ناباکوف به زبان‌های روسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی تسلط داشت و با رمان «لولیتا» که در سال ۱۹۵۵ به انگلیسی نوشت و پس از ماجراهایی در فرانسه به چاپ رسید، شهرت فراوان یافت. ولی از همه مهم‌تر او یک مهاجر بود. بنابراین آثار ناباکوف اغلب روی مسائل مهاجرت و خانواده‌های مهاجر تکیه دارد و ازاین رو می‌تواند برای مهاجران حائز اهمیت باشد.

عادات نوشتاری ناباکوف مشهور و عجیب است. او از سال ۱۹۵۰ عادت داشت دست‌نویس‌های اولیه را با مداد و روی کارت‌های ایندکسی که در برگه دان‌های دراز نگه می‌داشت، بنویسد. به گفته خودش چون شکل کامل رمان را پیش از شروع به نوشتن در ذهنش تصویر می‌کرد، با این روش می‌توانست با هر نظم دلخواهی صفحات رمانش را بر اساس آن کلیت تدوین کند. با برزدن کارت‌ها می‌توانست پاراگراف‌ها، فصل‌ها و کلیت کتاب را سریعا از نو بچیند.

ناباکوف طی سفری جاده‌ای در طول آمریکا شروع به نگارش دست‌نویس اول «لولیتا» کرد. او شب‌ها در صندلی عقب اتومبیل پارک‌شده‌اش می‌نشست و می‌نوشت. به قول خودش تنها جایی در کشور که نه سر و صدایی در کار بود و نه احضاریه‌ای.

او پس از چندین ماه کار سخت عاقبت کارت‌ها را به همسرش، ورا تحویل داد تا نخستین نسخه تایپی را آماده کند و البته همان نسخه را هم چند بار دیگر بازبینی کرد. ناباکوف در جوانی ترجیح می‌داد توی تخت‌خواب و با دود کردن سیگارهای پشت سر هم بنویسد، اما با بالارفتن سن و ترک سیگار عاداتش هم تغییر کرد. او همراه همسرش در آپارتمانی شش خوابه در طبقه بالای هتل پالاس در مونتروی سوئیس ساکن شده بود؛ جایی که می‌توانست از پشت میز تریبونش به دریاچه ژنو در آن پایین نگاه کند.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند