌نوایی ایتالیایی با صداهای متعدد و گوناگون آلمانی و ایجاد موسیقی ایده‌آل اروپایی نشده است. این درحالی است که معاصران او مانند باخ و‌ هایدن، هرگز درچنین طیف گسترده‌ای سفر نکرده بودند. در طول این سفرها برای آنکه اعضای خانواده بتوانند از گذرگاه‌های سخت به‌راحتی عبور کنند برای نگهبانان ویولون می‌نواخت. نقل می‌کنند که بسیار آدم شوخ‌طبع و بذله‌گویی بوده و علاقه زیادی داشت که دور و بری‌هایش را سر کار بگذارد. یکی دیگر از عادت‌هایش این بود که صدای گربه‌ها را تقلید می‌کرد. هر وقت از تمرین خسته می‌شد، دور میزها می‌چرخیدو میو میو می‌کرده می‌گویند از تقلید صدای گربه خیلی لذت می‌برد و همین علاقه باعث شد آهنگی به‌نام The Cat Duet یا همخوانی با گربه را بنویسد که ماجرای آهنگ از این قرار است که مرد با آواز از همسرش سوالاتی می‌پرسد و زن تنها با «میو» جواب می‌دهد. کم‌کم شوهر نیز شروع به میو‌میو کردن می‌کند، البته به‌صورت موزیکال! موتزارت در تمام دوران زندگی‌اش با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد و به نوعی با مریضی خو کرده بود. مشکلات سلامتی‌اش هنگامی‌که بسیار کوچک بود آغاز شد. هنگامی ‌که برای اجرای برنامه به دیگر کشورها سفر می‌کرد علائم اولیه ابتلا به سل را نشان داد. پدر موتزارت، لئونارد، دارویی موقتی برای او تهیه کرد که ترکیبی از شیر با دانه‌های خربزه زمینی و دانه‌های خشخاش بود؛ این دارو را دکتر محلی پیشنهاد کرده بود. 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند